اینکه مدیران، رسانهها و کارشناسان حوزه محیطزیست، نسبت به زندگی پرندگان مهاجر و آبزیان، حساسیت دارند و یگانهای مستقر در برخی زیستگاههای طبیعی مانند میانکاله یا برخی مناطق فریدونکنار، تمرکز خود را بر مبارزه با شکارچیان غیرمجاز گذاشتند و تلاش دارند از زندگی این گونهها صیانت کنند، کاری بسیار ارزشمند است اما در این جنگ […]
اینکه مدیران، رسانهها و کارشناسان حوزه محیطزیست، نسبت به زندگی پرندگان مهاجر و آبزیان، حساسیت دارند و یگانهای مستقر در برخی زیستگاههای طبیعی مانند میانکاله یا برخی مناطق فریدونکنار، تمرکز خود را بر مبارزه با شکارچیان غیرمجاز گذاشتند و تلاش دارند از زندگی این گونهها صیانت کنند، کاری بسیار ارزشمند است اما در این جنگ و گریز، یک حلقه مفقوده نادیده گرفته شده است و آن پاسخ به این سوال است که چرا شکارچیان غیرمجاز، بدون هیچ رحمی در نیمههای شب به این مناطق هجوم میبرند و با قتل عامل این گونهها و فروش آن در بازار یا قراردادن آن بر سر سفره خانواده خود، چه هدفی را دنبال میکنند جز معیشت خود و خانواده و آیا اگر قیمت گوشت، مرغ و ماهی در دام تورّم لجامگسیخته قرار نمیگرفت یا درآمد طیف گستردهای از شهروندان، تا این میزان از تورّم عقب نمیماند، باز هم شاهد پدیده شکارچیان غیرمجاز بودیم ؟
قصد ما توجیه رفتار شکارچیان غیرمجاز و حمله به اکوسیستم منطقه و برهم زدن نظم اکولوژیکی زیستگاههایی چون میانکاله نیست، اما میخواهیم با اشاره به «هرم مازلو»، تأکید کنیم اگر نیارهای قاعده هرم، تأمین نشود، غالب افراد اولویتهای خود را تغییر خواهند داد و بهعنوان مثال، فردی که در تأمین مایحتاج ضروری زندگی خود مانده است، نگرشِ محیطزیستی و احترام به حیات سایر گونههای زیستی را در اولویت قرار نمیدهد و حتی نزد خود، این نگرشها را «غیرِ ضروری، تجملاتی و از سرِ شکمسیری» ارزیابی خواهد کرد.
در علوم اجتماعی گفته میشود به پدیدههای منفی اجتماعی که روندی افزایشی دارند، میتوان از دو منظر نگاه کرد، نخست نگاهِ صِرف قانونی و البته تا حدی سطحی، صاحبان این نگاه معمولاً عادت دارند برای کنترل برخی آسیبهای پیچیده اجتماعی که خود «معلول» هستند، «مُرّ قانون» را اجرا کنند و این اصرار، نه در کوتاه مدت و نه در درازمدت، به حل مسأله منجر نمیشود.
دومین نگاه، از منظر «آسیبشناسی اجتماعی» است که عادت دارد درنگ کند و درخصوص علل و ریشههای گسترش پدیده مورد نظر، کار میدانی یا مطالعه کتابخانهای انجام دهد و بعد از آنکه علل ریشهای را یافت، به سراغ «علت» برود تا پس از مدتی، «معلول» هم خودبهخود از ساحت جامعه، محو گردد.
همه حرف ما این است که افزایش برخی آسیبها مانند افزایش حضور شکارچیان غیرمجاز در مناطقی چون میانکاله به قیمت درگیری با محیطبانان و حتی به خطر انداختن جان خود، در کلیت خود و با همه پیچیدگی که دارد، یک معلول است و علت آن به مشکلات اقتصادی و معیشت مردم برمیگردد و اگر بخواهیم از این پهنههای زیستی، مراقبت کنیم، چارهای نداریم جز اینکه اقتصاد و معیشت جامعه
را سامان دهیم.
نکته بعدی که ناخودآگاه به ذهن میرسد این است که مدیرانی که شکارچیان غیرمجاز را تهدید میکنند و حمله به پرندگان را کاری قبیح میدانند – که البته حرفشان حق است- از منظر اخلاقی و وجدانی و با نگاه آسیبشناسانه، خود نیز ناخواسته شریک جرم شکارچیان غیرمجاز هستند هرچند قانون، چنین نظری نداشته باشد.
اگرچه حضور و درگیری شکارچیان غیرمجاز پرندگان و آبزیان در منطقه میانکاله با ماموران یگان حفاظت محیطزیست مازندران و گلستان، سابقه طولانی دارد اما این که عنوان شد این درگیری به ماموران مرزبانی کشیده شد، بیسابقه است. همواره چالشهای حضور شکارچیان غیرمجاز بهصورت گروهی در مناطق حفاظتشده، سبب درگیری و تیراندازی آنان با ماموران یگان حفاظت محیطزیست میشده است، اما طبق اظهارات رییس تالاب بینالمللی میانکاله این بار درگیری شکارچیان با ماموران مرزبانی رخ داده است.
رییس تالاب بینالمللی میانکاله تصریح کرد با اظهار این که شکارچیان چند روز قبل در منطقه آشوراده با ماموران مرزبانی درگیر شدند، توضیح داد: حضور شکارچیان غیرمجاز در این منطقه همواره از مشکلات جدی ماموران یگان حفاظت محیطزیست منطقه است. «علی کلانه» با بیان این نکته که شکارچیان غیرمجاز پس از مشاهده به پرواز درآمدن پرندگان، از این که فرصت شکار را از دست دادند، به سمت ماموران تیراندازی کردند، گفت: بر اساس اظهارات ماموران محیطزیست، یکی از مرزبانان زخمی شده است.
وی افزود: همه ساله در زمان مهاجرت و حضور پرندگان وحشی به این منطقه بهرغم ممنوعیت شکار، فعالیت شکارچیان غیر مجاز دوچندان میشود و امسال نیز در پنج نوبت، همین شکارچیان پس از این که ماموران یگان حفاظت محیطزیست فرصت شکار را از آنان گرفتند، درگیری و تیراندازی را انجام دادند.
رییس تالاب بینالمللی میانکاله به افزایش جسارت حضور شکارچیان غیرمجاز در منطقه اشاره کرد و گفت: اگرچه فراری دادن پرندگان برای از بین رفتن فرصت شکار از سوی شکارچیان به صورت موقتی هر روز انجام میشود، اما معتقدیم باید یک فکر اساسی کرد. ما هم در این زمینه با رییس تالاب، همنظر هستیم و باور داریم باید فکری اساسی کرد و آن فکر اساسی، چیزی جز تأمین معیشت و تمشیت اقتصاد مردم نیست، در غیر این صورت و با استمرار این مشکلات که دامنه آن به نان و برنج و گوشت رسیده است، این روند افزایشی و فرسایشی استمرار خواهد داشت.
نکته آخر اینکه اگر با عینک آسیبشناسی اجتماعی نگاه کنیم، درمییابیم که بیشتر آسیبهای اجتماعی در حوزههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و حتی محیطزیست و حیات وحش، ریشه در اقتصاد دارد، به بیان روشن، جامعهای که در تأمین اقتصاد و معیشت خود ناتوان باشد، هم از نظر اصول و باورهای فرهنگی و هم از نظر رفتارهای درستِ اجتماعی و هم احترام به محیطزیست و زندگی سایر گونههای حیات، بیمبالات میشود و خودخواهانه عمل میکند، کمااینکه امروز در برخی جوامع متمول غربی شاهد هستیم برخی شهروندان عادی، تنها برای تفنن و نه برای سیرکردن شکم خود و خانواده به ماهیگیری میروند و پس از آنکه با قلاب، ماهی صید کردند، قلاب را از دهان ماهی درمیآورند و ماهی را در همان زیستگاه، رها میکنند، امری که برای شهروندان ایرانی که با شیب تند قیمت ماهی در هر ماه، مواجه هستند و دسترسی به این ماده غذایی ندارند، کمی احمقانه به نظر میآید.


























