گفته میشود هر یک سی سی شیرابه زباله میتواند یک استخر ۱۰ هکتاری را آلوده کند. پسماند و مدیریت درست آن نقش بسیار مهمی در سلامت انسان دارد. در صورت مدیریت نامناسب زبالهها، مشکلات عدیدهای برای جامعه بوجود خواهد آمد که یکی از این مشکلات، تولید شیرابه و آلوده شدن آب و خاک است. در […]
گفته میشود هر یک سی سی شیرابه زباله میتواند یک استخر ۱۰ هکتاری را آلوده کند.
پسماند و مدیریت درست آن نقش بسیار مهمی در سلامت انسان دارد. در صورت مدیریت نامناسب زبالهها، مشکلات عدیدهای برای جامعه بوجود خواهد آمد که یکی از این مشکلات، تولید شیرابه و آلوده شدن آب و خاک است. در حال حاضر سه استان شمالی ایران مهمترین کانونهای بحران مدیریت پسماند هستند. مدیریت نامناسب پسماند بر سلامت انسانهای ساکن در منطقه تاثیر داشته است و بارها کارشناسان نسبت به این مهم هشدار دادهاند.
در کشور انواع پسماند را داریم. آنچه اکنون بهعنوان چالش، بحران یا معضل جامعه در بعضی از کشورها در رابطه با زباله مطرح میشود، مدیریت پسماند خانگی و روزمره است.
هرچند که پسماند ویژه مثل پزشکی، صنعتی، کشاورزی و کارخانهها مسایل مختلف ایجاد میکنند، ولی برای بعضی از نقاط دنیا بالاخص ایران و استانهای شمالی کشور، از لحاظ محدودیتهای زیست محیطی یا مدیریتی و بالا بودن قیمت زمینها، مسایل متفاوتی در زمینه مدیریت پسماند وجود دارد.
اکنون معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست طی سفر اخیر خود به مازندران به مناسبتِ افتتاح پایگاه اطفای حریق تالاب بینالمللی میانکاله به بالا بودن سرانه تولید زباله در مازندران اشاره کرد و تولید روزانه سه هزار تن زباله و یکهزار و ۲۰۰ متر مکعب شیرابه زباله در استان را فاجعه آمیز خواند و با بیان اینکه این میزان شیرابه، سطح زیادی از جنگلهای هیرکانی را آلوده میکند، گفت: ۴۶ درصد کشور زیرپوشش تصفیه فاضلاب قرار دارد و این میزان در مازندران ۱۳ درصد است، ضمن اینکه روزانه سه هزار تُن زباله از ۵۵ هزار تُن زباله کشور مربوط به مازندران است و این نشان میدهد برنامهای در این بخش وجود ندارد.
ایرج حشمتی با بیان اینکه هماکنون میانگین سرانه زباله در استان مازندران حدود یک هزار گرم معادل یک کیلوگرم است در حالی که میانگین سرانه زباله در کشور تا ۶۵۰ گرم است، افزود: در بحث تفکیک زباله در مازندران عقب افتادگی زیادی وجود دارد و میزان زباله تولید شده در استان نسبت به میانگین زباله در کل کشور بسیار زیاد است، بنابراین، در گام نخست در مازندران باید نسبت به کاهش زباله اقدام کنیم زیرا در مازندران و استانهای شمالی کشور به دلیل شرایط ویژه توپوگرافی دفع زبالهها با توجه به سطح آبهای زیرزمینی، وجود جنگلها و مراتع به هیچ وجه صحیح نیست.
وی همچنین با بیان اینکه در مورد محل جمعآوری زباله عمارت در آمل مشاورههای زیادی دریافت شد، خاطرنشان کرد: برای ایزوله کردن مجموعه عمارت مشاورهها و ایدههایی دریافت شد که این طرح از طرف سازمان محیط زیست و اداره کل محیط زیست مازندران به دلیل میزان بالای شیرآبهها و مشخص نبودن تکلیف آن هنوز پذیرفته نشد.
حشمتی همچنین، توسعه مازندران را به نفع کشور دانست و گفت: افزایش حجم زباله در مازندران به دلیل ورود مسافر این استان را با چالش مواجه کرده است، بحران وقتی بوجود میآید که نیازها را برای اهداف تعیین شده مهیا نکنیم و یا بهره وری را بیش از حد داشته باشیم.
وی با تاکید بر اینکه در فرهنگسازی گردشگری مسوولانه در مازندران باید تعریف جدی داشته باشیم، تصریح کرد: یعنی حیات وحش را تخریب نکنیم، در فصل زاد و ولد اصرار به حضور در مناطق حفاظت شده نداشته باشیم، زباله را در طبیعت رها نکنیم.
*دفن زباله در مدلهای مدیریت پسماند گزینه آخر به حساب میآید
یک عضو هیات علمی دانشگاه مازندران در همین باره میگوید: تمام عرصههای شمال کشور دارای ارزش کاربری بالایی هستند. به همین دلیل انجام مدیریت نهایی پسماند در سه استان شمالی با ظرافت، پیچیدگی و محدودیتهایی مواجه است. یعنی اینکه ما نمیتوانیم گزینههای مختلف مدیریت پسماند را در این سه استان یا بعضی از استانهای مشابه تثبیت کنیم.
سید رمضان موسوی ادامه میدهد: در یزد، اصفهان، کرمان، سیستان و بلوچستان، مشهد و بسیاری از جاهای دیگر به جهت گستردگی عرصه زمینها و بیابانها مشکلی در زمینه دفن زباله نداریم. در ایران بالای ۴۵ تا ۵۰ درصد عرصههای ما بیابان و کویر است اما در مازندران ما یک وجب کویر و بیابان نداریم.
وی میافزاید: از نوک یال کوههای مازندران تا کنار ساحل، همه مناطق دارای ارزش و کاربری است. در سه استان شمالی محدودیتهای طبیعی، انسانی و روحی و روانی در تعیین محل دفن زباله داریم.
به گفته موسوی، دفن زباله در مدلهای مدیریت پسماند گزینه آخر به حساب میآید. به این جهت که دفن یکسری مسایل و داستانهای خاص خود را دارد.
وی میگوید: ایجاد شیرابهها و آلودگی خاک و آب در بحث دفن زباله مطرح است. گزینه دفن در خیلی از جاهای دیگر دنیا نمره پایین دارد اما در استانهای شمالی، به دلیل شرایط جوی خاص نمره بسیار بسیار پایین دارد. زیرا انتخاب محل دفن در شمال با مشکل مواجه است.
عضو هیات علمی دانشگاه مازندران عنوان میکند: در دشت امکان ایجاد محل دفن نداریم زیرا سطح سفره آب زیرزمینی بالاست و وجب به وجب دشت، دارای ارزش اجتماعی، اقتصادی، کشاورزی، گردشگری و ارزشهای مختلف دیگر است. عملا امکان دفن یک گرم زباله را در دشت نداریم.
وی اضافه میکند: در ارتفاعات چون شیب دارند و وضعیت زمین شناسی ویژهای برقرار است، عمده سازندها نظیر شمشک و زغال حساس هستند. هرچیزی را در ارتفاعات دفن کنید، شیرابهاش به داخل رودخانه راه مییابد.
این عضو هیات علمی دانشگاه مازندران دفن روی یال را هم به خاطر فاصله ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتری یال از محل تولید زباله فاقد صرفه اقتصادی معرفی کرد.
وی تاکید میکند: تفکیک از مبدا و بازیافت، استقرار زباله سوز، کمپوست و در نهایت دفن مهمترین گزینههای مدیریت پسماند در مازندران هستند.
به گفته موسوی با وجود محدودیتهای بالا در دفن زباله در استان مازندران، بیش از ۹۵ درصد زبالههای خانگی که زبالههای دیگری را هم با خود مخلوط دارند، در این استان با گزینه لندفیل مدیریت میشوند اما دفن هم به درستی انجام نمیشود و زبالهها روی هم دپو میشوند.
وی میگوید: لندفیل یک سیستم خیلی فنی دارد و اگر رعایت شود، هرچند نمره پایینی در مدیریت پسماند به این سیستم اختصاص مییابد اما مسایل زیست محیطی آن قابل اغماض است.
عضو هیات علمی دانشگاه مازندران بیان میکند: در مازندران ۹۵ درصد زبالههای استان به صورت دپو دفع میشود. لذا پسماندها دفن بهداشتی نمیشوند. از آنجایی که در این استان بالای ۱۵۰ تا ۲۰۰ روز بارندگی داریم، این بارندگی بر روی این زبالههای خانگی ریخته و شیرابه ایجاد میکند.
وی میگوید: هم شیرابه داخل زباله، هم شیرابه موجود در پسماند و هم آب بارانی که با این زبالهها مخلوط میشود، آب را عفونی کرده و دچار فساد میکند. عمده لندفیلهای ما تولیدکننده شیرابه هستند. یک سی سی شیرابه بسته به غلظت و شرایطش میتواند یک استخر ۱۰ هکتاری را آلوده کند و در رودخانهها جاری میشود.
موسوی ادامه میدهد: ۹۰ درصد لندفیلهای ما در جنگلهای هیرکانی واقع هستند. این جنگلها محل زندگی وحوش است و همه این حیوانات به شکلی به این لندفیلها سر میزنند. حیوانات زبالهها را شخم میزنند و از آن تغذیه میکنند.
وی اضافه میکند: گاوها در جنگلها فراوان هستند و از محل دپوی زبالهها تغذیه میکنند. این مسئله در شیر، گوشت و غیره تاثیر میگذارد. حیوانات، پرندگان و وحوش از زبالهها استفاده میکنند و مشکلات مختلفی را به انسان منتقل میکنند. شیرابه زباله در خاک حرکت میکند و به سمت رودخانه میرود و خاکها را آلوده میکند.
عضو هیات علمی دانشگاه مازندران میگوید: من اولین طرح مدیریت جامع پسماند را برای ساری نوشتم. من پیشنهاد اولین نیروگاه زباله سوز کشور را برای این شهر، به جامعه دادم. به نظرم زبالهسوز در شمال میتواند یکی از گزینههای مهم مدیریت پسماند باشد.
وی با اشاره به اینکه قبل از استفاده از زباله سوز باید تفکیک از مبدا زباله و بازیافت آن در دستور کار باشد، بر اصلاح ساختار مدیریت پسماند در استانهای شمالی تاکید کرد.
موسوی عنوان میکند: با تفکیک زباله از مبدا میتوان کمپوست تولید کرد. باید بخشی از زباله که قابل تبدیل به کود است و همان بخشی است که شیرابه تولید میکند، با استفاده از سیستم مناسب به کود تبدیل شود.
به گفته وی، بیش از ۵۰ درصد از زبالههای مازندران قابلیت تبدیل به کمپوست دارد. بر اساس آمارها در روز سه هزار تن زباله در مازندران تولید میشود که ۱۵۰۰ تن آن قابلیت تبدیل به کود دارد اما این کود باید با کمک تکنولوژی و در دستگاهی به نام کمپوست دایجستری تولید شود تا زمان تولید کمپوست از ۶۰ روز به یک ششم کاهش یابد.
این عضو هیات علمی دانشگاه مازندران در ادامه میافزاید: از ۳۰ درصد زباله باقیمانده که صرف زباله سوز و تولید کمپوست نشده است، ۲۰ درصدش شامل پلاستیک، پت، چوب، آهن و غیره قابل بازیافت است. میتوان با کارخانههای مختلف این مواد را تبدیل به ارزش افزوده کرد و دوباره به چرخه صنعت و طبیعت باز گرداند.
وی اظهار میکند که ما باید اراده جدی، فنی و تخصصی در مدیریت پسماند کشور داشته باشیم. این اراده در ۴۰ سال گذشته وجود نداشته است. میلیاردها تومان هزینه میشود اما در مدیریت پسماند به نتیجه نمیرسیم زیرا کار تخصصی است اما به مسئله به صورت سیاسی توجه می شود.


























