سرد و ساکت و سپید بر کوه و دشت و جنگل می‌بارد، بلکه مرهمی باشد بر زخمِ کاریِ خشکسالیِ این سالها.

پروین اعتصامی در شعری نیمه بلند چه زیبا گفت‌وگویِ میان برف با گلستانی از گل‌های رنگارنگ را به نظم درآورد. در دو بیت از این شعر، برف، به گلستان که از باریدنِ برف، ناخرسند بود می‌گوید: نه گندم داشت برزیگر، نه خرمن، نمی‌کردیم گر ما پرده‌داری! اگر یک سال گردد خشک‌سالی، زبونی باشد و بد روزگاری! قدیمی‌ها هم می‌گفتند، بهارِ پرآب و برکت فراوان اگر می‌خواهیم، باید دعا کنیم در زمستان، زمینِ تشنه از برف و باران سیراب شود.
حالا این روزها، برفِ نو میهمانِ ماست تا قلب فسرده و به تنگ آمده از خشکسالی زمین، کمی گرم شود و دست‌کم، خاطرات روزگارانِ پربرفِ گذشته را برای زمین زنده کند. کمتر استان و شهرستانی در ایران بوده است که از برفِ زیبایِ شبِ شنبه – ۲۴ آذرماه ۱۴۰۳ – بی نصیب مانده بوده باشد. برفی که به سرعت، به پست‌ها و استوری‌های اینستاگرام رونقی سپید و زیبا بخشید و به قولِ شعرِ شاملو، همه آلودگی‌ها را شست و با خود برد. از آنجایی که برف بسیار بازتابنده است، مقدار زیادی از نور خورشید که به برف برخورد می‌کند به جای گرم کردن سیاره به فضا منعکس می‌شود. بدون پوشش برف، زمین حدود چهار تا شش برابر بیشتر از انرژی خورشید را جذب می‌کند. وجود یا عدم وجود برف، الگوهای گرمایش و سرمایش بر روی سطح زمین را بیش از هر ویژگی دیگری از سطح زمین کنترل می‌کند. در مناطقی که اکثریت آب خود را از برف‌های زمستانی تامین می‌کنند، خشکسالی برف می‌تواند به معنای کاهش دسترسی به آب در بهار و تابستان باشد.
برف بخشی از چرخه فصلی زمین است. شروع کاذب بهار که به طور فزاینده‌ای رایج است، فراتر از قطب شمال به بسیاری از نقاط دیگر کره زمین کشیده می‌شود و گیاهان، حشرات، پرندگان مهاجر و حتی محصولات کشاورزی را در برابر یخ زدگی‌های بعدی آسیب‌پذیر می‌کند. اگر یخبندان گلها را می‌کشد، برای زنبورها و سایر گرده افشان‌ها شهد یا گرده و برای حیوانات نیز دانه‌ای وجود ندارد. اگر بهار خیلی زود فرا برسد، حیوانات در خواب زمستانی ممکن است غذای حیاتی اوایل بهار را از دست بدهند.
دانشمندان با مطالعه برف، نحوه تشکیل، محل سقوط و چگونگی تغییر برف در طول زمان، بهتر می‌توانند درک کنند که برف چگونه بر سیاره ما و جامعه ما تأثیر می‌گذارد. برف فصلی بخش مهمی از سیستم آب و هوایی زمین است. پوشش برف به تنظیم دمای سطح زمین کمک می‌کند و به محض ذوب شدن برف، آب به پر کردن رودخانه‌ها و مخازن در بسیاری از مناطق جهان، کمک می‌کند. به دلیل توانایی آن در ذخیره آب، برف به عنوان “مخزن” شناخته شده است.
از نظر مساحت، پوشش برف بزرگترین جزء منفرد کرایوسفر است که تقریباً تمام پوشش برف در نیمکره شمالی قرار دارد. در چنین مقیاس وسیعی، پوشش برف به تنظیم تبادل گرما بین سطح زمین و جو یا تعادل انرژی زمین کمک می‌کند. در مقیاس کوچکتر، تغییرات در پوشش برف می‌تواند بر الگوهای آب و هوای منطقه تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، در اروپا و آسیا، خنک‌سازی مرتبط با برف سنگین و خاک‌های مرطوب بهاری می‌تواند فرارسیدن فصل موسمی تابستان را تغییر دهد و بر مدت زمان آن تأثیر بگذارد.
از تاثیراتِ عمومی برف بر روی زمین که بگذریم، به شمال ایران می‌رسیم. اینجا، مازندران که روزگاری نه چندان دور، ارتفاعِ برف در شهرها و روستاهایش تا یک متر هم می‌رسید اما حالا، دیگر خبری از آن روزهای برفیِ مدام با حجم زیاد بارش نیست و همین که برف بتواند سطح زمین را سپیدپوش کند باید کلاه‌مان را هم به هوا بیندازیم! نبود یا کمبود برف، نه تنها دردِ خشکسالی را تشدید کرده، بلکه حیاتِ یخچال‌های طبیعی مازندران را نیز با خطرِ نابودی مواجه ساخته است. پرفسور شبنم دلفان آذری سفیر سبز محیط زیست در خاورمیانه در این زمینه می‌گوید: از آنجایی که کشور ما در یک منطقه خشک واقع شده و رشد جمعیت نیاز به آب را شدت داده است در یک کلام ساده و صریح می‌توانم بگویم به خطر افتادن حیاتِ یخچال طبیعی کوهستانی بسیار جدی است.
وی با بیان اینکه این امر با شدت گرفتن گرمایش اقلیمی سطح کره زمین شکل تأسف بارتری به خود می‌گیرد، افزود: امری که در این راستا باید به آن بسیار توجه شود که در قدم اول شناخت یخچال طبیعی کوهستانی امری مهم بوده و در قدم دوم محافظت و مدیریت آن در کشور و استان مازندران حائز اهمیت است. وی ادامه داد: در استان مازندران سلسله جبال البرز و کوه‌های دماوند و علم کوه از منابع زیبا و غنی یخچال‌های طبیعی به حساب می آیند، دومین قله بلند ایران بعد از دماوند، قله علم کوه است که در منطقه تخت سلیمان شهرستان کلاردشت، استان مازندران با شکوهی وصف ناپذیر جای خوش کرده است. این محقق بین المللی تصریح کرد: یخچال طبیعی کوهستانی تخت سلیمان یکی از رشته کوه‌های گرانیتی ایران نیز محسوب می‌شود، این قلل از استان مازندران تا جنگل‌های عباس آباد و تنکابن را در بر گرفته است و در میان این کوهستان، یخچال‌هایی طبیعی وجود دارند که بازماندگانی از آخرین دوران یخبندان بر روی کره زمین هستند.
وی با اظهار اینکه یخچال‌های علم کوه عبارتند از یخچال‌های سرچال، علم چال، تخت سلیمان، مرجیکش، خرسان، هفت خوان، چالون، شانه کوه و اسپیلت، افزود: براساس آمار وزارت نیرو، سطح یخچال‌های کشور، از ۴۲ کیلومترمربع در سال ۹۲ به ۹ کیلومترمربع در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است که در مقایسه با روند ذوب‌شدن یخچال‌های جهان، سرعت بیشتری داشته است.
عضو کمیته بحران سازمان ملل متحد با عنوان اینکه متأسفانه درد عدم آگاهی و ناکارآمدی مدیریتی ما در هر نقطه‌ای مخصوصاً مسائل زیست محیطی بسیار آشکار است، ادامه داد: شوربختانه نه تنها افکار عمومی نسبت به اهمیت یخچال‌های طبیعی کم اطلاع بوده، بلکه بخش زیادی از متخصصان نیز، حساسیت‌های لازم در خصوص فاجعه پیش روی را ندارند و از کنار آن به سادگی گذشته و می‌گذرند.
وی به ارزش‌های یخچال‌های طبیعی اشاره و اضافه کرد: از ارزش‌های یخچال‌های طبیعی می‌توان به مواردی همانند ذخایر آب، وابستگی برخی از پوشش‌های گیاهی و جانوری در مناطق کوهستانی و طبیعی به یخچال‌ها اشاره کرد که این امر در پوشش گیاهی و منطقه‌ای در استان مازندران بسیار اهمیت ویژه ای را داراست.
پرفسور دلفان آذری ادامه داد: یکی دیگر از مهم‌ترین ارزش‌های یخچال‌ها این است که به‌عنوان میراث اقلیمی مهم محسوب می‌شوند. به این معنا که اگر به مناطق یخچالی سفر نموده و تکه‌ای از یخ موجود را از عمق بیرون بکشید و مطالعه کنید می‌توانید تأثیرات اقلیم و آب و هوا را در چند صد یا چند هزار سال در آن تکه یخ ببینید و مطالعه کنید.
وی گفت: مهم‌ترین و اصلی‌ترین عامل نابودی یخچال‌ها گرمایش زمین است که متأسفانه روندی است که در تمام دنیا به‌وجود آمده و کشور ما نیز در این چرخه قرار دارد ولی متأسفانه در ایران نقش عوامل انسانی در نابودی و سرعت بخشیدن این یخچال‌ها را نمی‌توان بدون دخیل دانست.
این مدرس دانشگاه و مشاور بین المللی محیط زیست عنوان کرد: لازم به تاکید مجدد است که یخچال‌های طبیعی ارتباط فشرده‌ای با منابع آب در منطقه، استان و کشور دارد و اگر همه آن‌ها ذوب شود، سطح آب منابع شیرین در حدود ۶۰ متر کاهش خواهد یافت.
به اعتقاد برخی کارشناسان، با توجه به گرم شدن زمین این احتمال وجود دارد که توده‌های عظیم یخی یخچال طبیعی تخت‌سلیمان (علم‌کوه‌) به واسطه گرم شدن زمین و ذوب شدن یخ‌ها جدا شده و سیلاب‌هایی را رقم بزنند. حتی علت وقوع سیل بزرگ سال ۱۳۹۰ در منطقه کلاردشت و سیل سال ۱۳۹۴ شهرستان تنکابن را نیز برخی کارشناسان ذوب شدن یخچال طبیعی تخت‌سلیمان (علم‌کوه) می‌دانند و معتقدند که احتمال بروز سیل‌های دیگر در منطقه وجود دارد. تخت‌سلیمان در ارتفاعات علم‌کوه با داشتن حدود ۱۰ کیلومتر مربع پوشش یخچالی، یکی از دو یخچال طبیعی بزرگ ایران است.
این موضوع را مدیرکل سابق هواشناسی مازندران نیز، پیش از این تایید کرده و گفت: افزایش دمای هوا طی سال‌های اخیر فقط در مناطق جلگه‌ای رخ نداده و در مناطق کوهستانی و مرتفع نیز شاهد این افزایش دما هستیم. در چنین شرایطی سرعت ذوب برف‌ها و یخچال‌های طبیعی بیشتر می‌شود و احتمال وقوع سیلاب‌های یخچالی افزایش می‌یابد.
سید محمدرضا رضوی اظهار می‌کند: طی سال‌های اخیر شاهد افزایش دمای هوا در ارتفاعات استان بودیم و با توجه به شرایط اقلیمی کنونی و افزایش کلی دمای هوا، باید به این احتمال‌ها توجه کرد. در مناطقی مانند ارتفاعات کلاردشت، گزنه دماوند و منطقه امیری جاده هراز استعداد وقوع سیلاب‌ وجود دارد.
در تحقیق یک استاد دانشگاه ایرانی تبار در کالیفرنیا موضوع بارش برف و «خشکسالی‌های برفی» در کل مناطق زمین بررسی شده است و آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که بارش برف تقریبا در اکثر مناطق از جمله ایران کاهش یافته است. این موضوع می‌تواند پیامدهای مختلفی از جمله کاهش منابع آبی کشور به همراه داشته باشد.
امیر آقاکوچک استاد دانشکده عمران و محیط‌ زیست دانشکده علوم زمین دانشگاه کالیفرنیا در ارواین و نویسنده این مطالعه، می‌گوید: «منظور از خشکسالی کمبود بارش برای یک دوره طولانی است، ولی به نظر ما باید به برف به طور جداگانه‌ای نگاه کرد تا تصویر بهتری از خشکسالی داشته باشیم. به همین دلیل بحث “خشکسالی برف” خیلی مهم است، چون تصویر بهتری از شرایط خشکسالی می‌دهد، به خصوص در مناطقی که برف قسمت مهمی از منابع آب را تشکیل می‌دهد.» آقاکوچک در این رابطه توضیح می‌دهد: «مطالعه ما جهانی بود و شامل کل مناطق برفگیر دنیا از جمله ایران می‌شود، اما هفت منطقه برفگیر را جداگانه بررسی کردیم که یک قسمت از هندوکش شامل ایران هم می‌شود. نتایج نشان می‌دادند که در بیشتر مناطق خشکسالی‌های برفی بیشتر شده است، ایران جزو مناطقی است که به طور کلی خشکسالی برفی در آن بیشتر شده است. حتی در قسمت‌هایی از ایران که بارندگی‌ها ثابت بوده یا کاهش زیادی نداشته است، دیده می‌شود که میزان برف کمتر شده است.»
اما این خشکسالی در ایران، صرفا به معنای از دست دادن بارش‌های زیبای برف در زمستان‌ها و فراموشی شهرهای سفیدپوش نیست، عدم بارش برف می‌تواند منجر به سیل و کم‌آبی شود. چراکه برخلاف بارش‌های باران که آب روان و بعد وار رودخانه‌ها می‌شود، برف ممکن است تا چند ماه در محل باقی بماند و بعد در فصل گرما آب شود و به منبع آب محیط‌زیست و انسان‌ها تبدیل شود.
آقاکوچک در این باره می‌گوید: «این قضیه مهم است چون برف یک نوع مخزن طبیعی حساب می‌شود، مثل سد که مخزن دست‌ساز است. آب در یک جا برای مدتی باقی می‌ماند و به مرور پخش می‌شود و نبودش قطعا تاثیرات خیلی بزرگی روی منابع آب دارد، چراکه اگر تمام برف را به شکل بارندگی بگیریم، لزوما نمی‌توانیم از آن استفاده بهینه بکنیم. اگر همین برف به مرور آب بشود هم برای محیط زیست هم برای ما انسان‌ها مهم است.» در واقع در کنار کاهش بارش برف در چهل سال گذشته، به نظر می‌رسد با گرمایش زمین به دلیل فعالیت‌های انسانی سرعت آب شدن آن‌ها هم روی زمین سرعت بیشتری پیدا کند. ایران هم یکی از مناطقی است که دمای آن با سرعت بیشتری از میانگین جهانی در حال افزایش است.
آقاکوچک در این باره می‌گوید: «وقتی صحبت از برف می‌کنیم دما نقش قابل توجهی پیدا می‌کند، گرم شدن ممکن است باعث افزایش سرعت آب شدن برف بشود، یعنی حتی اگر برفی داشته باشیم، افزایش سرعت آب شدن آن می‌تواند منجر به ایجاد سیل‌های مخرب بشود و یا منابع آبی به سرعت کاهش پیدا کند و در آخر تابستان با خشکسالی شدید روبرو شویم.»

  • نویسنده : مائده مطهری زاده