قبلاً نیز این را گفتیم و نوشتیم که دموکراسی و نظام سیاسی مردمسالار بدون «فعالیت احزاب» و گسترش زیرساختهای حزبی در سطح جامعه، یک شوخی است و هیچ انتخاباتی بدون حضور حداکثری احزاب سیاسی شناسنامهدار و بدون پیشینه فعالیت این احزاب به سرانجام خوش نمیرسد.
احزاب سیاسی با فعالیت نظاممند خود میتوانند سیاستورزی در ساحت جامعه را بهداشتی کنند، کادرسازی و تربیت مدیران آینده را در کمیته جوانان، کمیته بانوان و کمیته دانشجویی حزب متبوع خود، آغاز کنند و در نهایت با معرفی افراد شایسته، در انتخاباتها نقشآفرینی کنند تا به «مشارکت حداکثری» برسیم و پس از انتخابات هم از یکسو، به نامزدهای برنده از طیف خود و جناح مقابل، نظارت کنند و درخصوص برخی سوءاستفادههای احتمالی نیز خود را در برابر افکار عمومی پاسخگو بدانند.
براین اساس «تحزّب» و فعالیت آزادانه احزاب در مردمسالاری دینی حاکم بر ایران نیز نه امری عَرَضی و تشریفاتی که فعالیتی لازم و ضروری است و همین ضرورت اقتضا کرده بود در استان مازندران مجموعه ۴۰ حزب سیاسی در جایی به نام «خانه احزاب استان» بنشینند و تلاش کنند تا با کمک و همکاری هم مسیر سیاستورزی و فعالیت سیاسی را در بستر جامعه رواج دهند.
خوشبختانه طی سه دهه اخیر احزاب سیاسی بسیاری در استان مازندران به ثبت رسیدند هرچند فعالیت بسیاری از آنان محدود به ایام انتخابات میشد و این ضعفی است که باید به نحوی برای اصلاح آن کاری صورت بگیرد همچنین فعالیت جوانان و بانوان در احزاب سیاسی نیز به نظر جنبه صوری و تزیینی داشته و دارد و در آن سالها باور ما این بود که این نقصها رفتهرفته مرتفع خواهد شد، اما این نقصها هنوز باقی است.
سرویس سیاسی «خبرشمال» در تماس با یکی از افراد شناختهشده در حوزه فعالیتهای حزبی و از اعضای سابق خانه احزاب در این زمینه نظر خواست. وی نیز ضمن پرهیز از ارائه مصاحبه از برخی مدیران استانی گلایه و آنان را متهم به سیاسیکاری کرد و گفت بسیاری از این نمایندگان و مدیران، احزاب را تنها برای مقاصد سیاسی خود میخواهند.
وی با اشاره به سیاسیکاری برخی نمایندگان گفت: هرگاه ما را صدا کردند، ما مانند یک سرباز در خدمتشان بودیم اما در مواقعی که ما درخواست و نیازی از آنان دارشیم، پاسخی از آنان نمیبینیم و همین موجب شد بسیاری از فعالان حزبی، سرخورده شوند.
این فعال حزبی همچنین گفت: برخی نمایندگان در بستر حزب و جناح خاصی رشد میکنند اما زمانی که به کرسی نمایندگی میرسند خود را مستقل معرفی میکنند در حالیکه از آبر و اعتبار حزب خاص بهره گرفت و برای خود آبرو و اعتبار خریدند و نمیتوانند این را انکار کنند و مجموعه اینگونه رفتارها، فعالان حزبی را دلسرد میکند ضمن اینکه چنین رفتارهایی برای جوانان ما نیز درسهای خوبی بهدنبال نخواهد داشت.
در پیوند با اظهارات این فعال حزبی لازم است به مدیران دلسوز استان یادآور شویم ما تا روزیکه نتوانیم از طریق مکانیسمهای حزبی، جوانانی با نگرش سیستمی تربیت کنیم و شیوههای انتخاب شهروندان را اصلاح، ترمیم و تقویت کنیم، صندوق آرا هم کاری از پیش نخواهد برد و هر بار در انتخابات شورا و مجلس، شاهد انتخابهای نادرست و حضور افراد کارنابلد به کرسیهای مهم مانند شورای شهر و مجلس شورای اسلامی خواهیم بود و در چنین شرایطی احتمال سوءاستفادههای مالی و اقتصادی نیز دور از ذهن نخواهد بود.
خانه احزاب استان نیز بهعنوان یک تشکل صنفی و مردمی باید از سایه بیرون بیاید و در این زمینه اظهار نظر کند و جلسات منظم خود را با حضور فعالان رسانه، مجمع نمایندگان و حتی مدیران شهر و استان برگزار کنند و به این شکل هم فرصت کند از طرف اعضای خود مطالبهگری کند و هم به وظایف و تکالیف ذاتی خود بپردازد.
نکته آخر اینکه در زمینه «تحزب»، تأسیس و فعالیت آزادانه احزاب سیاسی در مراکز استان و شهرستانها قوانین روشن بسیاری در کشور داریم اما میزان مشارکت طبقه متوسط در فعالیتهای صنفی کم شده و ریشه آن نیز در بیتوجهی مدیران، نمایندگان و تصمیمسازان نسبت به دغدغه فعالان حزبی است.
برای تدبیر این نقیصه نیز لازم است فرمانداران و استاندار مازندران به صورت جداگانه در نشست فعالان حزبی و نمایندگان گروههای سیاسی به درد و دل آنان گوش بسپارند تا آنان نیز رغبت و انگیزه لازم برای تشویق مردم به مشارکت فعالانه در انتخاباتهای بعدی بهویژه انتخابات مجلس بعدی که اسفندماه سال آینده برگزار خواهد شد، داشته باشند.


























