دریا از دیرباز، منبعی برای توسعه اقتصاد و تأمین معیشت مردم در سراسر دنیا بوده است و دریای خزر نیز همواره مورد توجه ساکنان سه استان گیلان، مازندران و گلستان بود که همه خطرات آن را به جان می‌خریدند و با توکل به خدا تن قایق‌های خود را به آب می‌زدند و با شکافتن امواج، […]

دریا از دیرباز، منبعی برای توسعه اقتصاد و تأمین معیشت مردم در سراسر دنیا بوده است و دریای خزر نیز همواره مورد توجه ساکنان سه استان گیلان، مازندران و گلستان بود که همه خطرات آن را به جان می‌خریدند و با توکل به خدا تن قایق‌های خود را به آب می‌زدند و با شکافتن امواج، روزی خود و خانواده را از این بستر خداداد، بیرون می‌کشیدند.
طی چند دهه اخیر که ارتباطات کشورها به هم نزدیک و صنایع مدرن نیز ایجاد شد و سبک زندگی جدید در جوامع انسانی پای گرفت، دریا به منبعی گسترده برای ماهیگیری، تجارت، تردد، تفریح و برخی کاربردهای ویژه دیگر برای به چرخش درآوردن صنایع بزرگ تبدیل شد و اصطلاح اقتصاد دریاپایه ناظر به همین موضوع است.
در تاریخ ۱۶ آبان‌ماه سال گذشته نیز مقام معظم رهبری با اشاره به اجرای بند یک اصل یکصد و دهم قانون اساسی و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاست‌های کلی توسعه دریامحور را برای اقدام به روسای قوای سه‌گانه و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ کردند.
سه استان مازندران، گیلان و گلستان که در سواحل شمال خود ظرفیتی به نام دریای خزر را دارند و کمی آن‌سوتر چندین کشور هستند که به هم در حوزه‌های مختلف صنعتی، تجاری و کشاورزی نیازِ متقابل داریم و بدیهی است در چنین موقعیتی، اهمیت دریای خزر برای مدیران ارشد این سه استان، باید فراتر از صید ماهیان استخوانی و خاویاری باشد هرچند این ظرفیت خزر نیز بسیار با ارزش و مغتنم است.
روز گذشته جشنواره ملی رهاسازی ماهیان خاویاری و استخوانی با حضور مدیرانی از شیلات کشور و همچنین مدیران ارشد در استان گیلان برگزار و اعلام شد چندین میلیون بچه‌ماهی استخوانی و خاویاری در این پهنه رها شد. این اقدام نیز بسیار ارزشمند است و جای قدردانی دارد اما در پیوند با این ظرفیت دریای خزر دو نکته و دو نقد به مدیران ارشد استانی و همچنین مدیران شیلات وارد است و مهم‌ترینِ آن بی‌توجهی و کم‌کاری درخصوص آلودگی دریا است.
نکته مهمی که در مازندران، گیلان و گلستان به آن توجهی نمی‌شود این است که برابر مشاهدات روزانه مردم و گزارش‌های دستگاه‌های رسمی ورود فاضلاب و مازادِ آب اراضی کشاورزی که با خود حاوی آلاینده‌های شیمیایی ناشی از مصرف کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات هستند، مستقیم به دریا می‌ریزند و این سطح از آلودگی برای ماهیان استخوانی و خاویاری بسیار خطرناک است.
نقد ما به مدیران ارشد این است که آنان از این موضوع آگاهی دارند اما کاری نمی‌کنند و بعضاً در شبکه‌های اجتماعی مناظری از ورود فاضلاب به رودخانه‌های منتهی به دریای خزر را می‌بینند و همچنین می‌دانند این آلودگی‌ها چه اندازه می‌تواند هم شناگاه‌ها را آلوده کند و هم به مرگ یا بیماری دسته‌جمعی میان ماهیان دریایی منجر شود.
نکته بعدی این است که این بی‌توجهی هم موجب کاهش جمعیت ماهیان و به‌تبع آن کاهش صید در پاییز و زمستان خواهد شد و هم در حوزه گردشگری که از زیرمجموعه‌های اقتصاد دریاپایه است، تأثیر منفی دارد چون کسی رغبت نمی‌کند در اوقات فراغت به دریا برود و تنی به آب بزند.
نقد بعدی که به مدیران وارد است این است که از یک‌سو به ظرفیت این اقتصاد اذعان و بر ضرورت اجرای سیاست‌های کلی ابلاغی از رهبر معظم انقلاب تأکید دارند اما هم‌زمان درخصوص به تهدیدی که در این حوزه وجود دارد، هیچ اقدامی نمی‌کنند. توصیه ما به مدیران این است با توجه به این‌که تقریباً ۹۵ درصد از آلودگی دریا، به آلودگی رودخانه‌ها و همچنین رهاسازی فاضلاب و استفاده بی‌رویه از سموم کشاورزی و کودهای شیمیایی مربوط است، برای این بخش طرح و برنامه داشته باشند چون همه این رودخانه‌ها به دریا منتهی می‌شوند و آنچه که در نهایت از رونق می‌افتد اقتصاد دریاپایه در حوزه صید، گردشگری و ارتزاق مردم است ضمن این‌که محتمل است این آلودگی، سلامت شهروندان زیادی را به مخاطره بیندازد.