مازندران، گیلان و گلستان اکنون سالهاست که با دیو خشکسالی دست و پنجه نرم میکنند و هر سال نیز بر عمق فاجعه افزوده میشود و با ادامه این روند، عنقریب، بساط کشاورزی نیز به زودی از این استانها برچیده میشود. استاندار گلستان در همین راستا، به بحران منابع آبی و خطر بیابانیشدن این استان اشاره کرد و خطاب به مدیران استانی گفت: اگر نمیخواهیم گلستان به بیابان تبدیل شود، باید شجاعت تصمیمگیری برای ممنوعیت شالیکاری را داشته باشیم.
علیاصغر طهماسبی در نشست با نمایندگان احزاب، تشکلهای سیاسی و با حضور آهی، مشاور رئیسجمهور، با انتقاد از ۲۵ سال کمتوجهی به این معضل، هشدار داد: ادامه روند کنونی، تبعات زیستمحیطی جبرانناپذیری برای استان به دنبال خواهد داشت.
مطالعه متخصصان آب و خاک نشان میدهد؛ «فشار بیش از حد بر عرصههای جنگلی در شرق استان گلستان، بستر این جنگلها را به کانون جدی تولید گردوغبار تبدیل کرده است. به نظر میرسد با اندک وزش باد، خاک بستر جنگلهای شرق گلستان راهی مناطق مسکونی میشود. مسوولان استانی و کارشناسان مشکلات معیشتی و فشار بیش از حد به عرصه به همراه تغییر اقلیم را عامل بروز این پدیده معرفی میکنند و راه نجات را تامین منابع مالی و امکانات برای اعمال قرق و کمک به اکوسیستم جنگل معرفی میکنند.»
دکتر محمد اسماعیل اسدی، پژوهشگر مستقل آب و خاک و کشاورزی در این باره میگوید:« آنچه گلستان را به این روز انداخته بیش از آنکه اثر تغییر اقلیم باشد، محصول سوءمدیریت سرزمین و البته بارگذاری بیش از اندازه توسعه بر گرده منابع آب و خاک است. بیابان در کمین گلستان است. با این حال تمامی شواهد نشان میدهد که گلستان جز دوره اکنون، هیچوقت در طول تاریخ درگیر گردوغبار نبوده است. چرا که رطوبت ناشی از بارندگی مناسب و مجاورت با سواحل دریای خزر و البته جنگلهای تاریخی این منطقه، همیشه گلستان را از منظر بیابانزایی در امان داشته است. اما اکنون وضع خیلی به هم ریخته است. گلستان با وجود همه منابع و ظرفیتهایی که دارد از منظر توسعه بیابانزایی شبیه به مناطق خشک ایران است. چه مولفههایی در شکلگیری تخریب و فرسایش و کاهش کارایی سرزمین نقش دارند؟ چرا گلستان در ساحل خزر و در پایه جنگلهای هیرکانی شبیه به سیستان و بلوچستان و کرمان و خوزستان و اصفهان و… است. رشد بیابانزایی نیازمند شرایطی است که در طول زمان رخ میدهد. اما در گلستان شاهد روندی شتابناک در فرسایش و تولید دشتهای بیابانی و در نتیجه افزایش آلایندگی ریزگردها هستیم.»
تداوم خشکسالی تهدیدی علیه کشاورزی گلستان
استان گلستان که به دلیل خاک حاصلخیز و تنوع اقلیمیاش نقشی کلیدی در تولید محصولات کشاورزی مانند گندم، جو و پنبه دارد و یکی از کانونهای کشاورزی ایران به شمار میرود، در آستانه سال زراعی جدید با چالش کمبارشی و تداوم خشکسالی روبرو شده و با پیشبینی پاییزی کمباران و کاهش منابع آبی مواجه شده است.
امانمحمد کمالی مدیرکل هواشناسی گلستان، در گفتوگویی اعلام کرد که پیشبینیهای فصلی نشاندهنده بارشهایی در محدوده نرمال تا کمتر از نرمال در پاییز ۱۴۰۴ است و این وضعیت برای استانی که اقتصادش به کشاورزی وابسته است، هشداری جدی به شمار میرود. کمبارشی در فصل کشت محصولات پاییزه میتواند تولیدات کشاورزی را کاهش دهد و معیشت خانوارهای روستایی را تهدید کند. بررسی دادههای هواشناسی نشان میدهد که گلستان در سال زراعی گذشته (۱۴۰۳-۱۴۰۴) با کاهش چشمگیر بارندگی مواجه بود به طوری که میانگین بارش در این دوره به ۲۹۳ میلیمتر رسید که ۳۸ درصد کمتر از میانگین بلندمدت و ۱۸۲ میلیمتر پایینتر از حد نرمال گزارش شده است.
تابستان امسال نیز شرایط وخیمتر شد و بارشها با ۳۲.۸ میلیمتر به ۵۴ درصد کمتر از میانگین بلندمدت رسید. از سوی دیگر، میانگین دمای تابستان به ۲۷ درجه سانتیگراد رسید که ۱.۲ درجه بالاتر از میانگین بلندمدت است. بالاترین دمای ثبتشده ۴۳.۶ درجه در مراوهتپه و پایینترین دما منفی ۵.۶ درجه در گرگان گزارش شد که این آمار نشاندهنده تشدید خشکسالی و گرمایش اقلیمی است که منابع آبی استان را تحت فشار قرار داده است.
برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی و تعمیق خشکسالی
ستون فقرات اقتصاد گلستان، به شدت به بارندگی وابسته است و در این شرایط، کاهش بارشها و کمبود آب، تولید محصولات زراعی بهویژه در کشتهای دیم را کاهش میدهد که این امر، هزینههای تولید را افزایش داده، زیرا کشاورزان برای جبران کمآبی به پمپهای آب و چاههای عمیق روی میآورند. این وضعیت نهتنها منابع آبی زیرزمینی را تهدید میکند، بلکه با افزایش هزینهها، سودآوری کشاورزی را کاهش میدهد. از آنجا که بخش عمدهای از جمعیت گلستان به کشاورزی وابستهاند، کاهش درآمدهای این بخش میتواند به فقر، مهاجرت روستاییان و بیثباتی اقتصادی منجر شود. همچنین، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، پایداری منابع آبی را در بلندمدت به خطر میاندازد. گلستان با ۱۶۲ سامانه و ایستگاه هواشناسی، از جمله ۱۰ ایستگاه سینوپتیک، ۲۳ ایستگاه اقلیمشناسی، ۸۰ ایستگاه بارانسنجی و تجهیزات پیشرفته مانند رادار و گیرنده تصاویر ماهوارهای، از ظرفیت مناسبی برای پایش شرایط جوی برخوردار است.
این زیرساختها امکان پیشبینی دقیقتر و ارائه هشدارهای بهموقع را فراهم میکنند بااینحال، پایش بهتنهایی کافی نیست و نیاز به اقدامات عملی برای مدیریت بحران کمآبی بیش از پیش احساس میشود.
آمار مربوط به جریان رودخانهها نیز به وضوح نشان میدهد که بخش عمدهای از منابع آب سطحی گلستان در آستانه خشکی یا افت شدید قرار دارند. در حوضه آبریز اترک، جریان رودخانهها بهطور وحشتناکی ۹۱٫۶ درصد کاهش یافته است؛ این میزان به معنای تقریبا از دست رفتن تمام جریان رودخانهای است که بهعنوان یک منبع حیاتی در منطقه شناخته میشود. چنین وضعیتی پیامدهای جبرانناپذیری برای کشاورزی، صنایع و محیط زیست منطقه به دنبال خواهد داشت.
حوضه قرهسو نیز با ۷۹٫۴ درصد کاهش جریان رودخانه مواجه است؛ این افت شدید جریان، فشار مضاعفی بر منابع آبی سطحی وارد کرده و معیشت مردم حوضه را تهدید میکند. گرگانرود با ۷۱ درصد کاهش جریان، نقش خود را در تأمین آب شرب و کشاورزی از دست داده و خلیج گرگان هم با وجود کاهش کمتر، باز هم در معرض آسیب زیستمحیطی است. این کاهشهای شدید در جریان رودخانهها، علاوه بر کاهش منابع آب، باعث کاهش کیفیت آب، تشدید شوری و کاهش توان اکوسیستمهای وابسته به رودخانهها و تالابها میشود. از سوی دیگر باید تصریح کرد که کاهش شدید ذخیره آبخوانهای گلستان یکی از بزرگترین هشدارهای این بحران است.
آبخوانهای عمیق نیز وضعیت نامناسبی دارند؛ ذخیره آنها نسبت به متوسط ۲۳ سال گذشته ۷۹٫۹ میلیون متر مکعب کمتر شده است. کاهش ذخایر آب زیرزمینی، یعنی اینکه در درازمدت نه تنها ظرفیت پاسخگویی به نیازهای آبی کاهش یافته بلکه آسیبهای بلندمدتی به تعادل اکولوژیکی منطقه وارد میشود. از سوی دیگر، صنایع وابسته به آب، به ویژه صنایع غذایی و صنایع تبدیلی کشاورزی، تحت فشار کاهش ظرفیت تولید و افزایش هزینهها قرار گرفتهاند. کاهش کیفیت و کمیت آب شرب نیز تهدیدی جدی برای سلامت عمومی است که میتواند پیامدهای گستردهتری داشته باشد.
نگرانی جدی ما آینده منابع آبی و امنیت غذایی فرزندانمان است
رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی گرگان نیز چندی پیش در جلسه مرکز ملی مطالعات راهبردی کشاورزی و آب که با حضور صادقزاده، رئیس این مرکز در اتاق ایران برگزار شد، وضعیت منابع آبی و کشاورزی استان گلستان را نگرانکننده توصیف کرد.
امیر یوسفی با اشاره به جایگاه کلیدی کشاورزی در اقتصاد استان اظهار داشت: گلستان از دیرباز یکی از مهمترین استانهای تأمینکننده امنیت غذایی کشور بوده و بخش قابلتوجهی از جمعیت آن به کشاورزی وابستهاند. با این حال، سیاستهای قیمتگذاری دستوری و عدم حمایت کافی از محصولات اساسی مانند گندم، جو، کلزا و سویا موجب شده کشاورزان نتوانند سرمایهگذاری و بازدهی لازم را در این حوزه داشته باشند. وی افزود: در سال ۱۴۰۳ تولید گندم در استان یکمیلیون و ۲۰۰ هزار تن بود، اما امسال به کمتر از ۶۰۰ هزار تن کاهش یافته است. همچنین تولید کلزا از ۱۰۶ هزار تن در سال گذشته به ۵۸ هزار تن رسیده که نشاندهنده افت ۵۵ درصدی است. این کاهش چشمگیر، نتیجه مستقیم خشکسالی و وابستگی زمینهای دیم استان به بارشهای آسمانی است. رئیس اتاق گرگان ادامه داد: میزان بارندگی استان در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۳۸ میلیمتر بوده، در حالی که امسال کمتر از ۳۰۰ میلیمتر ثبت شده است؛ یعنی کاهش حدود ۴۵ درصدی بارشها که شرایط را برای کشاورزان بسیار دشوار کرده است.
یوسفی با تأکید بر ضرورت اصلاح الگوی کشت، خاطرنشان کرد: همه بر این باوریم که الگوی کشت باید اجرایی شود، اما اجرای آن بدون حمایت عملی دولت امکانپذیر نیست. کشاورز خردمالکی که زمینش کمتر از پنج هکتار است، اگر جایگزین محصول پرآببری مثل برنج به او معرفی شود، باید تضمین خرید با قیمت عادلانه و حمایتهای اقتصادی نیز فراهم باشد تا تغییر کشت برای او توجیه داشته باشد.
وی از تلاشها و پیگیریهای نمایندگان استان در مجلس بهویژه امانزاده و همراهی فعالان بخش خصوصی قدردانی کرد و افزود: اتاق گرگان طی سالهای اخیر همواره موضوع آب و کشاورزی را در اولویت قرار داده و با برگزاری نشستهای تخصصی و ارتباط با مرکز مطالعات راهبردی آب اتاق ایران تلاش کرده زمینه همافزایی و همکاری برای حل این بحران فراهم شود.
رئیس اتاق گرگان در پایان تأکید کرد: نگرانی جدی ما آینده منابع آبی و امنیت غذایی فرزندانمان است. اگر امروز برای مدیریت آب و حمایت واقعی از کشاورزان اقدام نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. انتظار ما از دولت این است که با رویکردی حمایتی و آیندهنگر، زمینه پایداری کشاورزی و حفظ منابع آبی استان را فراهم کند.
تاب آوری و تطابق پذیری الزامی است
معمولاً مقامات مسوول برای گریز از مسوولیتپذیری نقش تغییر اقلیم و تبعات طبیعی آن را بیش از سیاستگذاری غلط خود بر روندهای تخریبی سرزمین برجسته میکنند. در حالی که بررسیها در استان گلستان نشان میدهد روندهای انسانی بر تخریب سرزمین بیش از اثرات اقلیمی از جمله افزایش دما و کاهش بارش بر ایجاد کانونهای گردوغبار موثر بوده است. البته واقعیت این است که تغییر اقلیم وجود دارد. اما عامل اصلی نیست. در بحث تغییر اقلیم آنچه بسیار مهم است تابآوری است. اکنون دنیا به سمتوسویی حرکت میکند که از یک طرف بتوان با تاب آور کردن سرزمین اثرات مخرب تغییر اقلیم را کاهش داد، از طرف دیگر با سازگاری بتوان به زندگی پایدار نیز ادامه داد. دنیا اکنون در زمینه توسعه کشاورزی با محیط زیست نوعی سازگاری ایجاد کردهاند. اگر منابع آبی اندک است باید محصولی کاشته شود که آب کمتری مصرف میکند. باید تابآوری را در سرزمین افزایش داد تا بتوان به شکل پایداری از منابع حیاتی استفاده کرد. ما ولی برخلاف تجربه دنیا بهرغم کاهش منابع، افزایش دما و اثرات بیشتر تغییر اقلیم با همان فرمان ۵۰ سال پیش با مهار آبها سعی بر مدیریت سرزمین داریم.
این رویه هیچگونه مطابقتی با ظرفیتهای اکولوژیک ایران ندارد. وقتی سیاست اشتغالزایی بر محور آب استوار است و اقتصاد بدون اینکه منابع حیاتی و مهم سرزمین را از بین نبرد نمیتواند تولید داشته باشد یعنی سیر قهقرایی سرزمین همچنان ادامه دارد.
- نویسنده : مائده مطهری زاده


























