مسئله تأمین پایدار انرژی در کشور طی سال‌های اخیر به یک بحران ملموس و هرروزه تبدیل شده است؛ واقعیتی تلخ که در ایام اوج مصرف تابستانه و زمستانه، خود را به شکل خاموشی‌های پیاپی در بخش خانگی و صنعتی نشان می‌دهد.

در این میان، استان‌های شمالی و به‌ویژه نوار ساحلی مازندران به دلیل رشد فزاینده جمعیت شناور، ویلاسازی‌های گسترده، رونق گردشگری و فرسودگی خطوط انتقال نیرو از مرکز کشور، با افتی محسوس در ولتاژ و تاب‌آوری شبکه برق روبه‌رو هستند. در چنین شرایطی، ایده توسعه ظرفیت‌های حرارتی نظیر احداث یا توسعه واحدهای نیروگاهی در نوشهر بار دیگر به میز مباحثات کارشناسی بازگشته است. اما پرسش بنیادین این است که آیا دوای درد ناترازی برق مازندران، تحمیل یک غول آلاینده سوخت فسیلی به اکوسیستم شکننده غرب این استان است؟ موافقان احداث نیروگاه‌های حرارتی سیکل ترکیبی در مناطقی چون نوشهر، استدلال‌های فنی و مهندسی قابل‌توجهی دارند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. تثبیت ولتاژ و امنیت انرژی محلی در منطقه غرب مازندران که در انتهای خطوط فشار قوی قرار دارند امری بدیهی محسوب می‌شود. تولید برق در محل مصرف باعث افت تلفات ترانزیت، تنظیم فرکانس شبکه و جلوگیری از خاموشی‌های ناگهانی در ماه‌های گرم تابستان و ایام تعطیلات می‌شود.
برای پشتیبانی از اقتصاد گردشگری و صنایع کوچک جریان بدون وقفه برق، پیش‌نیاز حیات کارگاه‌ها، زیرساخت‌های سردخانه‌ای، شیلاتی، بندری و هتل‌های پرتعداد این منطقه است. همچنین مدل‌های سیکل ترکیبی راندمانی به مراتب بالاتر از نیروگاه‌های گازی ساده دارند و در کوتاه‌مدت پاسخگوی شکاف عرضه و تقاضا خواهند بود. نکته قابل توجه اینکه آیا این منافع برای چشم‌پوشی از آسیب‌های غیرقابل بازگشت کفایت می‌کند؟

آیا اکوسیستم هیرکانی تاب آوری دارد؟
در سوی دیگر ماجرا، منتقدان و کارشناسان توسعه پایدار قرار دارند که این پروژه را ناشی از فقدان «آمایش سرزمینی» می‌دانند. بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل نیروگاه‌های حرارتی در ایران، وابستگی شدید به گاز طبیعی است. کشور در زمستان‌ها خود با کسری شدید گاز روبه‌رو است؛ مسئله‌ای که نیروگاه‌ها را ناگزیر به مازوت‌سوزی یا استفاده از گازوئیل می‌کند،رویدادی فاجعه‌بار در اقلیم مرطوب شمال. سرمایه‌گذاری سنگین روی فناوری حرارتی، مسیر حرکت به سمت منابع بومی و پاک‌تر مانند انرژی‌های خورشیدی روی سقف‌ها، مزارع بادی در ارتفاعات و مدیریت بهینه‌سازی مصرف را مسدود می‌سازد.
منطقه نوشهر نه یک دشت کویری بی‌رمق، بلکه باریکه‌ای میان دریای کاسپین و جنگل‌های ارزشمند هیرکانی است؛ جغرافیایی که هرگونه دست‌اندازی صنعتی در آن با تبعات زنجیره‌ای سنگین همراه خواهد بود.
گازهای خروجی از دودکش‌های حرارتی به‌ویژه اکسیدهای گوگرد و اکسیدهای نیتروژن در اقلیم با رطوبت بالای ساحل، به سرعت اسیدسولفوریک و اسیدنیتریک تولید می‌کنند. بارش این مواد به شکل باران اسیدی، بافت برگ درختان کهنسال هیرکانی را سوزانده، اسیدیته خاک‌های حاصلخیز را دگرگون کرده و چرخه طبیعی زیستگاه‌ها را متلاشی می‌کند.
توپوگرافی کاسه‌ای شکل غرب مازندران، محدود بین کوهپایه البرز و دریا، امکان تخلیه و جابه‌جایی سریع هوا را نمی‌دهد. در روزهای پاییز و زمستان، پدیده وارونگی دما، دود و ذرات معلق ناشی از سوخت را روی شهر و جنگل حبس کرده و نرخ بیماری‌های تنفسی و قلبی را به اوج می‌رساند. سیستم‌های خنک‌کننده نیروگاه‌های حرارتی نیازمند حجم عظیمی از آب هستند. حتی اگر از منابع آب بازچرخانی‌شده استفاده نشود و مکش از دریا صورت گیرد، تخلیه آب با دمای بالاتر و ترکیبات کلرزده به دریا، اکوسیستم ساحلی را با «آلودگی حرارتی» مواجه می‌کند. این تغییر دما به معنای کاهش اکسیژن محلول، نابودی پلانکتون‌ها و آسیب جبران‌ناپذیر به مناطق زادآوری ماهیان بومی خزر مانند سفید و تاس‌ماهیان است.
اگر برای خنک‌سازی به هر نحوی از سفره‌های زیرزمینی آب شیرین منطقه بهره‌برداری شود، این امر سفره‌های شکننده ساحلی را با افت سطح ایستابی مواجه کرده و با نفوذ آب شور دریا به آبخوان‌های کشاورزی، باغات مرکبات و برنج‌کاری‌های نوشهر را با شوری ابدی مواجه خواهد کرد. اما سئوال اساسی این است که آیا نوشهر به برق پایدار نیازمند است؟ بی‌تردید بله. اما احداث یک نیروگاه حرارتی سوخت فسیلی سنتی در این قطعه حساس از جغرافیای سبز ایران، شبیه به تراشیدن سر برای درمان سردرد است. هزینه زیست‌محیطی این نیروگاه بر دوش جنگل‌های هیرکانی، دریا و سلامت ساکنان منطقه، به مراتب فراتر از ارزش اقتصادی مگاوات‌های تولیدی آن خواهد بود.

گزینه خردمندانه برای شمال کشور، تقویت شبکه توزیع و کابل‌های فشار قوی، حمایت از نیروگاه‌های مقیاس‌کوچک پاک با فناوری بالا و نظارت بر سوخت گاز، سامانه‌های پشت‌بامی و طرح‌های ذخیره‌ساز انرژی است. نباید اجازه داد فوریت کوتاه‌مدت ناترازی برق، آینده زیستی و گردشگری نوشهر را زیر لایه‌ای از دود و اسید دفن کند. بندر نوشهر به‌عنوان یکی از شریان‌های کلیدی تجارت با کشورهای حاشیه خزر و قطب نگهداری کالاهای اساسی و سردخانه‌ای، نیازمند انرژی پایدار و بدون وقفه است. هر ساعت قطعی برق در تأسیسات لجستیکی، بندری و هتل‌های پرشمار منطقه، خسارات میلیاردی به بار می‌آورد و انگیزه سرمایه‌گذاری را می‌سوزاند. اما نباید تصمیمات عجولانه گرفت و خسارتهای احتمالی آینده را با تصمصم های آنی و بدون پشتوانه تحمیل نمود.

فراهم شدن الزامات فنی، زیست‌محیطی و قانونی
مدیرعامل شرکت مادر تخصصی تولید نیروی برق حرارتی کشور از امکان احداث نیروگاه حرارتی در نوشهر خبر داد. عظیم اعتمادی در حاشیه نشست نشست تخصصی احداث نیروگاه حرارتی در شهرستان نوشهر گفت: ظرفیت‌های شهرستان نوشهر برای توسعه زیرساخت‌های انرژی و زمینه‌های احداث نیروگاه حرارتی مورد بررسی قرار گرفت و درباره امکان‌سنجی فنی و اقتصادی طرح، ملاحظات زیست‌محیطی و الزامات قانونی اجرای آن بحث و تبادل نظر شد.
شاهرخ جهانشاهی، فرماندار نوشهر، نیز با تأکید بر اهمیت توسعه زیرساخت‌های راهبردی در مسیر پیشرفت منطقه، بر ضرورت بهره‌گیری اصولی از ظرفیت‌های شهرستان، انجام مطالعات دقیق کارشناسی و هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول و بر تداوم بررسی‌های تخصصی و پیگیری موضوع بر اساس نتایج مطالعات کارشناسی، رعایت ضوابط قانونی و ارزیابی همه‌جانبه شرایط اجرای طرح تأکید کرد.
احداث نیروگاه حرارتی در نوشهر همچنان در مرحله بررسی و امکان‌سنجی قرار دارد و تصمیم‌گیری درباره اجرای آن به نتایج مطالعات کارشناسی و فراهم شدن الزامات فنی، زیست‌محیطی و قانونی بستگی خواهد داشت.