استان مازندران یکی از مناطق ویژه کشور است که به همان اندازه که ظرفیت و استعداد برای کشاورزی دارد و میتواند قطب تولید غذای کشور باشد که البته چنین جایگاهی داشته، به همان میزان میتواند در صنایع کوچک و متوسط و حتی بزرگ، حرفی برای خود داشته باشد و نزدیکی منطقی این استان با پایتخت […]
استان مازندران یکی از مناطق ویژه کشور است که به همان اندازه که ظرفیت و استعداد برای کشاورزی دارد و میتواند قطب تولید غذای کشور باشد که البته چنین جایگاهی داشته، به همان میزان میتواند در صنایع کوچک و متوسط و حتی بزرگ، حرفی برای خود داشته باشد و نزدیکی منطقی این استان با پایتخت و مسیرهای دسترسی آسان با چند کشور منطقه به این استان، امکان میدهد که مسیر صادرات باشد و مهمتر از همه این استان از ظرفیتهای عظیم گردشگری برخوردار است که آن را مرهون طبیعت خداداد خود میباشد.
قرار گرفتن استان مازندران در حدفاصل دریای مازندران و رشتهکوه البرز و برخورداری از رودها، جنگلها، سواحل و چشماندازهای بکر، این منطقه را به نقطه هدف توریسم تبدیل کرده است که با یک برنامهریزی منطقی میتواند موجبات رشد بیشتر اقتصادی و همچنین رونق تولیدات داخل استان را به دنبال داشته باشد. نکته تأسفانگیز این است که این استان طی سالهای اخیر در میانه ظرفیتهای خود معلّق و سرگردان ماند و امروز به اندازهای که انتظار میرفت به استعدادهای خود در حوزههای صنعت و گردشگری نرسیده است و حتی به دلایل مختلف از اهداف خود در حوزه کشاورزی نیز دور میشود.
البته طی دو دهه گذشته اقدامات در این سه حوزه خوبی انجام و گامهای خوبی برداشته شد اما هنوز با آنجایی که باید میرسیدیم فاصله بسیار داریم و ماجرای خشکسالی که از سالها قبل در کشور و منطقه آغاز شد و در نهایت به مازندران رسید، کمآبی را نیز به سبد مشکلات استان افزوده است و بیم آن میرود تولید کشاورزی در این استان کاهش چشمگیری یابد. امروز و بنا به دلایل مختلف، صنعت و گردشگری مازندران کمتر از ظرفیت خود به بهرهبرداری رسیدند و در بخش صادرات نیز پایینتر از توقعات حرکت میکنیم و اگر اقدام مناسبی توسط نمایندگان و مدیران اجرایی و همراهی مردم در حوزه آب، انجام نگیرد در کشاورزی نیز از قافله تولید عقب میافتیم و خطر ناامنی غذایی نه تنها برای مردم مازندران که بخشهایی از کشور را فرا میگیرد.
امروز مازندران نه در صنعت و نه در گردشگری به نقاط هدفی که مدیران ادعا میکردند نرسیده است و و به نظر میآید مشکلات اقتصاد کلان بر این موضوع اثرگذار بوده است و نمیتوان همه مشکل را به گردن مدیران محلی انداخت اما در داخل استان نیز اقدامی انجام نگرفته و تدبیری نشده است.
لازم است مدیران اجرایی، اعضای مجمع نمایندگان و همچنین نخبگان استان در این زمینه با هم بنشینند و همفکری کنند و با گرفتن اعتباراتی از مرکز، مشکل آب مازندران را تدبیر کنند تا تولید در حوزه کشاورزی بیش از این آسیب نبیند.
طی همین سال زراعی که در آغاز آن قرار داریم، اراضی بسیاری در مرکز و شرق مازندران، به دلیل آب کم، از چرخه تولید خارج شدند و بلااستفاده ماندند. محاسبه ضرر و زیان این اراضی کار آسانی نیست و نیاز به ارزیابی میدانی و همچنین کار کارشناسی دارد و لازم است این کار انجام و زیان وارده به اقتصاد استان به افکار عمومی اعلام شود تا مردم بهویژه شهروندان عادی در جریان جدی بودن مشکل قرار بگیرند و به سهم خود گام بردارند و در استفاده بهینه از منابع آبی موجود مشارکت کنند.
نکته آخر اینکه استان مازندران همچنان طرح توسعه مهم و معتبر ندارد و محور توسعه در این منطقه روش نیست اما مدیران دستگاههای اجرایی باید بنای خود را بر هر سه محور «کشاورزی، صنعت و گردشگری» بگذارند و در تصمیمسازیهای خود برای هر سه بخش طرح داشته باشند تا این استان به جایگاه خود برسد و مردم این اقلیم سرسبز بیش از این در فشار مشکلات اقتصادی و معیشتی نمانند.


























