صبح روز جمعه ۲۷ خردادماه جمعی از کنشگران و طبیعت دوستان قائمشهر و سوادکوه و دیگر شهرهای مازندران با گردهمایی در جنگلِ محلِ ساختِ سدِ کَسیلیان، مخالفتِ قانونمند و مدنی خود را با ساخت این سد ویرانگر اعلام داشتند. گرچه جبران کمبود آب شرب و مهار آبهای سطحی در استان مازندران بسیار مهم است اما […]
صبح روز جمعه ۲۷ خردادماه جمعی از کنشگران و طبیعت دوستان قائمشهر و سوادکوه و دیگر شهرهای مازندران با گردهمایی در جنگلِ محلِ ساختِ سدِ کَسیلیان، مخالفتِ قانونمند و مدنی خود را با ساخت این سد ویرانگر اعلام داشتند.
گرچه جبران کمبود آب شرب و مهار آبهای سطحی در استان مازندران بسیار مهم است اما صدور مجوز برای احداث سد کَسیلیان منجر به نابودی و زیر آب رفتن حدود ۱۵۰هکتار از جنگلهای هیرکانی میشود؛ تامین آب منطقه مهم است اما نه به بهای تخریب طبیعت و محیط زیست.
گرچه یکی از راههای تامین آب شرب و مهار آبهای سطحی در هر منطقه، ساخت سد و آببندانها است، اما احداث چنین پروژههایی نباید منجر به تخریب محیط زیست شود. بر همین اساس بود که همزمان با روی کارآمدن دولت یازدهم و ریاست معصومه ابتکار بر سازمان حفاظت محیط زیست، مجوز احداث برای برخی سدها از جمله سد کَسیلیان در مازندران صادر نشد و روند احداث این پروژه متوقف شد؛ پروژهای که حدود ۲۰ سال پیش به مردم سواد کوه وعده آن داده شده بود و در دولت دهم، مجوز آن صادر شده بود.
در نشست اخیرِ هماندیشی در خصوص انتقال آب بین حوزهای مازندران نیز به نابودی ۸۰۰ هکتار از جنگلهای درجه یک هیرکانی با ساخت سد کَسیلیان هشدار داده شد. این جلسه هماندیشی با موضوع رودخانه کسیلیان و احداث سد بر روی این رودخانه، رودخانه هراز با عنوان ممانعت از فرار نشتی آب سد لار و رودخانه تجن و آثار زیست محیطی سد فینسک برگزار شده بود.
در بحث مدیریت آب و خاک باید توان سرزمینی را مورد توجه قرار داد و اینکه با شرایط سنتی و نیمهصنعتی موجود ظرفیت منابع آب در بخشهای خانگی، صنعتی و کشاورزی جوابگوی حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر جمعیت است و بیش از آن فشار به منابع آبهای زیر زمینی فجایعی از جمله فرو نشست را به بار آورده و میآورد که هم اکنون شاهد آن هستیم.
تهدید منابع آبی مازندران و اقدامات قاونی برای جلوگیری
آنچه امروزه منابع آبی استان مازندران را تهدید میکند چشمداشت استانهای همجوار از جمله به منابع آب و خاک استان مازندران است و در سالهای گذشته با لابیگریهای زیاد و در ابتدا با تغییر تقسیمات جغرافیایی و الحاق مناطقی از استان مازندران از جمله منطقه خطیرکوه در سوادکوه و بخشهایی از منطقه دودانگه و چهاردانگه در ساری و الحاق آن به استان سمنان و سپس با اعلام اینکه این مناطق جزو استان سمنان است و با حمایتهای مدیران وقت سمنانی نسبت به انتقال ۹۰ درصد آب چشمه روزیه که سرچشمه رودخانه تلار است اقدام کردند و اکنون هم با مطرح کردن ساخت سد فینسک و کسیلیان چشم به سایر منابع آب استان مازندران دارند. داریوش عبادی فعال محیط زیست از اقدامات انجامشده توسط دولت در وزارت نیرو در سال ۱۳۹۴ سخن گفت که مجوز انتقال آب از ۳ حوزه آبخیز استان مازندران را صادر کرد، از جمله احداث سد بر روی رودخانه کسیلیان که یکی از سرشاخههای اصلی رودخانه تلار است و خواستار انتقال ۴۰ درصد از آب آن به استان سمنان شدند و در ادامه از احداث سد لاسم بر روی رودخانه هراز در آمل که میخواهند آب آنرا به استان تهران منتقل کنند، انتقاد کرد. وی گفت: از هر طرف چشم به منابع آب استان دوختهاند و ما باید اقداماتی قانونی برای نجات منابع آبیمان و جلوگیری از انتقال آب از مازندران به سایر استانها انجام بدهیم.
نابودی ۸۰۰ هکتار از جنگلهای درجه یک هیرکانی با ساخت سد کسیلیان
گلزار فعال محیط زیست نیز بیان کرد: در سالهای اخیر استان مازندران به کانون و مرکز انواع تخلفات محیط زیستی در کشور تبدیل شد و همه باید در حل این مشکلات در استان مازندران تلاش کنیم.
وی طرح و احداث سد بر روی سرشاخه رودخانههای مازندران و انتقال آب آن به سمنان را بخشی از این مشکلات برشمرد و گفت: با احداث سد کسیلیان حدود ۳۰۰ هکتار جنگل در مخزن سد و ۵۰۰ هکتار در اطراف سد با ریزش و لغزش و مجموعا ۸۰۰ هکتار از جنگلهای درجه یک هیرکانی نابود خواهد شد.
این کارشناس، تجربه اقدامات انجامشده در خصوص احداث سد بر روی سرشاخههای رودخانه کارون در استان خوزستان و نتایج بدستآمده از این اقدام را توضیح داد و افزود: آیا مشکلات آبی استان خوزستان حل شده است؟
وی تغییر اقلیم و چرای بی رویه دام در گذشته و فعالیت شرکتهای برداشت چوب را از عوامل نابودی جنگلهای هیرکانی دانست و افزود: حدود ۶۰ درصد جنگل های هیرکانی فاقد پوشش مناسب و در معرض نابودی است.
گلزار، طرح تنفس جنگل و جلوگیری از انتقال آب دریای مازندران را از دستاوردهای حامیان حفظ محیط زیست برشمرد. به گفتهی گلزار، سد فینسک ۴۰ هکتار، سد زارم رود ۷۰ هکتار، سد لاسک ۱۰۰ هکتار، شیرین سازی و انتقال آب دریای مازندران ۱۰۰ هکتار و سد کسیلیان بیش از ۸۰۰ هکتار از جنگلهای هیرکانی – کاسپیانی شمال ایران را قربانی مدیریت سازه محور و انتقال آب بین حوضهای خواهند کرد. اینها صرفا بخش کوچکی از سدهای برنامه ریزی شده برای ساخت در استانهای شمالی ایران است. سد سازی در شمال ایران از این ویژگی نگران کننده برخوردار است که افزون بر همه پیامدهای زیان بار سدسازی در دیگر نقاط کشور، پیامدهای ویرانگر بیشتری را بر اجزا و ارکان منابع طبیعی و محیط زیست از جمله منابع خاک و پوشش جنگلی منطقه و زیستگاه گونههای رو به انقراض حیات وحش نیز وارد میسازد. گلزار ادامه میدهد: سد کَسیلیان با گنجایش ۱۲۰ میلیون مترمکعب، در فاصله تنها ۱۱ کیلومتری از سد ۱۵۰ میلیون مترمکعبی لفور (البرز)، فاصله ۱۰ کیلومتری از سد ۲ میلیون مترمکعبی «سنبل رود» و فاصله ۱۹ کیلومتری از سد ۳ میلیون مترمکعبی «برنجستانک» به بهانه تامین آب شرب و کشاورزی مردم شهرهای سواد کود، سیمرغ، شیرگاه و قائمشهر و البته با تخصیص ۳۰ میلیون مترمکعبی با هدف انتقال به شهر سمنان برنامه ریزی شده است.
به بیانِ گلزار، تداوم سدسازی در استانهای شمالی با هدف جبران تصوری نادرست که برخی مدیران و نمایندگان این استان در مجلس از آن با عنوان «عقب ماندگی تاریخی در مهار آبهای سطحی» یاد میکنند، در حالی همچون اسبی سرکش، بی توجه به پیامدهای سرکشی خود میتازد و لگدکوب و ویران میکند و پیش میرود که برای رودخانههای جاری در این منطقه دیگر رمقی باقی نمانده است. گواه این ادعا هم خشکیدگی دهانه تجن در نخستین روزهای سال جاری و عدم بازگشایی دریچههای «سد شهید رجایی» آن هم در روزهای مهاجرت ماهیان استخوانی از دریا به سمت بالادست تجن با هدف تخم ریزی که بی تردید، اختلال و تنش شدیدی را بر زادآوری ماهیان استخوانی کاسپین تحمیل کرد.
مازندران نه اصفهان است نه چهامحال و بختیاری
از اینکه مدیران بخش آب استان مازندران در پی «جبران عقب ماندگی تاریخی مهار رواناب های سطحی» استان هستند و یا اینکه نمایندگان مازندران در مجلس در این عقب ماندگی تاریخی، مازندران را با استان های پرتنش آبی مثل اصفهان و چهار محال و بختیاری مقایسه کنند و سقف آینده نگری و توان مدیریتی خود را با این آرزو که « مازندران هم باید همچون اصفهان و چهار محال با توسعه سدسازی سهم خود در مهار آبهای سطحی را افزایش دهد » به نمایش گذاشته و در معرض نقد افکار عمومی قرار میدهند، در میگذرم چرا که ماموریت اثبات شده وزارت نیرو و شعب استانی آن درحال حاضر تنها «توسعه مدیریت سازه محور» و ماموریت و دغدغه مشخص نمایندگان مجلس هم صرفا «کلنگ زنی و افتتاح طرحهای غول پیکر» است. طرحهایی که صرفا ابعاد، حجم و سنگینی آن برای دیده شدن با چشم سر و تبلیغات اهمییت دارد نه کارکرد واقعی آن.
گلزار تاکید کرد: از میان سدهای در دست مطالعه و برنامه ریزی شده در شمال ایران، دو سد «زارم رود» و «کَسیلیان» از این ویژگی برخوردارند که بخشهایی از عرصههای جنگلی دارای «طرح جنگلداری» را قربانی مدیریت سازه محور آب میسازند. با استناد به صورتجلسه مورخ ۱۳۹۱٫۰۹٫۰۱ کمیته فنی دفتر جنگلداری و اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران (ساری)، در خصوص «سد کسیلیان»، «حدود ۳۰۰ هکتار از اراضی جنگلی واقع در طرحهای جنگلداری تحت پوشش مدیریت صنایع چوب و کاغذ مازندران زیر آب سد خواهد رفت و یا از حَیِّز انتفاع خارج خواهد شد». البته این همه ماجرای خسارت تحمیل شده از سوی «سد کسیلیان» بر جنگلهای منطقه شیرگاه و سوادکوه نیست چرا که با استناد به بند ۶ همان صورتجلسه، «پیش بینی میشود که حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ هکتار از جنگلهای منطقه واقع در قسمتهایی از سریهای طرح جنگلداری چوب و کاغذ مازندران شامل؛ انجیلی سرا، جینکا، میانا و سوخته سرا نیز مورد تخریب واقع شده و یا از حیز انتفاع خارج میشوند».
براساس اظهاراتِ این پژوهشگر آب و خاک، این صورتجلسه در ادامه به این نکته اشاره مینماید که:« این جنگلها دارای تیپهای مختلف و شامل گونههای درختی ممرز، انجیلی، کلهو، راش، لرگ، افرا، توسکا و … به صورت ۲ تا ۳ اشکوبه و عمدتا با زیر اشکوب گونه ممنوعالقطع شمشاد و موجودی بیش از ۲۰۰ مترمکعب در هکتار و در سری میباشند». افزون بر این خسارات در بند ۷ این صورتجلسه نیز تصریح شده که؛ «جاده دسترسی طرح ورودی از شهر شیرگاه از کیلومتر ۷٫۵ به علت واقع شدن در حریم آب دریاچه سد، از حیز انتفاع خارج خواهد شد و …».
گلزار میافزاید: متاسفانه با وجود آنکه تخریب و پاکتراشی عرصههای جنگلی دارای طرح مصوب جنگلداری با هدف احداث سد کسیلیان در دستور کار وزارت نیرو قرار دارد، تا این لحظه شاهد هیچ واکنش و اعتراضی از سوی طرفداران طرحهای جنگلداری سابق که این طرحها را تنها ضامن حفظ و حراست از جنگلهای شمال معرفی مینمایند نبودهایم.
این بیخبری، انفعال، دست درازی و تخریب جنگل در حالی انجام میشود که با استناد به بند ۳ موصوبه شماره ۱۰۱۴۷/ت ۲۴۱۲۰ ه مورخ ۰۱/۰۵/۱۳۸۰ هیات وزیران؛ «در راستای طرح صیانت از جنگلهای شمال کشور، صدور مجوزهایی که به هر ترتیب به کاهش مساحت جنگلهای شمال کشور منجر میشود از سوی تمام دستگاهها متوقف و ممنوع میباشد». حنیف رضا گلزار در پایان گفت: اینکه در روزهایی که خبر توقف احداث سد ویرانگر فینسک بر روی سرشاخه اصلی رود تجن با هدف انتقال آب آن به خارج از حوضه تجن بزرگ به دستور شخص رییس جمهور تا بازنگری مجدد در مطالعات این سد صادر شده، ضرورت دارد تا همه کارشناسان دغدغه مند آینده زیست بوم شمال کشور پیش از آنکه عملیات تخریب جنگل با هدف ساخت سدهای کَسیلیان و زارم رود آغاز شود، مخالفت صریح و کارشناسی خود را با اجرای این دو طرح در چارچوب قوانین کشور اعلام و از نابودی پهنههای گستردهای از منابع طبیعی منطقه به نام شعار پوچ و درون تهی اشتغال و رفاه و… جلوگیری نمایند.


























