مائده مطهری زاده بیست و دوم اردیبهشت ماه بود که نماینده مردم نور و محمودآباد نسبت به تداوم و گسترش هجوم زمین خواری و ساخت وسازهای غیر مجاز در مازندران هشدار داد. مطلبی که بازتاب آن را در سخنان علی سلاجقه ریاست سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز میتوان یافت. معاون رئیس جمهور و رییس […]
مائده مطهری زاده
بیست و دوم اردیبهشت ماه بود که نماینده مردم نور و محمودآباد نسبت به تداوم و گسترش هجوم زمین خواری و ساخت وسازهای غیر مجاز در مازندران هشدار داد. مطلبی که بازتاب آن را در سخنان علی سلاجقه ریاست سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز میتوان یافت.
معاون رئیس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست که طی روزهای اخیر به همراه هیات دولت و رییس جمهور به مازندران سفر کرده بود، سواحل دریای خزر را ظرفی با گنجایش مشخصی برای سکونت در اطراف آن توصیف کرد و گفت: با توجه به تغییرات اقلیمی، هجوم بیرویه به سواحل، ساکنان شمالی را با خطر جدی ادامه زندگی مواجه میکند.
علی سلاجقه در جلسه شورای اداری شهرستان عباس آباد با توضیح این نکته که اکوسیستم خشکی با دریای خزر بسیار متفاوت است، افزود: یکی از تبعات این تغییرات بروز سیلابها، خشکسالیها و پدیده توفانهای گرد و غبار است که دامنه و شدت آن درحال گسترش بوده و گریبانگیر بسیاری از کشورها از جمله کشورهای غرب آسیا و خاورمیانه شده و خواهد شد.
وی با تاکید بر اینکه تغییرات اقلیمی و فرایند بارندگی سیل آسا دامن ساکنان حاشیه دریای خزر را نیز گرفته است، اظهار داشت: تعرض به دریای خزر و هجوم برای تصرف ساحل، خطرات جبران ناپذیری را برای ساحل نشینان شمالی ایران دارد.
سلاجقه با توضیح اینکه امروز هجوم برای سکونت در سواحل دریای خزر استانهای شمالی خطری جدی محسوب میشود، تصریح کرد: به همین دلیل دولت نسبت به حفاظت از عرصههای طبیعی به ویژه ساماندهی حریم ۶۰متری دریای خزر اهتمام جدی دارد.
استانهای شمالی همواره بهدلیل شرایط آبوهوایی و طبیعت بکر، موردتوجه شهروندان سایر مناطق کشور هستند، توجهی که طی چند سال اخیر، منجر به افزایش خرید زمینهای شمال کشور توسط غیربومیان، تغییر کاربری و ساختوساز شده است.
هجوم غیربومیان به نواحی مختلف شمال کشور در زمان حاضر، تهدیدی جدی محسوب میشود؛ تهدیدی که از وسعت اراضی کشاورزی میکاهد و در کنار آسیبی که به کشاورزی و مشاغل وابسته به آن میرساند، فرهنگ و سنت یک منطقه را نیز تحتتاثیر قرار میدهد. مشکلات مالی، نبود حمایت برای اشتغال در بخش کشاورزی و تولیدی، نبود شرایط اشتغال در منطقه، از عمده دلایل تمایل به فروش زمین در این مناطق محسوب میشوند.
موازنه مهاجرتی در کشور بههمریخته و بهنظر میرسد الگوی مهاجرتی تغییر کرده است. به این ترتیب برخی شهرها خالی از جمعیت و برخی شهرها از جمعیت سرریز میشوند. این امر میتواند نتیجه مهاجرت داخلی کنترلنشدهای باشد که دیگر نمیتوان از آن غافل بود، زیرا به چالش بزرگی تبدیل شده است. برخی را بیکاری از شهر خود میراند و برخی از بیآبی به ستوه میآیند. خشکسالی و کمبود آب یکی از آن دلایلی است که هم زندگی روزمره و هم کشاورزی را مختل کرده و بهعبارتی، معیشت مردم را نشانه گرفته است. این موضوع باعث میشود تا برخی شهروندان برای زندگی در شهرهای دیگر تلاش کنند که این اقدام در آینده چالشساز است.
ساختوساز در دل طبیعت در درجه اول باعث دور شدن حیات وحش از آن منطقه یا نزدیک شدن آنها به فضای روستایی میشود که خطرات حمله حیوانات به انسانها و برعکس را افزایش میدهد.
پناه بردن به کوهها در طبیعتی بکر با منظرهای بینظیر یکی از علاقهمندیهای افراد در تمامی دههها بوده که اکنون به یکی از شکلهای مهم گردشگری تبدیل شده است. طبیعتگردی، گردشگری روستایی و کشاورزی و کوهنوردی روشهای سفر به طبیعت و روستاهاست که بهویژه از زمان همهگیری کرونا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. اما نکته مهمی که در اینجا مطرح میشود اینکه، زمانی سفر به طبیعت در شکل طبیعتگردی و گردشگری معنا پیدا میکند که محل گذر و عبور گردشگران در مدت کوتاه باشد و پس از پایان سفر بدون ردپایی آن محل را ترک کنند و در جستوجوی مقصد جدید برای سفر بعدی باشند.
اما آنچه شاهد آن هستیم، سهمخواهی برخی از گردشگران از طبیعت (منابع طبیعی که مطابق قانون، مقررات و عرف، نباید تغییرکاربری به نفع خواص پیدا کند) و ماندگاری در آنجا برای بهرهبرداری دائم از زیباییهای یک منطقه است که پیامد آن، محرومیت عموم گردشگران از همان منابع طبیعی و تبعات بعدی این دستدرازی به ثروت عمومی است. در اینجاست که تقسیم اراضی و خرد شدن زمینهای روستایی و کشاورزی آغاز شده و با واگذاری زمینها به غیربومیها، ساختوسازهای جدید و در برخی موارد بسیار بیشتر از تراکم روستاها افزایش مییابد. در کنار این ساختوسازهای بیرویه و هجومی، شاهد تخریب کوهها، یا جادهسازی در یک کوه برای ساخت ویلاهای لوکس، هتل و گاهی آپارتمان در نوک کوه هستیم که علاوه بر تغییر هویت و بافت منطقه، آسیبهای زیست محیطی گستردهای را وارد میکند که در درازمدت خود را به شکلهای مختلف چون رانش زمین یا سقوط سنگها و… نشان میدهند.
تقریبا تمامی سه استان شمالی در چند دهه اخیر مورد هجوم غیربومیها و سهمخواهی آنها از طبیعت شمال قرار گرفتهاند که در استان مازندران و شهرهای نزدیک به تهران به بالاترین حد خود رسیده است. کافی است در مسیر روستایی منتهی به فیلبند قرار بگیرید، نهتنها شاهد تراکم بیش از حد ویلاها و آپارتمانها خواهید بود بلکه شکل، بافت و هویت روستایی نیز بهدلیل ساختوساز بیرویه به کلی تغییر یافته و دیگر خبری از طبیعت بکر و زیبا وجود ندارد و گردشگران به راحتی امکان دسترسی به همه منطقه را ندارند، مگر اینکه برای اسکان، ویلا یا خانهای را اجاره کنند.
این موضوع، بومیان منطقه را نیز به شدت تحتتاثیر قرار میدهد و چالشهای جدیدی را برایشان فراهم کرده است. اگرچه نبود شغل و کمبود درآمد در روستاها دلیلی بر فروش زمینها و خانههای روستایی بوده، اما این امر منجر به ورود غیربومیان بیش از ظرفیت روستا و بیشتر از جمعیت روستاییان شده است. نتیجه این امر تغییراتی در شکل و روش و ماهیت زندگی روستانشینی میشود که با تحمیل فرهنگ شهری همراه خواهد بود که میتواند فرهنگ روستایی را کمرنگ کند یا بهطور کلی از بین ببرد. از بین رفتن فرهنگ یک منطقه به معنای از دست دادن هویت آن است.
علاوه بر مشکلات فرهنگی، سلطهگری و برتریجویی شهریها نسبت به روستاییان، منجر به ترویج فرهنگ ارباب و نوکری به شکل غیرمستقیم شده است. بهطوری که در پارهای از مواقع روستاییان مجبور به گذشتن از حقوق خود و زیربار رفتن درخواستهای مهاجرانی شدهاند که گاهی به منطقه سفر میکنند، اما مالک اصلی منطقه بهشمار میروند. نکته حائز اهمیت بعدی در اینباره، آسیبهایی است که این ساختوسازها بر طبیعت، محیطزیست و حیات وحش وارد کردهاند. ساختوساز در دل طبیعت در درجه اول باعث دور شدن حیات وحش از آن منطقه یا نزدیک شدن آنها به فضای روستایی میشود که خطرات حمله حیوانات به انسانها و برعکس را افزایش میدهد. تخریب بخشهایی از مسیر برای ساخت ویلا در نوک کوه به دلیل عبور ماشینهای سنگین، باعث فرونشست جادهها یا رانش زمین در میانمدت میشود و از همه مهمتر تاثیراتی جدی در تغییرات اقلیمی وارد میکند.
بهگزارش سازمان املاک و مستغلات کشور، طی سالهای اخیر بیش از ۲۰ درصد از اراضی جنگلی و کشاورزی گیلان و بیش از ۳۳ درصد مراتع و جنگلها در مازندران به مناطق مسکونی تبدیل شده است. در این گزارش آمده که ۳۳ درصد مراتع و جنگلهای استانهای شمالی در ۲۵ سال اخیر تبدیل به مسکن و ویلا شده است. هجوم سرمایهداران به اراضی جنگلهای شمالی در شرایطی است که معامله املاک این اراضی برای محلیها بههیچوجه توجیه اقتصادی ندارد، اما برخی مشاوران املاک که شمار آنها دهها برابر دهه گذشته شده، توانستهاند سرمایهها را به این بخش بکشانند.
اردشیر گراوند، جامعهشناس شهری در رابطه با تبعات مهاجرت جمعیت شهرهای مرکزی به استانهای شمالی به صمت گفت: توان اکولوژیک اصطلاحی است که در موضوعات اقلیمی وجود دارد، به این معنا که سرزمینها براساس توان محیطزیستی نظیر منابع آبی، پوشش گیاهی و جانوری، امکانات توسعهای و… یک حجم مشخصی برای پذیرش نیروی انسانی و جمعیت ظرفیت دارند، بنابراین بیشازحد مجاز کشش جمعیتی نخواهند داشت و نباید سیل جمعیت بدون برنامهریزی به این مناطق مهاجرت کنند.
گراوند با اشاره به روند مهاجرت در شهرهای ایران گفت: توجه به توان اکولوژیک شهرها در کشور ما رعایت نشده و مشکلات زیادی را بهبار آورده است. بهدلیل اینکه ما بدون برنامه در مناطقی مثل یزد، اصفهان، کرمان، خراسانجنوبی و مناطق مرکزی، یکسری بارگذاریهای اشتباهی کردهایم که مخل محیطزیست شده و توان اکولوژیستی کشور را تحلیل برده است. این بارگذاریها شامل ایجاد تولید صنایع سنگین در برخی از این شهرها و تغییر کاربری بهسمت کشاورزی در برخی دیگر از آنهاست. درحالی که این مناطق کمآب بوده و تصمیمات یاد شده این شهرها را با تنشهای آبی گستره و محیطزیستی روبهرو کرده است.
وی خاطرنشان کرد: انسان یک موجود عاقل و انتخابگر است و ترجیح میدهد در مناطقی زندگی کند که حداقل شاخصهای محیطزیستی در آن فراهم باشد. آب یکی از این شاخصههای مهم و بنیادین برای زندگی و رفاه افراد است، در نتیجه با اینکه در شهرهای شمالی نیز با مشکل آب روبهرو هستیم، مردم ترجیح میدهند در این مناطق که پوشش گیاهی مناسبی دارند و به دریا هم نزدیک هستند، زندگی کنند. این اتفاق در نهایت منجر به برهمخوردن نظم زندگی اجتماعی میشود و روال زیستی افراد را از چارچوب عادی خود خارج میکند.
گراوند تصریح کرد: شرایط پیشآمده مقصران زیادی دارد، اما متهم ردیف اول این اوضاع، ضعف در نظام برنامهریزی حاکم در موضوعات بنیادی است که با فعالیتهای اشتباه، محیطزیست را با خلل مواجه و شهروندان را مجبور به جابهجایی و مهاجرت کرده است.
وی افزود: در نهایت، اتفاقی که میافتد، این است که در شهرهای شمالی دچار یک بیانضباطی شهری و روستایی در ساختوسازهای مجاز و غیرمجاز میشویم و این حجم عظیم از جمعیت، بخش عمدهای از زیرساختهای کشاورزی را از بین میبرد. همچنین، یک آلودگی اجتماعی نیز ایجاد میشود، چرا که اختلافات فرهنگی، عواقب متعددی بهبار میآورد تا جایی که معضلات گوناگون دست به دست هم میدهند تا محیط اجتماعی و محیطزیست را تخریب و یک موقعیت دو سر باخت را ایجاد کنند.
این جامعهشناس شهری ضمن بیان موارد یاد شده افزود: تا زمانی که نظام برنامهریزی اصلاح نشود و شهروندان نتوانند در کشور خودشان در هر جایی که علاقه دارند، زندگی کنند، این شرایط باقی میماند. در این شرایط مردم به هر مکانی جز شهر خود برای زندگی بروند با یکسری از اختلافات و دردسرهای متعدد روبهرو میشوند.این کارشناس در بیان راهکارهای رفع این مشکل گفت: دولت باید برای حل مشکلات پیشقدم شود و این سوال را از خود بپرسد که چه سیاستهایی باعث شده تا مردم بهطوردائم در حال مهاجرت و جابهجایی باشند؟ چرا که جابهجاییهای متعدد نهتنها در کشور ما، بلکه در تمام دنیا آسیبزا است. برای همین در جهان این موضوعات با دقت بررسی شده و شرایط بهنحوی بومیسازی میشود که افراد نیازهای مختلف خود را در مکانی که متولد شدهاند و به آن علاقهمند هستند، برطرف کنند.
وی در پایان گفت: این خدمت به شهروندان نیست که صنایع و کشاورزی به شهرهای کمآبی مثل اصفهان و یزد برده شوند و مردم را به مهاجرت به شهرهای دیگر وادار کنند. اکنون که فکر مهاجرت از این شهرها به مناطق شمالی روزبهروز در حال گسترش است، هیچ نتیجهای جز بحران در شهرهای کشور، یکی پس از دیگری ندارد و نهتنها باعث افزایش شهرهای مهاجرپذیر میشود، بلکه برنامهریزیهای شهری را نابود میکند و رفاه افراد را بهخطر میاندازد.


























