آنها که مسافر همیشگی جاده ساری – قائمشهر و قائمشهر – بابل بوده‌اند، به خوبی به خاطر دارند که به ویژه هنگام عبور شبانه، بوی تعفن زباله ناشی از دپوی آن در کنار رودخانه زیبای تلار چگونه امان شان را می‌برید.

زباله‌هایی که میهمانان دائمی تلار بودند و ماهی و هفته‌ای نبود که بوی بدِ میهمانانِ ناخوانده تلار، سوژه رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها نباشد.
اوضاع به همین منوال طی شد تا اینکه صبح روز ۲۴ خردادماه امسال، خبر آغازِ عملیات اجرایی ساخت طرح تصفیه‌خانه خانگی سامانه پردازش زباله قائمشهر با ظرفیت ۳۵۰ متر مکعب تخلیه لجن در شبانه‌روز، موجی از شادی را در میانِ مردمِ قائمشهر به راه انداخت.
با توجه به پیامدهای زیست‌محیطی و بهداشتی که محل فعلی جمع‌آوری زباله شهر قائمشهر دارد طی این سال‌ها همواره وعده‌هایی از سوی مسوولان امر برای جابه‌جایی یا راه‌اندازی سایت پردازش زباله در این محل مطرح می‌شد که البته در قالب حرف و سخن باقی می‌‎ماند.
این در حالی بود که وضعیت مکان انباشت زباله‌های قائمشهر مناسب نبود. به طوری که علاوه بر زشتی بصری ناشی از کوه زباله در ورودی شهر و کنار رودخانه، بو و دود آن نیز همواره ساکنان منطقه و بسیاری از مناطق اطراف را می‌آزُرد.
حل معضل دیرینه تخلیه فاضلاب خانگی قائمشهر در رودخانه تلار طی ۲ دهه گذشته موجب اعتراضات شهروندان و پیگیری رسانه‌ها شد؛ خودروهای لجن‌کش فاضلاب خانگی را در رودخانه «تلار» تخلیه می‌کردند.
معضل تخلیه فاضلاب به وسیله خودروهای لجن کش در رودخانه تلار قائمشهر سابقه چند دهه‌ای دارد، ولی در ۲ دهه گذشته با ورود رسانه‌ها و شهروند خبرنگاران حل این موضوع به عنوان وظیفه شهرداری و شرکت آب و فاضلاب مورد قبول قرار گرفت و مقرر شد مسئولان شهری دست به دست هم داده و رودخانه تلار را از این معضل زیست محیطی نجات دهند.
تا قبل از دهه ۹۰، مشکل اصلی پاسکاری توپ این مشکل میان شهرداری و شرکت آب و فاضلاب بود. شهرداری طی سال‌های متمادی بر این اعتقاد بود که طبق بند ۴ ماده ۲ قانون مدیریت پسماند شهرداری‌ها، واژه پسماند شامل مواد مایع، جامد و گاز زائد تولید شده توسط انسان در مناطق مختلف شهری و روستایی اطلاق می‌شود که فاضلاب خانگی و شهری را در برنمی‌گیرد.
بر اساس این تعریف، شهرداری تاکید داشت که شرکت آب ‌و فاضلاب شهری می‌بایست نسبت به جمع‌آوری فاضلاب‌های خانگی اقدام کرده و تخلیه سالم و بهداشتی آن را مدیریت کند، در حالی که این شرکت هم خودش را متولی تامین مکان نمی‌دانست و توپ را به زمین محیط زیست پاس می‌داد و محیط زیست هم استدلال می‌کرد که تنها نقش نظارتی دارد.
رودخانه تلار به طول ۱۵۰ کیلومتر که از بخش مرکزی دامنه شمالی رشته کوه‌های البرز و از ارتفاعات سه هزار و ۷۰۰ متری کوه‌های گدوک، خطیرکوه، ورسک و اوریم سرچشمه می‌گیرد در ارتفاعات از پل تلار قائمشهر به سمت دریای خزر روانه می‌شود.
همجواری این رودخانه به محل دفن زباله قائمشهر باعث شد تا طی سالها خودروهای لجن کش به صورت غیرمجاز مبادرت به تخلیه فاضلاب‌های انسانی در این رودخانه کنند.
در نهایت این پیگیری‌ها و تلاش‌ها خرداد امسال نتیجه داد عملیات اجرایی ساخت طرح تصفیه‌خانه خانگی قائمشهر با ظرفیت ۳۵۰ متر مکعب تخلیه لجن در شبانه‌روز در آغاز شد و در آن زمان مدت زمان اجرای طرح سه ماهه وعده داده شد.
اکنون بعد از گذشت پنج ماه از آغاز اجرا، این طرح آماده بهره برداری است.
شهردار قائمشهر گفت که تصفیه‌خانه فاضلاب خانگی با مشارکت بخش خصوصی آغاز شد که ظرفیت پذیرش روزانه ۳۵۰ متر مکعب معادل ۷۰ کامیون را دارد.
کاظم علیپور افزود: ماهیت این تصفیه‌خانه فاضلاب بیولوژیک است که آب خروجی از آن برای مصارف کشاورزی و آبیاری فضای سبز قابل استفاده می باشد.
وی هزینه اجرای این طرح را ۷۰ میلیارد ریال و مدت آن را سه ماهه عنوان کرد و افزود: اکنون این طرح تکمیل شد و ۱۰۰ میلیارد ریال برای اجرای آن هزینه شده است.
طبق آمار منابع رسمی، سالانه ۴۰۰ میلیون مترمکعب فاضلاب در شمال کشور تولید می‌شود که فقط ۴۰ درصد آن تصفیه می‌شود و ۶۰ درصد بقیه به صورت مستقیم و غیرمستقیم به دریای خزر می‌ریزد.
کارشناسان و صاحبنظران در حوزه محیط زیست نیز تاکید دارند که اغلب شهرهای ساحلی مازندران به خاطر قرار گرفتن در مجاورت دریا و درپی آن بالا بودن آب‌های زیرزمینی با نفوذ ناپذیری خاک روبرو هستند و همین عامل، دفع بهداشتی فاضلاب را در این مناطق با مشکل مواجه کرده است.
آنان بر این باورند که رهاسازی فاضلاب‌ها در رودخانه‌ها، کانال‌های آب و حتی خیابان‌ها می‌تواند علاوه بر پیدایش مشکلات حاد زیست محیطی، اکوسیستم دریای خزر را نیز به مخاطره بیاندازد.
معضل ریختن زباله در داخل رودخانه‌ها با تغییر سبک زندگی روستاییان طی سال‌های اخیر پیچیده تر شده است. دیگر آن دوران گذشته است که تنها زباله قابل مشاهده در روستاها باقی مانده میوه‌های پوسیده یا پوست میوه‌های خُرد شده بود که اگر در حجم زیاد با آن مواجه می‌شدند، دفنش می‌کردند تا تبدیل به کود شود. این روزها روستاهای مازندران در تولید زباله دست‌کمی از شهرها ندارند و عمده زباله تولیدی آنها نیز مانند شهرنشینان انواع ظروف پلاستکی است. به عبارتی دیگر از فرهنگ دفن زباله‌های تر و سوزاندن زباله‌هایی که در خاک تجزیه نمی‌شوند با تغییر مصرف مواد غذایی در روستا خبری نیست و به همین دلیل نیز هر روز شاهد رها شدن زباله‌ها در طبیعت و دپوی آن در حاشیه راه‌های اصلی و فرعی و خطرناک‌تر از همه رهاسازی آن داخل و حاشیه رودخانه‌ها و انهار هستیم.
خطر رها سازی زباله‌های خانگی روستائیان در رودخانه‌ها و انهار مازندران را از آن جهت باید جدی گرفت که پس از مشکلات حمل و نقل و دفع غیربهداشتی زباله‌ها در جنگل و سواحل دریا، امروز به دلیل تغییر مصرف مواد خوراکی و استفاده از انواع ظروف یکبار مصرف، تولید زباله‌های روستائیان بیشتر و نوع زباله‌ها نیز همانند شهرنشینان شده است و از آن جایی که مدیریت پسماند و زباله در روستاهای استان به صورت ناقص اجرا می‌شود ریختن و رها سازی زباله‌ها در حاشیه و یا داخل انهار و رودخانه‌ها یک امری طبیعی جلوه پیدا کرده است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که از سه دهه پیش زنگ هشدار به نوع نگاه مردم و مسئولان نسبت به دفع و رهاسازی زباله‌ها به داخل و حاشیه رودخانه‌ها، جنگل و دریا به ‌عنوان منابع طبیعی و محیط زیست حساس و شکننده این خطه شمالی به صدا درآمد، اما نتیجه آن امروز نفوذ آلودگی‌های ناشی از پسماندها به آب، خاک، محصولات کشاورزی و باغی و در نهایت سفره و جان شهروندان است.
گذشته از اینکه رودخانه‌های مازندران نقش مهمی در آبیاری ۴۶۰ هزار هکتار اراضی زراعی و باغی استان بویژه ۲۳۰ هزار هکتار شالیزاری دارند، محلی برای تخم ریزی ماهیان دریای خزر محسوب می‌شوند.
طبق گزارش‌های رسمی حدود ۱۳۰ رشته رودخانه در مازندران جریان دارد که ۲۴ رشته آن رودخانه‌های شیلاتی هستند به این معنا که علاوه بر نقش مهم‌شان در کشاورزی و باغداری، نقش بی جایگزینی برای تخم ریزی و تکثیر ماهیان استخوانی دریای خزر و ماهیان خاویاری دارند.
بررسی‌ها و اظهارات رسمی کارشناسان نشان می‌دهد که طی سال‌های گذشته کم آبی و عمق کم آب در رودخانه‌های مازندران سبب شد تا علاوه بر برداشت بی رویه شن و ماسه، آلودگی‌های صنعتی و کشاورزی نیز بیشتر از گذشته خود را نشان بدهد.
نمونه بارز اثرات ورود انواع فاضلاب‌های صنعتی و خانگی به رودخانه‌های منتهی به دریای خزر طبق اعلام رسمی سازمان شیلات ایران کاهش حدود ۹۰ درصدی تکثیر طبیعی انواع ماهیان به خصوص ماهیان استخوانی دریای خزر طی ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته است. حدود ۸۰ درصد ماهیان دریای خزر رودکوچ هستند که برای تخم‌ریزی باید به رودخانه‌ها مهاجرت کنند، ولی به دلایل مختلف از جمله آلودگی بیش از حد رودخانه‌ها، برداشت بی رویه شن و ماسه، ساخت و سازهای غیرمجاز در حاشیه رودخانه‌ها و از بین رفتن مسیر مهاجرت ماهیان سبب شد تا زیستگاه‌های طبیعی ماهیان تخریب شود.
ورود انواع آلاینده‌های شهری، صنعتی و کشاورزی به رودخانه‌ها، برداشت بی رویه و غیرمسوولانه از بستر و تجاوز به حریم رودخانه‌ها، احداث سد و پل بدون در نظر گرفتن مسیرهای ماهی بر روی رودخانه‌ها و همچنین وجود صیادان غیرمجاز در مصب و داخل رودخانه‌ها سبب شده تا زادآوری ماهیان سفید دچار اختلال شود به طوری که تکثیر و تولید مصنوعی بچه ماهیان و رهاسازی آنها در دستور کار قرار گیرد.
به هر حال واقعیت تلخ این است که نه می‌توان جنگل و دریا و رودخانه‌ها را از جغرافیای مازندران حذف و در مقابل جریان مداوم پسماندها از آنها محافظت کرد و نه این مناطق از منطقه جلگه‌ای حاصلخیز جدا افتاده و بی ارتباط هستند.
نتیجه تلخ‌تر اینکه طبیعت مازندران به گونه‌ای فزاینده به وسیله فاضلاب‌های تصفیه نشده صنایع و خانگی، آلاینده‌هایی که منشاء زمینی دارند، ته مانده زباله‌های خانگی و صنعتی و انواع دیگری از زباله‌های کم خطرتر مانند نخاله‌های ساختمانی هر روز بیش از روز قبل آلوده شده و زندگی و سلامت شهروندان روستاییان را به شکلی جدی‌تر تهدید می‌کند.

  • نویسنده : مائده مطهری زاده