واقعیتی که دیگر نمیتوان آن نادیده گرفت این است که کاهش نرخ فرزندآوری و مهاجرت بخشی از جمعیت جوان، چهره جمعیتی استان را تغییر داده و اکنون پرسش اصلی این است که آیا زیرساختهای درمانی، اجتماعی و شهری مازندران برای این تغییر بزرگ آماده است؟
مازندران سالها با طبیعت سرسبز، کشاورزی و جمعیت فعال روستایی و شهری شناخته میشد، اما در کنار این تصویر، یک تحول آرام و جدی در حال شکلگیری است؛ سهم سالمندان در جمعیت استان رو به افزایش است. اگرچه در آمارهای مختلف، بسته به اینکه معیار سالمندی ۶۰ سال یا ۶۵ سال در نظر گرفته شود، ارقام متفاوت است، اما یک واقعیت میان همه این آمارها مشترک است: ساختار جمعیتی مازندران به سمت سالمندی حرکت میکند.
این تغییر فقط یک مسأله آماری نیست. افزایش جمعیت سالمند میتواند بر نظام سلامت، بازار کار، اقتصاد خانواده، خدمات اجتماعی، حملونقل، مسکن و حتی شکل شهرها و روستاهای استان اثر بگذارد.
سالمندی؛ مسألهای فراتر از درمان
با افزایش سن جمعیت، نیاز به خدمات پزشکی و توانبخشی نیز افزایش پیدا میکند، اما چالش سالمندی تنها به بیمارستان و درمان محدود نمیشود.
یک جامعه سالمند به شهرهای مناسب برای سالمندان، پیادهروهای ایمن، حملونقل عمومی قابل دسترس، مراکز روزانه و تفریحی، خدمات مراقبت در منزل و حمایتهای اجتماعی نیاز دارد. از سوی دیگر، تنهایی سالمندان به یکی از موضوعات مهم این دوره تبدیل شده است. کاهش تعداد فرزندان، کوچکتر شدن خانوادهها و مهاجرت جوانان میتواند شبکه حمایت خانوادگی از سالمندان را محدود کند؛ مسألهای که در برخی مناطق روستایی مازندران اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مهاجرت جوانان از روستاها برای تحصیل و اشتغال، در کنار کاهش نرخ تولد، ترکیب سنی برخی مناطق روستایی را تغییر داده است. در چنین شرایطی، سالمندی که در یک روستای دور از مرکز شهرستان زندگی میکند ممکن است برای دسترسی به پزشک، خدمات توانبخشی، دارو یا حملونقل مناسب با مشکلات بیشتری مواجه باشد. بنابراین، سیاست سالمندی در مازندران نمیتواند تنها بر شهرهای بزرگ متمرکز باشد. سالمند روستایی، سالمند تنها و سالمند نیازمند مراقبت مستمر، هرکدام نیازهای متفاوتی دارند.
سالمند؛ فقط دریافتکننده خدمات نیست
در سالهای اخیر نگاه به سالمندی نیز تغییر کرده است. سالمند الزاماً فردی ناتوان و نیازمند مراقبت نیست. بسیاری از افراد پس از ۶۰ سالگی همچنان توانایی فعالیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند و میتوانند از تجربه و مهارت خود برای جامعه استفاده کنند. تجربه کشاورزی، صنایع دستی، فرهنگ بومی، تاریخ شفاهی، مهارتهای اجتماعی و حتی تجربههای مدیریتی، بخشی از سرمایهای است که در نسل سالمند وجود دارد. از همین رو، مفهوم «سالمندی فعال» اهمیت پیدا کرده است؛ یعنی سالمند تا حد امکان مستقل بماند و همچنان در خانواده و جامعه نقش داشته باشد. بهزیستی مازندران بخشی از خدمات سالمندی را از طریق مراکز شبانهروزی، مراکز روزانه، خدمات توانبخشی و مراقبت در منزل ارائه میکند. اما با افزایش تعداد سالمندان، مسأله ظرفیت خدمات بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند.
آیا تعداد مراکز مراقبتی و توانبخشی متناسب با رشد جمعیت سالمند افزایش یافته است؟ آیا شهرهای استان برای تردد سالمندان مناسبسازی شدهاند؟
آیا خدمات مراقبت در منزل برای سالمندانی که تنها زندگی میکنند، کافی است و مهمتر از همه، آیا دستگاههای مختلف استان برای مواجهه با سالمندی جمعیت، برنامهای مشترک و بلندمدت دارند؟ پاسخ این پرسشها فقط بر عهده یک دستگاه نیست. استانداری، شهرداریها، دانشگاه علوم پزشکی، بهزیستی، تأمین اجتماعی، سازمانهای مردمنهاد و خانوادهها همگی در مدیریت این تغییر جمعیتی نقش دارند.
زنگ خطر برای امروز، نه فردا
سالمندی جمعیت مازندران دیگر یک هشدار مربوط به آینده نیست؛ واقعیتی است که همین امروز در ترکیب جمعیتی استان دیده میشود. روز جهانی سالمندان فرصتی است تا مسأله سالمندی از سطح تبریک و برنامههای مناسبتی فراتر برود و به یک موضوع جدی در سیاستگذاری استان تبدیل شود.
مازندران به برنامهای جامع نیاز دارد؛ برنامهای که سلامت، مراقبت، مسکن، حملونقل، مناسبسازی شهری، حمایت از سالمندان تنها و مشارکت اجتماعی آنان را همزمان ببیند. جمعیت مازندران در حال پیر شدن است؛ اما آینده این تغییر جمعیتی از پیش تعیین نشده است. اینکه سالمندی به یک بحران خدماتی تبدیل شود یا به دورهای از زندگی همراه با سلامت، استقلال و مشارکت اجتماعی، تا حد زیادی به تصمیمهایی بستگی دارد که امروز گرفته میشود.

























