ë محمدباقر محسنی روز گذشته و همزمان با اربعین حسینی(ع)، رودهای خروشانی که از چهار جانب و شش جهت از حدود یک‌ماه قبل از نقاط مختلف جهان ازجمله ایران حرکت آغازیده بودند تا ضمن نمایشی از پیاده‌روی «اربعین حسینی» که مقدمه حرکت سپاه مهدی صاحب‌زمان (عج) در سحرگاه ظهور است، در روز چهلم سرور آزادگان […]

ë محمدباقر محسنی
روز گذشته و همزمان با اربعین حسینی(ع)، رودهای خروشانی که از چهار جانب و شش جهت از حدود یک‌ماه قبل از نقاط مختلف جهان ازجمله ایران حرکت آغازیده بودند تا ضمن نمایشی از پیاده‌روی «اربعین حسینی» که مقدمه حرکت سپاه مهدی صاحب‌زمان (عج) در سحرگاه ظهور است، در روز چهلم سرور آزادگان جهان و دُردانه رسول خدا(ص)، به کربلا برسند و سعی «صفا» و «مروه» خود را در بین‌الحرمین انجام دهند، هروله بروند محضر «امام» و ادای احترام و اظهار متابعت کنند و سراسیمه به حرم «علمدار» برگردند و پس از ادای احترام، رو به حرم امام کنند و در بین حرم امام و علمدارِ وفادارش، بین حرم دو پورِ حیدر کرار(ع)، در رفت و آمد باشند و برعکسِ مردمی که در سال ۶۱ هجری آن امام را تنها گذاشتند، امروز بیعتی میلیونی را به نمایش بگذارند تا «امام حاضرِ غایب» نیز امیدوار به حمایت میلیونی، برای تعجیل در فَرج و تسریع در ظهور خود به درگاه خدا، دعا کند.
اربعین حسینی گوشه‌ای از مکتب امام حسین(ع) است و مکتب امام حسین(ع) نیز چیزی جدا از شریعت اسلام محمدی(ص) نیست و آنچه که موجب می‌شود هر سال هم در دهه اول محرم و هم در ادامه آن تا اربعین، پرچم عزاداری حضرت اباعبدالله در همه جهان برپا باشد و مردم این‌گونه سوگوارانه بر سر و سینه بزنند گویا که امام‌شان ساعتی قبل به اتفاق یاران اندک خود روی خاک کربلا در خون خود غلتید، دو نکته است؛
نکته نخست این‌که فطرت خداجویی و روحیه حق‌طلبی چیزی است که در خلقت اولیه، خالق در نهاد حضرت آدم ابوالبشر«عَلَی نَبیّنا وَ آلِهِ وَ عَلَیهِ السّلام» قرار داد و این نگرش به‌درستی و پاکی در نهاد هر انسانی به ودیعت نهاده شده است و هر انسانی، اگر زمینه‌ای برایش مهیا شود، به دنبال مبدأ و معاد و حقیقت و راستی می‌رود و یا میل و کششی رازآلود به این مسیر دارد و حتی گمراهان و کسانی که به راه بادیه رفتند نیز در تنهایی و خلوت خود، خلأ حقیقت را در درون خود حس می‌کنند هرچند ممکن است پاسخی شایسته به آن ندهند. این‌که در قرآن بارها از جمله در آیه شریفه «هُوَالّذی اَنزَلَ السَّکینهَ فی قُلُوبِ المُؤمنینَ» تأکید شد که آرامش و «سکینه» موهبتی است که در قلوب مومنان خانه دارد و اساساً در جهان‌بینی قرآنی، ایمان راهی است برای رسیدن به آرامش حقیقی، همه به همین حقیقت باز می‌گردد که هیچ انسانی تا روحِ حق‌طلب و فطرتِ خداجوی خود را اقناع نکند، به آرامش نخواهد رسید و هیچ کدام از اسباب و علل دنیای مادی از خانواده، دوستان و ثروت و قدرت، این توان را ندارد تا روح انسان را به آرامش برساند و همه این اسباب و علل مادی، در حکم داروی مسکّن عمل می‌کنند، درد را درمان نمی‌کنند، سیستم عصبی که وظیفه انتقال درد به مغز دارد را تخدیر و فلج می‌کنند.
دومین نکته برجسته درخصوص راز ماندگاری عاشورا و جریان عظیم پیاده‌روی اربعین و تمایل رازآلود مسلمانان و حتی غیرمسلمانان به «اهل بیت (ع)» و ابراز ارادت به آنان در آیین‌هایی چون عاشورا و اربعین، به عملکرد اهل بیت (ع) و تاریخ زندگی این قله‌های تاریخ اسلام برمی‌گردد که چیزی برای خود نخواستند و هرچه طلب کردند تنها و تنها برای رشد و بقای دین خدا بود و برابر حدیث شریف «مَن کانَ للهِ فکانَ اللهُ لَه» و همچنین برابر آیه شریفه ۶۹ سوره مریم «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً» همانا آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند خدای رحمت، آن‌ها را محبوب می‌گرداند، خدا عشق عمیق این خاندان را در دل مومنان و همه انسان‌های آزاده جهان قرار داد و اگر می‌بینیم در طول تاریخ اسلام و به‌رغم سلطنت طولانی خلفای تبهکار، نور این خاندان، خاموش نشد به همین دلیل است که قدمی جز برای خدا بر نداشتند و چیزی برای خود نخواستند و این عزتی که دارند، از جانب خداوند است و ما نیز خوشحال هستیم که این اشعار را زمزمه می‌کنیم که:
«ز کودکی خادم این تبار محترمیم
چنان حبیبِ مظاهر، مدافع حرمیم
به قصد حفظ حریم حرم؛ به پا خیزیم،
کنار لشکر عشاق حسین؛ هم‌قدمیم»