در گلستان، اقتصاد چیزی بیش از یک درصد از قلمرو کشاورزی را دربر نمی‌گیرد؛ مرز استان با ترکمنستان کوچک‌ترین نقطه این تصویر است، اما پرسش بزرگ از گلستان یکی از قطب‌های اصلی تولید گندم، جو و دانه‌های روغنی کشور است و در حوزه‌های پرورش میگو، تولید خاویار، گیاهان دارویی و توسعه باغات و گلخانه‌ها نیز ظرفیت‌های ارزشمندی دارد.

اما آنچه این قطب را «پایدار» می‌کند نه فقط خاک حاصلخیز، بلکه جریان مداوم دانش، فناوری و نیروی متخصص است؛ جریانی که دانشگاه‌ها می‌توانند موتور آن باشند. اما پرسش این است که چرا در استانی که اقتصادش به شدت به کشاورزی گره خورده، هنوز شکاف میان مدرک دانشگاهی و شغل واقعی حس می‌شود و چه کسی باید این شکاف را پر کند؟ منابع علمی منطقه چه نقشی در تبدیل این منابع طبیعی به مشاغل پایدار ایفا می‌کنند؟ فناوری و دانش چه نقشی در مزارع گندم و کلزای دشت ترکمن تا تالاب‌های میزبان ماهیان خاویاری دارد؟

کشاورزی گلستان قطبی که باید پشتش ایستاد
ابراهیم هزارجریبی، رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان گلستان، تأکید کرد که استان گلستان از قطب‌های اصلی تولید گندم، جو و دانه‌های روغنی کشور به شمار می‌رود و ظرفیت‌های ارزشمندی در حوزه‌های پرورش میگو، تولید خاویار، گیاهان دارویی و توسعه باغات و گلخانه‌ها دارد که می‌تواند نقش مؤثرتری در اقتصاد استان ایفا کند. بر اساس آمار به طور میانگین سالانه حدود ۴.۷ میلیون تن انواع محصولات کشاورزی در گلستان تولید می‌شود که سهم بزرگی از اقتصاد استان را تشکیل می‌دهد. گلستان رتبه نخست کشور در تولید گندم، این محصول استراتژیک را به خود اختصاص می‌دهد. اقتصاد گلستان بیش از هر استان دیگری به سلامت و مدرن بودن بخش کشاورزی وابسته است. با این حال، از دست‌یابی به چنین توانی در مشاغل پایدار و با کیفیت، فاصله‌ای نه کوتاه باقی مانده است؛ فاصله‌ای که یکی از عناصر اصلی پوشش آن، دانشگاه‌ها هستند.

دانشگاهی که آزمایشگاهش جنگل هیرکانی است
دانشگاه علوم کشاورزی برخلاف دانشگاه‌های جامع، تمرکز کاملی بر رشته‌های کشاورزی، منابع طبیعی، شیلات، محیط‌زیست و صنایع غذایی دارد و از امکاناتی مانند جنگل آموزشی شصت‌کلاسه و ایستگاه‌های تحقیقاتی متعدد در سطح استان برخوردار است.
این ساختار، دسترسی بی‌نظیری به عرصه‌های میدانی فراهم آورده و دانشگاه را به یک محیط کاملاً عملیاتی تبدیل کرده است؛ جایی که دانشجو نه پشت میز، بلکه در دل مزارع و جنگل‌ها با مسئله واقعی روبه‌رو می‌شود. دانش آموختگان این دانشگاه به‌طور سنتی ستون فقرات کارشناسان بخش کشاورزی استان هستند، از کارشناسان جهاد کشاورزی و نظام مهندسی کشاورزی تا مدیران کارخانه‌های روغن‌کشی و واحدهای شیلاتی. اما نکته مهم این است که تربیت نیروی متخصص، تنها بخش مأموریت این دانشگاه‌هاست. بخش دوم و کمتر دیده‌شده مأموریت، نقش واسطه‌ای در انتقال فناوری از مراکز تحقیقاتی ملی و بین‌المللی به بخش کشاورزی استان است و این نقش واسطه‌ای، تنها زمانی به اشتغال پایدار منجر می‌شود که یافته‌های پژوهشی از کاغذ به زمین کشت منتقل شوند.
نمونه‌های اشتغال‌زایی واقعی تجربه دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان است. این واحد دانشگاهی در سال ۱۳۹۵ و با تکیه بر رشته‌های کشاورزی خود (گیاه‌پزشکی، باغبانی، طراحی و مدیریت فضای سبز و فناوری‌های گیاهان زینتی)، طرح ساخت شهرک گلخانه‌ای به مساحت ۵۵ هزار متر مربع در نزدیکی محل دانشگاه را آغاز کرد؛ طرحی که هدف آن تقویت ارتباط دانشگاه با صنعت و کاهش وابستگی مالی دانشگاه به شهریه دانشجویی بود.
در ادامه، ۳۷ گلخانه به وسعت ۳۷ هزار متر مربع تکمیل شد و سرای نوآوری گیاهان زینتی این دانشگاه توانست با افزایش ۱۰۰ درصدی حضور هسته‌ها، واحدهای فناور و شرکت‌های دانش‌بنیان مستقر در خود، توسعه صادرات محصولات گلخانه‌ای را در دستور کار قرار دهد. این تجربه نشان می‌دهد که دانشگاه وقتی سرمایه‌گذاری در زیرساخت تولید انجام می‌دهد، هم فضای کار عملی دانشجو را فراهم می‌کند و هم مستقیماً شغل پایدار در زنجیره تولید، بسته‌بندی، بازرگانی و صادرات می‌سازد.
دانشگاه‌های گلستان می‌توانند در پرورش آبزیان و ماهیان با ظرفیت خاویار، گلخانه‌داری مدرن، کشاورزی ارگانیک و سیستم‌های هوشمند کشاورزی فاصله میان یافته پژوهشی و کسب‌وکار واقعی را کم کنند و توسط اساتید و دانشجویان به توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان روی آورند.

چرا هنوز خروجی کامل نیست؟
با وجود این موفقیت‌های پراکنده، هنوز مانع‌های جدی بر مسیر تبدیل دانش به شغل وجود دارد. عدم تطابق برخی سرفصل‌های درسی با نیازهای واقعی بازار کار، ضعف در پیوند عملی دانشگاه و صنعت، تأمین مالی و حمایت‌های ناکافی از طرح‌های دانش‌بنیان بطوری‌که حتی ایده خوب هم بدون سرمایه اولیه، فضای آزمایش و دسترسی به بازار، به شرکت تبدیل نمی‌شود. تعداد مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری فعال در استان هنوز متناسب با ظرفیت قطب کشاورزی کشور نیست. هدایت نخبگان و مهاجرت سرمایه انسانی که بخشی از آنان پس از فارغ‌التحصیلی یا به تهران و مراکز صنعتی می‌روند یا از بخش تولید خارج می‌شوند؛ نشانه‌هایی است که در استان، جذابیت کافی برای کارآفرینی در بخش کشاورزی ایجاد نشده است. تجربه نشان داد وقتی می‌توان امید داشت که فارغ‌التحصیلان کشاورزی به جای در جست‌وجوی شغل بودن، خود تولیدکننده شغل شوند.
آنچه روشن است این است که ادامه سرنوشت گلستان به عنوان قطب گندم، جو و دانه‌های روغنی کشور، بدون پیوند مستقیم خاک با کلاس درس، آزمایشگاه و شرکت دانش‌بنیان، تهدید جدی خواهد بود؛ و دانشگاه‌ها، بیش از هر نهاد دیگری، کلید باز کردن این پیوند را در دست دارند.