رفع آلودگی دریای خزر پیرو تفاهمنامه منعقدشده با دفتر توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) برای حذف پسماندهای پلاستیکی به عنوان دغدغه سازمان ملل در استان مازندران کلید خورده است.
دریای خزر به همراه شوری آب و زیست حدود ۴۰۰ گونه بومی در آن، یک سیستم زیست محیطی منحصر به فرد ایجاد کرده است که آلودگی آب این دریا آسیب جبران ناپذیری به این سیستم زیست محیطی وارد خواهد کرد.
آلودگی دریای خزر (کاسپین) یک چالش زیستمحیطی پیچیده و چندجانبه است که از منابع مختلفی نشأت میگیرد. از آنجایی که این دریا یک دریای بسته (محصور در خشکی) است، قابلیت خودپالایی بسیار کمی دارد و هرگونه آلودگی در آن ماندگارتر از اقیانوسهاست. دریای خزر که به عنوان بزرگترین مناطق نفت خیز جهان محسوب می شود و از نظر منابع نفتی غنی است به طوریکه در جایگاه دوم بعد از خاورمیانه قرار دارد اما همین ظرفیت بعنوان مهمترین عامل آلودگی در این دریا می باشد که ایران در این آلودگی هیچ نقشی ندارد.
در حال حاضر بیش از ۱۳۰ رودخانه به این دریا منتهی می شوند که رودخانه های بزرگ به طور عمده در سواحل شمالی و رودخانه های کوچک در سواحل غربی و جنوبی پراکنده اند. رودخانه های شمالی ۸۵ درصد آب خزر را تأمین می کنند و رودخانه های خزر جنوبی (ایران و آذربایجان) ۶۰ درصد آورد رسوبی را به خود اختصاص می دهند.
بررسیهای میدانی و گزارشهای محیطزیستی نشان میدهد که آلودگی خزر نه از یک منبع، بلکه از یک مثلث مخرب نشأت میگیرد. ورود تصفیهنشده فاضلابهای شهرهای ساحلی، بار میکروبی دریا را به شدت افزایش داده است. نشتهای نفتی و پسابهای شیمیایی، اکوسیستم حساس خزر را مسموم کرده است. روانآبهای حاوی سموم و کودهای شیمیایی که از طریق رودخانهها وارد دریا میشوند، پدیده «مرگ اکسیژن» را در مناطق ساحلی رقم زدهاند.
مازندران سالهاست زیر بار خفه کننده پسماند دستوپا میزند
استان مازندران سالهاست که زیر بار سنگین و خفهکننده بحران پسماند دستوپا شکسته حرکت میکند. بحرانی زیست محیطی که اکوسیستم شکننده خزر و جنگلهای هیرکانی را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
در فصول مختلف سال شاهد حضور حجم زیادی گردشگر در سواحل دریای خزر هستیم که این جمعیت در تابستان که گرما بیداد می کند بسیار چشمگیر می شود، در این گرما هر فردی دلش می خواهد تنی به آب بزند تا حرارت بدنش با خنکای آب خزر فروکش کند و ساعات خوشی برای خود و خانواده اش رقم بخورد اما غافل از اینکه لایه پنهانی از این خوشگذرانی در دل آبهای بزرگترین دریاچه جهان وجود دارد و آنهم وجود انواع آلودگی هاست که می تواند سلامتی فرد را به خطر بیندازد، می توانیم حتی یک گام هم فراتر برویم و بگوییم که بر روی سلامت آبزیان و زیستمندان آن هم تاثیرگذار خواهد بود و در دور بعدی باز هم متوجه سلامتی انسان خواهد شد چون آخرین زنجیره مصرف ما هستیم. کارشناسان محیطزیست بر این باورند که برای نجات خزر، باید استراتژی های مختلفی را در دست اقدام داشت. کاهش استفاده از کودهای شیمیایی و حمایت از کشاورزی ارگانیک برای جلوگیری از ورود نیتروژن و فسفر بسیار موثر و تاثیر گذار است. با فرهنگ سازی مناسب و دادن راهکارهای مناسب و ارائه حمایت های لازم از کشاورز و دادن مضشاوره ۹های لازم به آنها می توانیم انها را به استفاده از کود های غیر شیمیایی سوق داد و آنان را به سمت کشاورزی ارکانیک رهنمون کرد. استفاده از فناوریهای «زیستمهندسی» نظیر باکتریهای نفتخوار و نانوذرات جذبکننده فلزات سنگین، تنها راهکارهای علمی برای پاکسازی نقاط بحرانی هستند. این روش رایجترین روش برای پاکسازی لکهها و آلودگیهای نفتی دریاست که در اگثر کشورها مورد استفاده قرار میگیرد.در این روش از گیاهان دریای و جلبگها برای پاکسازی استفاده میکنند. آنها این آلودگی و آلایندهها را در بافتهای خود ذخیره نوده و از طریق فرآیند شیمیایی داخل گیاه آنرا به مواد کم خطر تبدیل میکنند. علاوه بر این ها خزر متعلق به ۵ کشور است. بدون یک معاهده جامع و الزامآور بین ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان، پروژههای پاکسازی تنها مانند مسکّنی موقت عمل خواهند کرد. ۵ کشور ساحلی باید همکاری های چند جانبه ای در قالب کنواسیون های حفاظت از محیط زیست دریایی دریای خزر بسته و آن را تقویت نمایند. ایجاد یک مرکز فرماندهی مشترک برای مقابله با اۀودگی های در یای خزر و استفاده و مشارکت متخصص های این کشورها در این امر و با استفاده از از تکنولوژی های بروز می تواند موثر و مفید باشد. تدوین قوانین سختگیرانه و یکپارچه بین این کشورها می تواند مانع از ورود آلاینده ها به دریا باشد. بسیاری از آلودگی ها از راه رودخانه وارد دریا می شود. کشورها حاشیه خزر می توانند با احداث تصفیه خانه های پیشرفته از ورود سموم و فاضلاب انسانی و پسماندهای صنعتی به دریا جلوگیری نمایند. پاکسازی دریای خزر نیازمند یک “اراده سیاسی مشترک” است تا کنوانسیون تهران از روی کاغذ به مرحله اجرا برسد. ایجاد یک نهاد نظارتی مستقل با اختیارات اجرایی که بتواند بر فعالیتهای زیستمحیطی تمامی پنج کشور نظارت کند، کلید حل این بحران است. وقت آن رسیده که استانداردهای زیستمحیطی در حاشیه خزر به اولویت اصلی سیاستگذاران تبدیل شود.

























