روز چهارشنبه اول آذر، خبر بیاحتیاطی مدیر مدرسه ابتدایی شاهد در شهرستان مینودشت استان گلستان و بردن دانشآموزان به اردوی تفریحی در یک منطقه جنگلی بدون توجه به هشدار هواشناسی را در صفحه دو این روزنامه خواندم که متأسفانه موجب مرگ «عماد شاملو» دانشآموز ۹ ساله شد و از دادستان و دادگستری تا وزیر آموزش و پرورش به این پرونده ورود کردند تا ضمن بررسی موضوع، کاری کنند که جلوی تکرار وقایع تلخ مشابه گرفته شود.
روز گذشته نیز فیلمی از تنبیه فیزیکی یک دانشآموز در بابل رسانهای شد و نگرانی بسیاری به دنبال داشت و لازم دانستیم مطالبی در این نوشتار هم برای دستگاه تعلیم و تربیت و هم برای معلمان و عوامل اجرایی مدرسه بنویسم.
البته انتشار فیلم کوتاهی از ضرب و شتم یک دانشآموز بابلی از سوی مدیر مدرسه در فضای مجازی، واکنش فوری رییس آموزش و پرورش این شهرستان را در پی داشت. رییس اداره آموزش و پرورش بابل براساس متنی که در اختیار رسانه ها قرار داد اعلام کرد که بعد از اطلاع و طرح شکایت والدین دانشآموز در اولین فرصت، موضوع در دستور کار آموزش و پرورش قرار گرفت. «مهدی اسدی امیری» بیان داشت: پس از بررسی اولیه مشخص شد ادعای مطرح شده از سوی شاکی با اظهارات مدیر و تعدادی از دانشآموزان در این رابطه، متفاوت است.
وی افزود: بر این اساس واحدهای بازرسی و حراست اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل هماکنون در حال رسیدگی و بررسی دقیق صحت و سقم این موضوع هستند و تا حصول نتیجه پیگیریها ادامه خواهد داشت.
صرف نظر اینکه نتیجه پیگیری وزیر از ماجرای مرگ دانشآموز مینودشتی و همچنین نتیجه پیگیری مدیر آموزش و پرورش بابل چه خواهد شد، اینجانب بهعنوان فردی که سی سال از عمر خود را معلم بودم لازم دانستم چند نکته مهم اخلاقی و انسانی را در این متن به آگاهی مخاطبان برسانم.
نخست اینکه دستگاه تعلیم و تربیت و مدیران ادارات آموزش و پرورش شهرستانها و مناطق، نباید نگهبانِ رفتار معلمان باشند بلکه برعکس، معلمان و مدیران و همه افرادی که در صف مقدم تعلیم و تربیت یعنی کلاس درس و حیاط مدرسه حضور دارند باید ضمن اجرای دقیق وظایف خود برابر دستورالعملها، همچنین راهبردهای نوین تربیت و رشد جنبههای مختلف هوش دانشآموزان را کشف و نتایج آن را به آگاهی ادارات تابعه برسانند و از این منظر، معلمان و عوامل مدرسه باید بهگونهای برابر الگوهای بهداشت روان عمل کنند که بینیاز از تذکر و ورود مدیران ستادی باشد.
هم درخصوص برگزاری اردوهای تربیتی، دستورالعمل روشن است و هم درخصوص ممنوعیت هر نوع تنبیه بدنی، خشونت کلامی و تحقیر دانشآموزان در کلاس درس و همه معلمان و مدیران از آن آگاهی دارند.
نکته مهم بعدی این است که ارزش و اهمیت شغل معلمی به همین است که اولیا، ارزشمندترین دارایی خود و پاره تن خود را نزد معلم و مدیر در کلاس و مدرسه به امانت میگذارند و نه تنها توقع هیچ نوع آسیب جسمی و روانی را ندارند برعکس انتظار دارند ذهن و ضمیر آنان را رشد دهیم و آنان را به تعالی برسانیم و در پایان سال تحصیلی، فردی تربیتیافته تحویل دهیم.
اگر شغل معلمی را به شغل انبیا تشبیه کردهاند دقیقاً به خاطر دشواری وظیفه و تکلیف هر دو صنف است که افرادی را تحویل میگیرند با ذهنی خام و نهادی ناآرام و همه هنرشان در این است که ذهنی پخته و شخصیتی کمالیافته را تحویل خانواده میدهند و جای خرسندی دارد که در غالب موارد، همین گونه است اما کاش همین چند استثنا و خطا هم پیش نیاید که به اعتبار آموزش و پرورش و حرمت نام معلم، آسیب و خدشه وارد نشود.
نکته سوم این است که معلم قرار است روح و جانِ جوان را تحویل بگیرد و مانند آهنگری که آهن خام را میگیرد، شکل میدهد، میسازد و تحویل میدهد، شخصیتهایی ساختهشده را تحویل جامعه و خانواده دهد اما این ساختن، به ضربه و تهدید و زور نیست بلکه با اکسیر عشق و محبت و جادوی دانش صورت میگیرد.
معلمان عزیز باید توجه کنند که اگر در این مسیر، فردی بدقلقی کرد، راه چاره داغ و درفش و تنبیه بدنی و تخریب عزت نفس دانشآموز نیست بلکه برعکس، این دسته از دانشآموزان نیاز به توجه بیشتر دارند تا وارد بازی معلم شوند و روح سرکششان در برابر دانش و تربیت، رام شود و سر فروآورد.
برای معلم و همچنین برای همه عواملی که در مدرسه و کلاس درس فعال هستند هیچ ضعف و خطایی بدتر از این نیست که در فرایند آموزش و پرورش به خطا و حتی یکبار در سی سال تدریس و اشتغال خود دست به تنبیه بدنی یا خشونت کلامی متوسل شوند.
همه ارزش معلم به همین است که جانهای سرکش کودکان و نوجوانان و جوانان را با زمزمه محبت، آرام کند و آنان را از علم و دانش سرشار کند و فرزندانی تحویل خانواده بدهد که بتوانند آینده خود و کشور را بسازند.
کودکی که در کلاس درس از معلم وحشت داشته باشد و نتواند سوالات و حتی اشتباهات و خطاهای خود را آزادانه و با خاطری جمع، با معلم در میان بگذارد، نمیتواند یادبگیرد، رشد کند و به شخصیتی باثبات تبدیل شود.
نکته آخر این است که به تعبیر بنیانگذار انقلاب اسلامی، معلم امانتداری است که انسان امانت اوست و لازم است امانتدار خوبی باشیم هرچند بهعنوان فردی که سه دهه از عمر خود را در کلاس، مدرسه و آموزش و پرورش حضور داشتیم، چیزی جز این ندیدیم اما حتی شنیدن خبر یک تنبیه یا بیتوجهی درخصوص سلامت روان و جسم کودکان و نوجوانان از نظر من، بسیار آزاردهنده و زیاد است.


























