عقبنشینی خط ساحلی، بهویژه در بخشهای کمعمق، تنها یک تغییر جغرافیایی نیست؛ این روند میتواند تالابهای ساحلی، زیستگاه ماهیان و پرندگان، فعالیتهای اقتصادی و زندگی جوامع محلی را تحت تأثیر قرار دهد. در ایران نیز وضعیت مناطقی مانند میانکاله، خلیج گرگان و دیگر زیستبومهای وابسته به خزر، اهمیت این پسروی را دوچندان کرده است. خزر یک پهنه آبی وسیع و بدون خروجی طبیعی به اقیانوسها است. با بالا رفتن میانگین دمای کره زمین و منطقه، نرخ تبخیر آب از سطح دریاچه بهطور چشمگیری افزایش یافته است. در گذشته بخش شمالی خزر و حوضه ولگا در زمستان دارای پوشش یخ و برف قطور بود که با ذوب تدریجی در بهار، آب دریا را تغذیه میکرد. کاهش بارشهای برفی و آب شدن زودهنگام برفها، رژیم هیدرولوژیکی منطقه را برهم زده است. اگرچه تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین از عوامل اصلی مطرحشده برای کاهش سطح آب خزر هستند، اما تمام ماجرا را نمیتوان به تغییر اقلیم نسبت داد. سدسازی، انتقال و انحراف آب، برداشتهای کشاورزی و صنعتی و همچنین ضعف همکاری میان کشورهای منطقه دلایل مهم کاهش حجم آب و آلودگی موجود در این پهنه آبی است.
میانکاله، گمیشیان و خلیج گرگان در معرض نابودی
امید صدیقی، مدیرکل دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، گفت: در چهار تا پنج سال گذشته، در مجموع حدود یک متر از تراز آب دریای خزر کاسته شد، در حالی که از سال ۱۳۷۴ تا ۱۴۰۰، یعنی حدود ۲۵ سال، مجموع کاهش تراز تنها حدود یک و نیم متر بود، بنابراین، از سال ۱۳۷۴ تاکنون، دریای خزر حدود ۲.۵ متر کاهش سطح تراز داشته که یک متر آن مربوط به چهار تا پنج سال اخیر است. به گفته وی، این کاهش شدید و متوسط افت سالانه حدود ۲۰ سانتیمتری در سالهای اخیر، موجب پسروی آب دریای خزر، به ویژه در شرق خزر و در مناطقی مانند خلیج گرگان، میانکاله و گمیشان شده است، از آنجا که شیب بستر در این مناطق بسیار کم است، عقبنشینی آب نیز بسیار شدیدتر بوده است. صدیقی درباره دلایل این عقبنشینی شدید در چهار تا پنج سال گذشته گفت: بر اساس پروژه مشترکی که ایران و کشورهای حاشیه خزر انجام دادهاند، عمدهترین دلیل آن تغییرات اقلیمی، افزایش دما و در نتیجه افزایش تبخیر است، در واقع، بیلان آبی دریای خزر از یک سو به بارشها و ورودی آب رودخانهها وابسته است و از سوی دیگر، تبخیر عامل خروج آب از این دریا است. محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران، تأکید کرد: تغییرات تراز آب دریای خزر باید به عنوان یک مسئله چندوجهی مورد توجه قرار گیرد، چراکه استمرار کاهش سطح آب میتواند آثار گستردهای بر محیط زیست، اقتصاد و فعالیتهای انسانی در مناطق ساحلی بر جای بگذارد. وی با اشاره به پیامدهای کاهش تراز آب خزر گفت: ادامه این روند تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه میتواند بر معیشت جوامع ساحلی، تأسیسات و زیرساختهای ساحلی و همچنین زیستبومهای وابسته به خزر از جمله تالابهای ساحلی اثرگذار باشد.
تغییرات اقلیمی ماهیت انسانی دارند
شرایط در بخش شمالی خزر حساستر است؛ جایی که ۳۰ درصد مساحت دریای خزر در نیمه شمالی قرار دارد، اما فقط یک درصد آب در آنجاست. همین عمق کم، در کنار ورود آب رودخانه ولگا، این منطقه را به محل زادآوری بسیاری از ماهیان و زیستگاه فوک خزری تبدیل کرده و به آن ارزش زیستی بالایی بخشیده است. پسروی دریای خزر اغلب به تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین نسبت داده میشود، اما کارشناسان معتقدند ماجرا پیچیدهتر از آن است که کاهش سطح آب تنها با این عامل توضیح داده شود. واقعیت این است که تغییرات اقلیمی ماهیت انسانساخت دارند؛ همانطور که بخش مهمی از گرمایش زمین به استخراج و مصرف سوختهای فسیلی بازمیگردد. ایران، روسیه، ترکمنستان و آذربایجان نیز از تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز هستند. بنابراین اگر قرار است درباره گرم شدن زمین صحبت کنیم یا پسروی خزر را به آن نسبت دهیم، باید مشخص کنیم این کشورها چقدر مصمم هستند که استخراج و مصرف نفت و گاز را کاهش دهند. پژوهشهای مشترک تعدادی از محققان روس و ایرانی مشخص نمود مقدار تبخیر از سطح دریای خزر آنچنان افزایش پیدا نکرده که بتواند این حجم از کاهش آب را توضیح دهد. از سوی دیگر، میزان بارندگی در حوضه رودخانه ولگا که حدود ۹۰ درصد آب دریای خزر را تأمین میکند، اساساً کاهش پیدا نکرده و در دو دههای که دریا بهتدریج شروع به عقبنشینی کرده، میزان بارندگی در حوضه ولگا حتی بیشتر شده است. بارندگی در سطح دریای خزر نیز کاهش معناداری نداشته است. در مجموع ترکیب گرمایش زمین و افزایش تبخیر همراه با برداشتهای گسترده انسانی و سدسازی بر روی رودخانهها بهطور مخصوص رود ولگا، موتور اصلی روند کاهشی تراز آب دریای خزر در شرایط کنونی است. باید گفت این پدیده بسیار مهم هر عاملی داشته باشد موجب خشک شدن و بهخطر افتادن تالابهای با ارزشی چون میانکاله، انزلی و خلیج گرگان در سواحل ایران میشود. همچنین میتواند خسارات زیادی به زیرساختهای بندری و کشتیرانی بزند و زیست بومهای طبیعیمان را تهدید نماید و موجب شکل گیری کانونهای جدید ریزگرد و نمک در اراضی ساحلی شود.
دانشمندان در چند تحقیق جداگانه نوشتهاند که دستکاریهای انسانی در این حوضه بزرگ، عامل اصلی پسرفت یا عقبنشینی دریای خزر است؛ از سدسازی گسترده گرفته تا انتقال آب، منحرف کردن مسیر رودخانهها و افزایش بیرویه برداشت آب برای کشاورزی و امور صنعتی. به اعتقاد آنها، تغییر اقلیم را نمیتوان نادیده گرفت، اما برای توضیح شرایط کنونی خزر باید نقش مستقیم سیاستها و مداخلات انسانی کشورهای منطقه را نیز بهطور جدی در نظر گرفت. کاهش ورودی رودخانهها علاوه بر میزان آب، شوری مناطق ساحلی و زیست ماهیان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. ماهیان آزاد دریای خزر بیشتر در همین سمت جنوب و ایران هستند و برای تخمریزی و مهاجرت به رودخانهها وابسته اند.
























