ناترازی برق دیگر یک هشدار مقطعی نیست؛ مسألهای است که مستقیماً بر زندگی مردم، استمرار تولید، امنیت سرمایهگذاری و آینده توسعه استانها اثر میگذارد. در مازندران، این موضوع به دلیل همزمانی ظرفیتهای کشاورزی و صنعتی، افزایش تقاضا در دورههای پرتردد و ضرورت حفاظت از منابع طبیعی، ابعاد ویژهای پیدا کرده است. ازاینرو، جبران ناترازی برق در این استان به برنامهای جامع، بومی و قابل ارزیابی نیاز دارد؛ برنامهای که از مدیریت مصرف فراتر برود و توسعه زیرساختها و افزایش ظرفیت تولید را بهطور جدی دنبال کند.
مازندران؛ استانی با نیازهای متفاوت انرژی
مازندران تنها یک استان مسکونی نیست. کشاورزی، صنعتی، گردشگری و واحدهای تولیدی و فعالیتهای خدماتی، همگی به برق پایدار نیاز دارند. افزایش حضور مسافران در تعطیلات و روزهای گرم سال نیز میتواند فشار بیشتری بر شبکه وارد کند. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در تأمین برق، علاوه بر ایجاد نارضایتی عمومی، میتواند به کاهش بهرهوری واحدهای اقتصادی و افزایش هزینههای تولید منجر شود.
از سوی دیگر، ضرورت تأمین برق در فصول سرد نیز نباید نادیده گرفته شود. وابستگی بخشی از تولید برق حرارتی به تأمین پایدار سوخت، لزوم آمادگی برای دورههای سرد سال را برجسته میکند. برنامهریزی برای ذخیره سوخت نیروگاه نکا، توسعه نیروگاههای خورشیدی و تکمیل طرحهای تولید برق، از جمله محورهایی است که در گزارشهای اخیر درباره تأمین برق مازندران مطرح شده است.
خورشید و آببندانها؛ فرصتی برای تولید برق بدون قربانیکردن زمین کشاورزی
یکی از مهمترین مسیرهای کاهش ناترازی در مازندران، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر است؛ اما این توسعه باید با ملاحظات محیطزیستی و ویژگیهای جغرافیایی استان هماهنگ باشد. در منطقهای که زمین کشاورزی ارزش راهبردی دارد و حفظ منابع طبیعی از اولویتهای توسعه محسوب میشود، اختصاص بیضابطه اراضی حاصلخیز به احداث نیروگاه، راهکاری مطلوب و پایدار نیست.
در این میان، استفاده از ظرفیت سقف ساختمانهای اداری و صنعتی، پارکینگهای بزرگ، سولهها و مکانهای مناسب برای نصب پنلهای خورشیدی میتواند بدون تحمیل فشار تازه بر زمینهای کشاورزی، به افزایش تولید برق کمک کند. همچنین، برنامهریزی برای نصب پنلهای خورشیدی شناور روی آببندانها، ظرفیتی قابل بررسی برای مازندران است. بر اساس گزارش منتشرشده در شهریور ۱۴۰۵، برنامه نصب نیروگاههای خورشیدی شناور در آببندانهای استان مطرح شده و بهرهبرداری از یک طرح ۱٫۲ مگاواتی در گاودشت بابل نیز در دستور کار قرار گرفته بود. البته اجرای این طرحها باید با بررسی آثار زیستمحیطی، نیازهای آبی کشاورزی، وضعیت اکوسیستم و امکان اتصال مطمئن به شبکه همراه باشد. انرژی پاک زمانی به توسعه پایدار کمک میکند که خود به بهای تضعیف منابع طبیعی تمام نشود.
سرمایهگذاری در شبکه؛ حلقهای که نباید فراموش شود
افزایش ظرفیت تولید برق بهتنهایی برای حل ناترازی کافی نیست. توسعه پستهای انتقال و فوقتوزیع، تقویت خطوط برق، نوسازی تجهیزات فرسوده، کاهش تلفات شبکه و ارتقای سامانههای پایش و کنترل نیز باید در اولویت قرار گیرند.
گزارشهای منتشرشده درباره اجرای پروژههای انتقال و فوقتوزیع در مازندران و گلستان نشان میدهد که بخشی از اقدامات زیرساختی در حال پیگیری است. بااینحال، آنچه افکار عمومی بهدرستی انتظار دارد، ارائه اطلاعات روشن درباره میزان پیشرفت پروژهها، ظرفیت افزودهشده، منابع مالی اختصاصیافته و زمانبندی تکمیل طرحهاست. شفافیت در این زمینه اهمیت فراوانی دارد. مردم و فعالان اقتصادی باید بدانند هر پروژه چه سهمی در افزایش پایداری شبکه خواهد داشت و چه زمانی آثار آن در کیفیت خدمات نمایان میشود.
مدیریت مصرف؛ مسئولیت همگانی، نه جایگزین سرمایهگذاری
تردیدی نیست که اصلاح الگوی مصرف و استفاده از تجهیزات پربازده، بهویژه در ساعات اوج بار، میتواند به کاهش فشار بر شبکه کمک کند. بااینحال، مدیریت مصرف نباید به راهکاری دائمی برای جبران کمبود سرمایهگذاری یا ضعف زیرساختها تبدیل شود.
در کنار فرهنگسازی عمومی، لازم است دستگاههای اجرایی، مراکز تجاری بزرگ، واحدهای صنعتی و مشترکان پرمصرف نیز سهم مشخصی در کاهش بار شبکه داشته باشند. استفاده از سامانههای هوشمند، تنظیم زمان فعالیت تجهیزات پرمصرف و بهرهگیری از مشوقهای اقتصادی میتواند اثربخشی این اقدامات را افزایش دهد. در بخش کشاورزی نیز هرگونه برنامه مدیریت بار باید با تقویم زراعی، نیاز آبی محصولات و شرایط واقعی بهرهبرداران هماهنگ باشد. نمیتوان از کشاورز انتظار داشت هزینه ناترازی را با کاهش تولید یا تحمل خسارت جبران کند. راهکارهای فنی، زمانبندی متناسب و حمایت از تجهیز مزارع و واحدهای کشاورزی به فناوریهای کممصرف باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
مطالبهای روشن از مسئولان
اکنون زمان آن است که برنامه جبران ناترازی برق مازندران از مجموعهای از اقدامات پراکنده به نقشه راهی مشخص و پاسخگو تبدیل شود. تعیین اهداف سالانه برای افزایش ظرفیت تولید، توسعه انرژی خورشیدی، بهبود شبکه انتقال و توزیع، کاهش تلفات و حمایت از تولیدکنندگان، میتواند مبنای ارزیابی عملکرد دستگاههای مسئول قرار گیرد. استانداری، وزارت نیرو، شرکتهای برق منطقهای و توزیع، شهرداریها، بخش خصوصی و نهادهای مرتبط با کشاورزی و محیط زیست باید در چارچوبی هماهنگ، مسئولیتها و اولویتهای خود را مشخص کنند. تأمین مالی طرحها، تسهیل سرمایهگذاری بخش خصوصی و انتشار گزارشهای دورهای از پیشرفت برنامهها نیز باید بخشی از این مسیر باشد. سخن پایانی اینکه مازندران برای توسعه پایدار، به برقی پایدار نیاز دارد. استانی که ظرفیتهای مهم کشاورزی، گردشگری و تولیدی دارد، نباید در تأمین یکی از اساسیترین زیرساختهای اقتصادی با نااطمینانی مزمن روبهرو باشد. جبران ناترازی برق نه با وعدههای مقطعی، بلکه با سرمایهگذاری هدفمند، مدیریت علمی مصرف، توسعه انرژیهای پاک و پاسخگویی شفاف محقق میشود. اکنون مطالبه اصلی مردم و فعالان اقتصادی مازندران روشن است: برنامهای زمانبندیشده، منابع مالی مشخص و اقداماتی که نتیجه آن در پایداری شبکه و کیفیت زندگی مردم دیده شود.


























