پیگیری‌های اولیه برای ساخت این پروژه زیربنایی و حیاتی از سال ١٣٨٩ در کمیسیون تلفیق بودجه مجلس هشتم آغاز شد و در مصوبات سفر هیئت دولت وقت و قانون بودجه سال ١٣٩٠ گنجانده شد و نهایتاً در سال جاری ردیف بودجه‌ای مستقل به آن اختصاص یافت.

به گفته مسئولان وقت ساخت این سد علاوه بر تأمین بخشی از آب آشامیدنی مورد نیاز شهرهای بابل، بابلسر و فریدونکنار و شهرهای گتاب، زرگر شهر و روستاهای مسیر، آب زراعی مورد نیاز کشاورزان پایین دست را نیز تأمین خواهد کرد. برای ساخت سد سجادرود در زمان تصویب یک‌هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار برآورد شده است اما به گفته مدیرعامل شرکت آب منطقه ای استان مازندران در حال حاضر برای تکمیل این پروژه ۳ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است.

مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای مازندران با تأکید بر ضرورت توسعه منابع تأمین آب آشامیدنی، تصریح کرد: برای پاسخگویی به نیازهای آینده، به‌ویژه در افق ۱۴۲۵، باید منابع جدید تأمین آب از جمله منابع سطحی تقویت شود و احداث سدهای جدید با رعایت ملاحظات زیست‌محیطی از راهکارهای اساسی در این زمینه است.

با توجه به روند در پیش گرفته برای احداث این سد بنا به گفته منابع محلی، اهالی روستاهای بالا دست در خصوص زمین‌های کشاورزی، خانه‌های‌شان و راه‌های دسترسی که پس از احداث و آب‌گیری به زیر آب می‌رود نگرانی‌هایی دارند و با توجه به اینکه مسئولان ارشد بویژه استاندار برای بازدید از روند اجرای سد به محل پروژه رفته بود می‌خواهند این نگرانی‌ها به‌گوش مسئولان رسیده و جهت رفع این دغدغه‌ها چاره‌ای اندیشیده شود.

با وجود این مخالفت‌ها، قرار است سد سجادرود ساخته شود؛ پروژه‌ای که می‌تواند زندگی شمار زیادی از کشاورزان را دگرگون کند، در حالی‌که به گفته اهالی، رضایت هیچ‌یک از آنها برای واگذاری زمین‌هایشان گرفته نشده است. با این همه، مهم‌ترین مسئله برای ساکنان منطقه، سرنوشت زندگی و زمین‌های‌شان است. آنها بارها مخالفت خود را با از دست دادن خانه و زمین‌های کشاورزی اعلام کرده‌اند، اما پروژه همچنان در مسیر اجرا قرار دارد. در میان حامیان ساخت سد سجادرود، مسئولان محلی و نمایندگان بابل یعنی حسن حسن نتاج و احمد فاطمی در مجلس نیز حضور دارند. احمد فاطمی، نماینده مردم بابل، در توضیح اقدامات انجام‌شده می‌گوید: بحث سجادرود، محصول کار همه مسئولان فعلی شهرستان است. او همچنین از اختصاص ۸۰ میلیارد تومان اعتبار برای سال ۱۴۰۵ در کمیسیون تلفیق، پیگیری ۲۰۰ میلیارد تومان از محل اوراق از طریق وزارت نیرو و وعده استاندار برای کمک یک‌هزار میلیارد تومانی خبر می‌دهد.

به گفته فاطمی، قرار است به‌زودی کلنگ پروژه بر زمین زده شود. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که هنوز، بنا بر گفته اهالی، رضایت ساکنان روستاهایی که در معرض غرق شدن قرار دارند، جلب نشده است. همین مسئله این پرسش را مطرح می‌کند که در تصمیم‌گیری درباره پروژه‌ای با چنین پیامدهایی، صدای مردمی که قرار است هزینه مستقیم آن را بپردازند، چه جایگاهی دارد.

تاثیرات مخرب بر طبیعت هیرکانی و زندگی مردم
ساخت یک سد بزرگ مانند سد سجادرود، اگرچه با هدف حل بحران آب در مناطق پایین‌دست انجام می‌شود، اما همواره هزینه‌های زیست‌محیطی و اجتماعی سنگینی برای مناطق بالادست دارد. منطقه سجادرود در نزدیکی یا در دل مناطق جنگلی است. ایجاد سد باعث زیر آب رفتن بخش‌هایی از این جنگل‌های باستانی و میراث جهانی می‌شود که منجر به نابودی تنوع زیستی، از جمله گیاهان و جانورانی می‌شود که منحصربه‌فرد هستند.

سد جریان طبیعی رودخانه را مسدود می‌کند. این کار باعث می‌شود جریان آب به سمت پایین‌دست کاهش یابد و اکوسیستم‌های وابسته به رودخانه مانند تالاب‌ها یا مناطق مرطوب حاشیه رودخانه خشک شوند. رودخانه‌ها رسوبات مغذی را از بالادست به پایین‌دست منتقل می‌کنند. سد با نگه داشتن این رسوبات در پشت خود، باعث می‌شود آب عبوری از سد توان تخریب و جابه‌جایی خاک در پایین‌دست را نداشته باشد، که این خود می‌تواند به سلامت خاک‌های کشاورزی آسیب بزند.

تجمع حجم عظیمی از آب در یک نقطه، می‌تواند رطوبت و دمای منطقه را تغییر دهد که این تغییر کوچک در مقیاس بزرگ، می‌تواند بر گونه‌های گیاهی حساس جنگل هیرکانی تاثیر منفی بگذارد. روستاییانی که در محدوده احداث سد یا دریاچه پشت آن قرار دارند، ناچار به ترک خانه‌ها و زمین‌های اجدادی خود می‌شوند. این فرآیند تنها جابه‌جایی فیزیکی نیست، بلکه از بین رفتن پیوندهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی آن‌ها با سرزمینشان است. بسیاری از آنان از طریق کشاورزی و باغداری که در این منطقه بسیار پربار است امرار معاش می‌کنند. زیر آب رفتن زمین‌های حاصلخیز، منبع اصلی درآمد و بقای این افراد را از بین می‌برد. با از بین رفتن کشاورزی و کاهش دسترسی به منابع آب سنتی، روستاییان مجبور به تغییر شغل یا مهاجرت به شهرها می‌شوند که این امر منجر به پدیده روستاهای خالی از سکنه و تورم جمعیت در شهرها می‌گردد.

با سد شدن رودخانه، میزان آب زیرزمینی در مناطق بالادست ممکن است تغییر کند و چاه‌های سنتی روستاییان خشک شود، که این خود فشار مضاعفی بر معیشت آن‌ها وارد می‌کند. در واقع، پروژه سد سجادرود با یک تضاد منافع روبرو است؛ در حالی که هدف آن نجات مناطق پایین‌دست از بحران آب است، این کار با قیمت از دست رفتن بخشی از میراث طبیعی جهان، جنگل هیرکانی، و نابودی سبک زندگی سنتی و اقتصادی جوامع روستایی بالادست تمام می‌شود. برای عبور از تضاد منافع میان نیاز پایین‌دست به آب شرب و حفظ زیست‌بوم و معیشت بالادست، نگاه حاکمیتی و پروژه‌محور باید از رویکرد صرفاً عمرانی به رویکرد توسعه پایدار و عدالت سرزمینی تغییر کند. تجربه سدسازی‌های گذشته نشان داده که نادیده گرفتن جامعه بومی، پروژه‌ها را به بن‌بست‌های اجتماعی و حقوقی می‌کشاند.