طی چند روز اخیر فیلمی در شبکههای اجتماعی وایرال شد که بانوی کارشناس در یک برنامه تلویزیونی به دختران جوان، توصیه میکند در مراحل خواستگاری و گامهای اولیه ازدواج، از خواستگار خود درخصوص شغل و سطح درآمد و اینکه خانه و امکانات زندگی دارد یا نه، چیزی نپرسند به این خاطر که ممکن است مرد جوان از این سوالها خوشش نیاید و پا پس بکشد و آنان مجرد بمانند.
این بانو که بهعنوان کارشناس در برنامه شرکت کرده گویا آن اندازه آگاهی ندارد که بنیادیترین عامل افزایش طلاق و تنش در خانواده، مشکلات اقتصادی و معیشتی است و قطعاً همه جوانان از اهمیت اقتصاد در استحکام بنیان خانواده آگاهی دارند و اتفاقاً به خاطر اینکه مبادا ازدواجشان به چنان سرنوشتی دچار شود، ترجیح میدهند جنگ اول را داشته باشند تا در میانه راه آسیبی به پیوندشان وارد نشود. نکته واضح دیگری که این کارشناسِ ناشی نمیداند این است که دختری که ازدواج نکرده و در چتر حمایتی پدر و مادر خود قرار دارد، بسیار کمتر از دختر یا زنی که مدتی کوتاهی تن به ازدواج داده و دچار طلاق شد، در معرض آسیب است.
نکته مهم دیگری که این کارشناس، نمیداند این است که در جامعه امروز آن هم در کشور ما با اقتصاد لزران و معیشت ویران، ازدواج، نیاز به شرایط مقدماتی دارد و اگر آن شرایط مقدماتی مهیا نباشد، پایداری ازدواج و وصلت در محل شک و تردید جدی خواهد بود و یکی از مهمترینِ این مقدمات، تمکّن مالی پسر یا دختر یا هردو با هم است.
نکته مهم بعدی که هیچ جایی در تحلیل کارشناسان و توصیه آنان به جوانان و خانوادهها به ازدواج و فرزندآوری ندارد این است که ثبات اقتصادی و امنیت شغلی و وضعیت درآمدی در همه استانهای کشور ازجمله مازندران، گیلان و گلستان به مخاطره جدی افتاده است و جوانان و والدین، از این شرایط آگاهی دارند و هرگز به توصیه ناشیانه این کارشناسان خوشخیال و متوهّم توجه نمیکنند و ریشه کاهش ازدواج و تمایل پایین زوجها به فرزندآوری در همین نکته است بهویژه اینکه هر از گاهی اخباری از مسئولان رسمی اعم از نمایندگان مجلس مبنی بر کاهش یا گرانی برخی اقلام ضروری نوزادان مانند شیرخشک و پوشک بچه در رسانهها خودنمایی میکند و کارشناسان هیچ اشارهای در سخنان و تحلیلها و تشویقهای خود به ازدواج و فرزندآوری، به این فقرات ندارند به شکلی که به نظر میآید این کارشناسان، با توصیههای خود به مخاطبان خود توهین میکنند یا قصد پنهانکردن آن حقایق تلخ اقتصادی را دارند. استان مازندران، گیلان و گلستان از نظر تراز جمعیتی بر ریل منفی میروند و از این سه استان شمالی، گلستان اندکی وضعیت بهتری دارد و نرخ ازدواج و فرزندآوری بهویژه در میان اهل سنت که سنتیتر فکر میکنند بهتر است.
مدیران و مسئولان در این میانه تنها اقدام به طرح هشدار و توصیه میکنند و حتی آن اندازه با خود و با مردم صداقت ندارند که به دولت تذکر دهند و بگویند که عامل اصلی کاهش فرزندآوری، افزایش طلاق و تنشهای خانوادگی نه گرایش سبک زندگی غربی که تحول در نگاه نسل جدید و همچنین مشکلات سنگین اقتصادی است که کلید حل دومی در دست دولت است و مهمتر از همه جوانان به آن سطح از بلوغ رسیدهاند که تفاوت واقعیات تلخ جامعه با تصورات نادرست و شعارهای بیمبنا را درک کنند. در این میان کلاسی دو روزه با عنوان دوره تربیت مربی جمعیت در گیلان برگزار شد. مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان در این دوره، جمعیت را مایه اقتدار و امنیت جامعه در بخشهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دانست و تاکید کرد: کاهش و بحران جمعیت یکی از مهمترین مسائلی است که همه عناصر فرهنگی و اجتماعی باید نسبت به آن حساس شوند. حجتالاسلام و المسلمین سعید مهدوی در دومین روز از برگزاری دوره تربیت مربی جمعیت با اشاره به به صدا درآمدن زنگ خطر و بحران پیری جمعیت در گیلان اظهار کرد: به صدادرآمدن این زنگ، هشدار بزرگی در حوزه اجتماعی است. وی در ادامه با اشاره به برگزاری دوره دو روزه تربیت مربی طی دیروز و امروز (چهارشنبه و پنجشنبه هفته گذشته)در گیلان خاطر نشان کرد: حدود ۲۰۰ نفر از اعضای فرهیخته استان اعم از معلمان، روحانیون، مبلغان، ماما و کارشناسان شبکه بهداشت در دوره یادشده شرکت کردند. مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان خاطر نشان کرد: شرکتکنندگان این دوره در راستای گفتمان سازی، روشنگری و تبیینگری برای بازگشایی گِرههای ذهنی آحاد مردم و ایجاد احساس مسئولیت آنان برای رفع بحران پیری جمعیت اقدام میکنند. گفتنی است سال گذشته ۲ هزار و ۳۹۳ نفر از کارگاههای تبلیغات اسلامی استان گیلان در موضوع جوانی جمعیت و فرزندآوری بهرهمند شدند اما گویا در عمل فایده چندانی نداشته و شاهد هستیم استان گیلان همچنان در شیب منفی جمعیتی قرار دارد و همین بهترین گواه بر این است که جامعه یا قاطبه مردم و جوانان، به این توصیهها توجهی ندارند و برگزاری چنین کارگاههایی جز هزینه اضافه عایدی چندانی ندارد.
آیا زمان آن فرا نرسیده که کارشناسان قدری واقعی بیندیشند و بینش خود را با بینش غالب افراد جامعه هماهنگ کنند ؟


























