در میان موجودات زنده دریای خزر فوک خزری تنها پستاندار و یکی از آشناترین موجودات دریای کاسپین که این روزها حال خوشی ندارد و تلف شدن چندین قلاده از این جانوران در سواحل استانهای شمالی این نگرانی را در بین دوستداران محیطزیست به وجود آورده که خطر انقراض نسل بیش از هر زمان دیگری این جاندار دریایی را تهدید میکند.
پهنه بزرگ دریای خزر دارای تنوع زیستی منحصر بهفردی است اما این گستره چشمنواز با مخاطراتی دست و پنجه نرم میکند، از کاهش جمعیت آبزیان و افزایش آلودگیهای زیستی تا تهدید جمعیت فوک خزری که اکنون تنها ۷۰ هزار قلاده از این تنها پستاندار دریای مازندران آن هم با برچسب تهدید انقراض نسل باقی ماندهاند.
براساس اعلام اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت، فوک خزری در زمره جانوران آسیبپذیر قرار داشته و نیاز شدید به حفاظت دارد اما این حفاظت تنها مختص ایران نیست و باید کشورهای روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و جمهوری آذربایجان نیز مشارکت کنند.
خزر در طی سالهای اخیر درگیر مشکلات بسیار فراونی بوده است، اما در میان همه این نشانهها، گاهی یک لاشه بر شنهای ساحل میتواند بیش از دهها گزارش و آمار، زنگ خطر وضعیت این پهنه آبی را به صدا درآورد؛ لاشه فوک خزری، تنها پستاندار دریای خزر و یکی از مهمترین شاخصهای سلامت این اکوسیستم محسوب میشود. بررسیهای انجامشده تاکنون نتوانسته یک عامل مشخص را بهعنوان علت قطعی تلفات معرفی کند.
دلایل مرگ فوکهای خزر
در خصوص مرگ فوکهای خزر هنوز دلایل قطعی نمیتوان اعلام نمود، اما کارشناسان معتقدند ورود فاضلابهای صنعتی، آلودگیهای محیطزیستی و سموم کشاورزی و آلودگیهای نفتی ناشی ازاستخراج و حملونقل آن از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس اصلیترین دلیل آن محسوب میشود. علاوه بر آن فوکها برای تنفس نیاز به آمدن به سطح آب دارند و به همین دلیل در تور صیادان گرفتار شده و این امر باعث خفگی آنها می شود و البته برخی صیادان نیز به دلیل ناآگاهی و یا دیگر دلایل آنها را میکشند. شیوع بیماری ویروسی نیز میتواند یکی دیگر از دلایل مرگ آنها محسوب شود. در برخی موارد شاهد مرگ دسته جمعی این آبزیان دریا بودهایم و متخصصان علت را وجود ویروسی بنام کانین دیستمپر سگسانان اعلام نمودند. بخش شمالی دریای خزر مکان اصلی زادآوری و شیردهی فوکها روی تودههای یخ در فصل زمستان محسوب میشود. گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی موجب آب شدن یخها شده و شانس توله فوکها را برای بقا به شدت کاهش داده است.
تدوین برنامه ملی اقدام حفاظت از فوک خزری
روح الله اسماعیلی، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی ادارهکل حفاظت محیطزیست مازندران، اعلام کرد: نکته مهم در مورد لاشههایی که در سواحل مازندران مشاهده میشوند وجود دارد و آن این است که محل پیدا شدن لاشه الزاماً به معنای محل وقوع تلفات نیست. دریای خزر یک اکوسیستم بههمپیوسته است و جریانهای دریایی میتوانند لاشه حیوانات را از نقاط دیگر به سواحل منتقل کنند.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: به همین دلیل، نمیتوان صرفاً بر اساس تعداد لاشههای مشاهدهشده در سواحل مازندران نتیجه گرفت که همه این تلفات در آبهای ایران اتفاق افتاده است. برای تعیین منشأ تلفات، باید اطلاعات کشورهای حاشیه خزر، زمان و مکان مشاهده لاشهها، شرایط جریانهای دریایی و نتایج آزمایشهای تخصصی در کنار یکدیگر بررسی شود. وی با اشاره به اینکه اگر تعداد بیشتری از لاشههای فوک خزری در سواحل بابلسر و جویبار مشاهده شده، لزوماً به این معنا نیست که منشأ تلفات در همین مناطق بوده یا آلودگی خاصی در این دو شهرستان وجود دارد، افزود: باید میان محل تلف شدن حیوان و محل به ساحل نشستن لاشه تفاوت قائل شویم. لاشه فوکها پس از مرگ ممکن است تحت تأثیر شرایط دریایی جابهجا شوند و در نقطهای کاملاً متفاوت از محل تلف شدن، به ساحل برسند. عواملی مانند جهت و شدت باد، ارتفاع موج، جریانهای سطحی و دریایی و شرایط جغرافیایی ساحل میتوانند تعیین کنند که یک لاشه در کدام نقطه از ساحل مشاهده شود. اسماعیلی ادامه داد: بنابراین نمیتوان صرفاً با توجه به اینکه تعداد بیشتری از لاشهها در بابلسر یا جویبار پیدا شده است، این مناطق را بهعنوان کانون تلفات یا آلودگی معرفی کرد. ممکن است لاشهای در بخش دیگری از دریای خزر تلف شده باشد، اما در اثر جریان آب و شرایط جوی، در سواحل این دو شهرستان به ساحل برسد.
وی با بیان اینکه در سالهای اخیر تلاش کردهایم حفاظت از فوک خزری را از یک اقدام واکنشی و موردی خارج و به سمت برنامهریزی منسجم و اقدامات پیشگیرانه حرکت کنیم، گفت: در همین راستا، «برنامه ملی اقدام حفاظت از فوک خزری» تدوین شده است که یکی از محورهای اصلی آن، آموزش و افزایش آگاهی گروههای مختلفی است که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم با این گونه در ارتباط هستند. در این برنامه، آموزش تنها محدود به نیروهای محیطزیست نیست، بلکه دستگاههای اجرایی، جوامع محلی، صیادان و مردم ساکن مناطق ساحلی نیز بهعنوان گروههای هدف مورد توجه قرار گرفتهاند؛ زیرا حفاظت از گونهای مانند فوک خزری بدون مشارکت افرادی که در زیستگاه آن حضور دارند، عملاً امکانپذیر نیست.
همکاری منطقه ای بین ۵ کشور حاشیه خزر و اجرای پروتکلهای مشترک کنواسیون تهران برای جلوگیری از آلودگی های نفتی و کنترل صید صنعتی میتواند کمک شایانی به حفظ این گونه ارزشمند نماید.
























