استان مازندران در باور عمومی، ایران کوچک و سرزمینی برخوردار از مواهب بی‌بدیل طبیعی شناخته می‌شود. اما پس از سال‌ها بررسی چالش‌های ساختاری و آمایش سرزمینی، باید با شجاعت اعلام کرد که بزرگ‌ترین دژ اقتصادی و ثروت مغفول‌مانده این دیار، «روستاها» هستند.

روستا در مازندران نه فقط یک الگوی زیستی و استقراری، بلکه شریان حیاتی تولید، امنیت غذایی و استقلال اقتصادی کشور است؛ گنجی پنهان که زیر سایه نگاه‌های نادرست و برنامه‌ریزی‌های غیرکارشناسی در حال تضعیف است.

امنیت غذایی کشور در گرو همت روستاییان شمال
امروزه بخش عمده‌ای از مرکبات، برنج، محصولات دامی، شیلات و صنایع تبدیلی شمال کشور حاصل دست‌رنج روستاییانی است که بدون چشم‌داشت به بودجه‌های گزاف دولتی، چرخ تولید را به حرکت درمی‌آورند. اگر روستا در مازندران آسیب ببیند، امنیت غذایی ایران دچار تزلزل خواهد شد. متأسفانه طی سال‌های اخیر، عدم جبران هزینه‌های تولید، عدم تضمین قیمت خرید تضمینی محصولات کشاورزی و فشار تورمی باعث شده تا حاشیه سود کشاورز و دامدار به حداقل برسد و اقتصاد روستا دچار انقباض شود.
علاوه بر آن بزرگ‌ترین تهدیدی که اقتصاد روستایی را نشانه رفته، تغییر کاربری اراضی کشاورزی و هجوم سوداگران زمین است. وقتی درآمد حاصل از تولید کشاورزی و دامداری توان رقابت با هزینه‌های کمرشکن زندگی را نداشته باشد، روستایی مجبور به فروش اراضی مرغوب خود می‌شود. نتیجه این روند، تبدیل زمین‌های مولد به ویلاهای خوش‌نشین، خطرات محیط‌زیستی و تغییر بافت فرهنگی و تولیدی روستا است. نباید اجازه داد روستاها از مرکز تولید و کارآفرینی به خوابگاه‌های فصلی و تفریحی تغییر ماهیت دهند. برای احیای واقعی اقتصاد روستا، صرفاً توصیه مسئولان کافی نیست. روستا به زیرساخت‌های نوین نیاز دارد.

توسعه صنایع تبدیلی و بسته بندی
ارزش‌افزوده محصولات کشاورزی نباید به جیب دلالان و واسطه‌ها برود. ایجاد کارگاه‌های کوچک و متوسط خام‌فروشی‌زدایی در دل روستاها، پایداری شغلی ایجاد می‌کند. همچنین مازندران و به‌ویژه مناطق کوهپایه‌ای و روستایی آن ظرفیت فوق‌العاده‌ای برای توسعه انرژی خورشیدی و زیست‌توده دارد که می‌تواند هزینه‌های تولید و انرژی را برای روستاییان کاهش دهد. تسهیلات تکلیفی بانک‌ها برای اشتغال روستایی باید بدون دیوان‌سالاری پیچیده و متناسب با تورم موجود به دست تولیدکننده واقعی برسد.
در شرایطی که کلان‌شهرها با بحران مسکن و تورم افسارگسیخته مواجه هستند، روستاها می‌توانند بهترین پناهگاه برای احیای رفاه خانوار باشند؛ به‌شرطی که طرح‌های هادی روستایی اصلاح شده و زمینه ساخت مسکن ارزان‌قیمت و بوم‌گردی‌های ضابطه‌مند برای جوانان روستایی فراهم شود. ایجاد انگیزه اقتصادی، مهاجرت معکوس از شهر به روستا را رقم خواهد زد و فشار سنگین را از روی خدمات شهری خواهد برداشت.
روستای مازندران گنجی است که نقدینگی و ارزش‌آفرینی واقعی را در خود جای داده است. قطع دست دلالان از بازار محصولات، تضمین سود عادلانه برای کشاورز، برخورد جدی با سوداگری زمین و توسعه زیرساخت‌های زیست‌بوم روستایی، وظیفه‌ای ملی و منطقه‌ای است. اگر امروز از این ثروت ملی پاسداری نکنیم، فردا نه تنها کشاورزی شمال، بلکه استقلال غذایی کشور با چالش‌های جبران‌ناپذیری روبرو خواهد شد. روستا را باید نه به عنوان یک منطقه محروم، بلکه به عنوان «پیشران توسعه و ثروت‌آفرینی» بازتعریف کرد.

بلعیدن زمین‌های کشاورزی با ویلاسازی
داستان روستاهای مازندران مسیری است که امروز می‌تواند ایجاد اشتغال کند و رونق اقتصادی به‌همراه داشته باشد و اگر ظرفیت‌هایش فعال شود و با بازار پیوند بخورد و زیر ساخت‌های توسعه فراهم باشد موجب دگرگونی اقتصادی میشود. کشاورزی در روستاها تنها یک شغل نیست؛ بخشی از زندگی و هویت مردم منطقه است. باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی، سال‌هاست منبع درآمد خانواده‌های بسیاری هستند، اما آنچه می‌تواند این ظرفیت را به یک فعالیت اقتصادی پایدارتر تبدیل کند، نگاه توسعه‌محور و حرکت از تولید سنتی به سمت ایجاد زنجیره‌ای از تولید، خرید، عرضه و صادرات است. در حالی‌که ویلاهای لوکس و غیربومی، اراضی ما را می‌بلعند، روستاییان ما به‌جای میزبانی از گردشگر، به حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ تن داده‌اند. گردشگری روستایی یعنی «پول سرگردان» که به جای جیب مردم محلی، یا در جیب دلالان زمین می‌رود و یا در ویلاهای خالی غیربومی‌ها قفل می‌شود. ما نباید فقط «میزبان» ترافیک جاده و زباله‌های گردشگران باشیم؛ ما باید «ذینفع» این صنعت باشیم. باید وام‌های ارزان‌قیمت را از جیب دلالان بیرون کشید و به‌دست روستاییانی داد که می‌خواهند خانه‌های سنتی خود را به اقامتگاه تبدیل کنند. گردشگر باید در روستا «خرج» کند؛ نه اینکه با یک صندوق عقب پر بیاید و تنها رهاوردش برای ما، تخریب طبیعت باشد. تعریف «سبد محصول روستایی» شامل صنایع دستی و محصولات ارگانیک کشاورزی باید شرط ورود به حریم روستاهای هدف باشد. مازندران عزیز، با این روند «گردشگری مصرف‌گرا»، تبدیل به یک خوابگاه بزرگ برای مسافران شده است. باید فرمان را به نفع معیشت روستایی چرخاند، یا باید شاهد مرگ تدریجی هویت روستایی باشیم.