بیست و پنج روز تا جمعه ۱۱ اسفند و تاریخ برگزاری دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان زمان باقی مانده است و بدیهی است اگر عمده توجه نامزدها بر تبلیغات متمرکز باشد نباید تعجب کرد و بر آنان خُرده گرفت چون ضرورت دارد آنان با استفاده از هر ابزار ارتباطی و همچنین نشستهای حضوری، اعتماد مردم را به خود جلب کنند و در نهایت هم مردم بر سر صندوقها حاضر شوند و هم مشارکت حداکثری محقق گردد و هم از همه مهمتر، نمایندگانی انتخاب و از ۹ حوزه انتخابیه وارد مجلس شوند که به قول ورزشینویسها تمامکننده و گُلزن باشند.
مردم استان مازندران در ۹ حوزه انتخابیه به نمایندگانی نیاز دارند که هم آگاهی لازم را داشته باشند، هم توانمند باشند و هم عزم و اراده کنند که مطالبات موکلان خود را محقق کنند و برای حل طیف گستردهای از چالشها و اَبَرچالشها در استان گام بردارند.
یکی از آسیبهایی که مردم در ادوار پیشین مجلس متحمل شدند و استان نیز متضرر شد، افرادی برابر ادعاهایی که کردند، موفق به جلب آرای مردم شدند و پس از ورود به «خانه ملت»، به اهدافی که خود ترسیم کردند و وعدههایی که خود دادند، نرسیدند و هرگاه نیز از سوی رسانهها مورد پرسش قرار گرفتند در کمال آرامش گفتند ما تلاش کردیم، داد زدیم اما دولت یا فلان دستگاه و نهاد اقدامی بهعمل نیاورد.
به باور ما این نوعی بیتعهدی است چون نماینده برای تنظیم وعدههای انتخاباتی خود باید فکر و پس از بررسی بسیار، لیست برنامهها و وعدههای خود را خطاب به مردم ارائه کند. زمانی هم که وارد مجلس شد و بر کرسی سبز پارلمان نشست، باید در مسیر همان وعدهها تلاش کند و به مردم نیز توضیح کامل بدهد و هرجا که ناکام ماند، از موکلان خود عذرخواهی کند.
استان مازندران در بسیاری از مناطق و در همه حوزههای انتخابیه مشکلات بسیاری دارد و نامزدها وعدههایی میدهند اما جای تأسف است که برخی از این نمایندگان، وعدههای خود را با جدیت پیگیری نمیکنند و پس از مورد سوال قرار گرفتن در آخر دوره میگویند ما تلاش کردیم و نشد.
این رویکرد یعنی نماینده، کارآمدی لازم را ندارد و نمیتواند در این جایگاه خدمت کند و باید جای خود را به فرد یا افرادی بدهد که بیش از وی توانمند هستند.
تقاضا و تمنای ما از شهروندان این است که این افراد را که هم در میان نمایندگان فعلی مجلس و هم نمایندگان ادوار، هستند شناسایی کنند و از انتخاب مجدد آنان خودداری کنند.
نکته مهم دیگر این است که مجلس در رأس امور است و نمایندگان در حکم کارفرما و دولت در حکم پیمانکار است و اگر موضوعی از مسیر درست آن توسط نمایندگان طرح و مورد پیگیری قرار گیرد، بهطور قطع به نتیجه خواهد رسید و اگر مشاهده شد نمایندهای، برای مطالبات مردم، تنها ادعا دارد که فریاد زد و تلاش کرد اما نتیجه نگرفت، روشن است که این فرد، مسیر درست را بلد نیست یا تنها برای جوسازی و نمایش، در جلسات داد میزند.
نکته نهایی خطاب به مردم، واجدان شرایط رأی دادن و همه فعالان سیاسی است که اگر مشارکت بالا باشد و تعداد افرادی بیشتری در روز انتخابات، بر سر صندوق آرا حاضر باشند، احتمال اینکه افراد توانمند بتوانند سوار بر این موج مشارکت بالا شوند و کرسی موردنظر را فتح کنند، بیشتر است همانگونه که تجربه نشان داده است در میانه مشارکت پایین، افراد ضعیف، ناکارآمد و کسانی انتخاب میشوند که تمامکننده خوبی نیستند و نمیتوانند بهنفع موکلان خود گُل بزنند.


























