یکشنبه اول آبان ماه بود که نشانه گذاری درختان حریم رودخانه و جادههای جنگلی از سوی سازمان منابع طبیعی مطرح شد. بر اساس نامهای با امضای عباسعلی نوبخت «رییس سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری کشور» که به ادارات کل منابع طبیعی استان های شمالی ابلاغ شد و به بهانه بازگشایی و مرمت جادههای جنگلی، و به استناد […]
یکشنبه اول آبان ماه بود که نشانه گذاری درختان حریم رودخانه و جادههای جنگلی از سوی سازمان منابع طبیعی مطرح شد.
بر اساس نامهای با امضای عباسعلی نوبخت «رییس سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری کشور» که به ادارات کل منابع طبیعی استان های شمالی ابلاغ شد و به بهانه بازگشایی و مرمت جادههای جنگلی، و به استناد نامه رئیس «سازمان مدیریت بحران کشور» مبنی بر جمعآوری درختان افتاده در داخل و حریم مسیلها، دستور نشانهگذاری برای قطع درختان جنگلی اطراف جادهها و حریم رودخانهها در شمال کشور ابلاغ شد. این در حالی است که بر اساس «قانون تنفس جنگل» هرگونه بهرهبرداری تجاری و صنعتی از چوب جنگلهای شمال کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه ممنوع است و دولت مجاز به تمدید قرارداد طرحهای جنگلداری که مدت اجرای آن به اتمام رسیده نیست. بر همین اساس علی بناگر رییس انجمن علمی جنگلبانی ایران میگوید که این اقدام، مقدمه ورود دوباره مافیای جنگلخوار به هیرکانی است و اگر در برابر آن ایستادگی صورت نگیرد باید فاتحه «قانون تنفس جنگل» را خواند. او معتقد است برای حفاظت از جادههای جنگلی باید کنترل پوشش گیاهی و استقرار پوشش روی ترانشهها و اقدامات زیست مهندسی در مسیلها تقویت شود نه اینکه دستور حذف پوشش گیاهی در حریم رودخانه و جاده صادر شود.
تنها چند ماه پس از تصویب «قانون ممنوعیت برداشت چوب از جنگل های شمال ایران» موسوم به قانون تنفس، زمزمههای مخالفت با آن از هر سو آغاز شد. از برخی دانشگاهیان و نمایندگان استانهای شمالی گرفته تا صاحبان صنایع چوب و بهره برداران و پیمانکاران و حتی بسیاری از کارشناسان و مدیران بدنه سازمان جنگلها که حالا نام جنگلها از آن حذف شده. اغلب آنها از اساس با چنین طرحی مخالف بوده و با آن بنای مخالفت را گذارده و تا آنجا که توانستند چوب لای چرخ «قانون تنفس جنگل» گذاشتند.
بهرهبردارانی که نزدیک به ۶۰ سال، شیره جان جنگلهای هیرکانی را مکیدند و برای خود ثروتهای میلیاردی در داخل و خارج کشور اندوختند.
نگاه کنید به داراییهای پیمانکاران چوب، قبل و بعد از قراردادها و اجرای آن با قطع شدن این منبع درآمد رایگان از کیسه ثروتهای ملی آنقدر متضرر شدند که با ترفندهای متعدد و گوناگون دوباره راه را بازکنند. یک روز با قطع دستمزد کارگران صنایع چوب و تحصن آنها به دولتها فشار آوردند و روز دیگر با تحریک قرقبانهایی که با جانشان از جنگل حفاظت میکردند.
پس از رخداد سیل اسفند ۱۳۹۷ و فروردین ۱۳۹۸ نتیجه این تلاشها منجر به صدور بخش نامههایی شد که به بهانه سیل و با نام «درختان سیل آورده»، به برداشت هرچند بسیار کمتر از پیش از هیرکانی شد. این روند تا امروز ادامه داشته و نگرانیهای بسیاری را برای فعالان حوزه جنگل و محیط زیست پدید آورد. نگرانی از شکست «قانون تنفس جنگلهای هیرکانی» و آغاز بهره برداری دوباره از چوب آن.
با تغییر رییس «سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری» و آمدن عباسعلی نوبخت که به «مرد تنفس جنگل» معروف است خیلیها نفس راحت کشیدند که دیگر خطر برگشت دوباره مافیای جنگل و بهرهبرداری چوبی از جنگلهای ایران وجود نخواهد داشت؛ با اینهمه حالا همزمان با تثبیت جایگاه و حکم نوبخت به عنوان رییس «سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری کشور» نامهای با امضای او مبنی بر حذف پوشش گیاهی در حریم رودخانه و جادهها، خبر از ورود دوباره مافیا در جنگل میدهد. در حالی که بر اساس «قانون تنفس جنگل» هرگونه بهرهبرداری تجاری و صنعتی از چوب جنگلهای شمال کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه ممنوع است و دولت مجاز به تمدید قرارداد طرحهای جنگلداری که مدت اجرای آن به اتمام رسیده نیست.
آگاهان بر این باورند که فشارها از سوی نمایندگان استانهای شمالی در مجلس شورای اسلامی که اغلب در صف نخست تخریب محیط زیست قرار دارند یکی از دلایل چنین اقدامی است؛ اگر چه به نظر میرسد این تصمیم گیری و نامه، دلایل متعدد و پیچیده دیگری نیز داشته باشد که باید در گزارش جداگانهای کالبدشکافی شود.
اکنون سازمان جنگلها در اقدامی عجیب و غریب، اجازه قطع درختان حاشیه جادهها تا ۷۰ متری از طرفین را داده است. در اکثر نقاط ۲۰ متر و ۳۰ متر هم اضافه شده که خود به خود بحران بزرگی است. حال در نظر بگیریم در استانهای شمالی در جاده روستایی این ۷۰ متر آغاز یک نقطه جنگلی است؟! چه باید کرد؟نامهای با امضای «عباسعلی نوبخت» ریس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور به ادارات کل منابع طبیعی استانهای شمالی به بهانه مرمت و بازگشایی جاده های جنگلی ابلاغ شد، این نامه به استناد نامه رئیس سازمان بحران کشور مبنی بر جمعآوری درختان افتاده در داخل و حریم مسیلها انشاء شد. در واقع این نامه و دستور نشانهگذاری برای قطع درختان جنگلی اطراف جادهها و حریم رودخانهها در شمال کشور مافیای چوب را خوشحال کرد.
گوهر یوسف زاده یک فعال منابع طبیعی در این باره نوشت:«سازمان منابع طبیعی حتما میداند که در حاشیه رودخانه تنها درختان توسکا و لیلکی نیست و انواع درختان بومی هیرکانی شامل آزاد، بلوط، انجیلی، آزاد، افرا و… که دارای ارزش اکوسیستمی و اقتصادی بالایی هستند نیز در مسیر جادههای جنگلی قرار گرفتهاند. اگر درختان مذکور فقط شامل درختان کهن یا افتاده باشد ارزش زیستی و اکولوژیکی آن کمتر از درختان جوان نیست بلکه بیشتر است، چراکه این درختان کهن افتاده از مهمترین عوامل کنترلکننده هرگونه تحول در جنگلها به ویژه در جنگلهای معتدله بوده و در حفظ تنوعزیستی و چرخه غذایی و حیاتی جنگل، جلوگیری از سیل و کنترل آن اثرگذار هستند. بنا به همین عامل است که میگوییم جنگل تنها درخت نیست. هرگونه تغییر و خارج کردن این درختان از منطقه الگوی زادآوری آن مناطق را تغییر خواهد داد. این درختان در افزایش تنوع چوبی و غیرچوبی جنگل نیز موثرند با کم شدن و حذف این درختان تنوع گونههای به شدت کاهش یافته و در طول زمان نابود میشود.
ریشه برای پنهان شدن از شکارچیان استفاده میکنند. برگهای مرده و شاخههای افتاده نیز منبع غذایی مفیدی برای جانوران دتریتیخوار (حیواناتی که مواد آلی مرده را تجزیه میکنند) فراهم میکنند که سپس توسط حیوانات رودخانه خورده میشوند.
تغییرات آب و هوایی بر رودخانهها تاثیر میگذارد. افزایش دمای آب فقط چند درجه میتواند تاثیرات جدی بر توانایی ماهی در تغذیه، تولیدمثل و حتی تنفس داشته باشد.
در سال ۲۰۱۸ تحقیقاتی انجام شده که تفاوت دمای آب را در دو مکان، در یک جریان، دقیقا یک کیلومتر از هم بررسی شد. یک سایت رودخانهای از سایه درختان برخوردار بود اما دیگری نه. بر اساس نتایج در بیش از ۱ کیلومتر از رودخانه بدون سایه، دما ۹ درجه افزایش داشت. یعنی درختان با سایه زدن رودخانهها به خنک نگه داشتن آنها و غنی از اکسیژن کمک میکنند.
رسوبات، آلایندهها و فرسایش – درختان و ریشههای آنها سدی در اطراف رودخانهها ایجاد میکنند. این امر به کاهش میزان روان آب ورودی به رودخانه، کاهش خطر سیل کمک میکند. همچنین به کاهش رسوبات، خاکها و آلایندههای وارد شده به آب نیز منجر میشود. از این رو کاشت راهبردی درخت میتواند در ایجاد نوارهای حائل رودخانهای کمک کند.
سیستمهای رودخانهای متنوع و پویا باید دارای درختان زنده در امتداد سواحل، درختان افتاده و مرده در آب، پیچ در پیچ، استخرها، گردابها، دشتهای سیلابی و بسیاری موارد دیگر باشند. درختان حاشیه رودخانه در نگهداری خاک و جلوگیری از فرسایش، در ایجاد تعادل دمایی آب رودخانه با سایهاندازی نقش دارند. با قطع آنان اتفاقهای مختلفی ازجمله بالا رفتن دمای آب رودخانه برای ماهیان و در نتیجه مرگ آنها میشود.
با توجه به افزایش دمای زمین و تغییرات آب و هوایی که پیامدهای آن از هم اکنون در جایجای کشور قابل مشاهده است، قطع حتی یک درخت در جنگل و حاشیه جاده و… سوء مدیریت و اشتباه بزرگی است. زیرا ایران دهمین کشور تولیدکننده دیاکسیدکربن در جهان و نیز طبق محاسبات انجام شده ردپای اکولوژیک جنگل در ایران ۰.۰۷ و ردپای جهانی ۰.۷۴ ، سرانه انتشار گاز دیاکسیدکربن در جهان ۴.۹ تن در سال و در ایران ۷.۷ تن در سال است. از طرف دیگر سرانه نرم جهانی جنگل در حدود ۰.۶۵درصد بوده در حالی که سرانه جنگل ایران ۰.۱۷درصد است. با این تعاریف ما حق بریدن حتی یک درخت در هیچ بخشی از جنگلهای ایران را نداریم و فقط باید کار احیایی صورت گیرد. در حال حاضر بیشتر کشورها برای کمک به کاهش گرم شدن آب رودخانهها و آسیب به ماهیان و سایر گونههای داخل آب و نیز برای جلوگیری از فرسایش و حفظ خاک حاشیه رودخانه کمپینهای مختلفی برای کاشت درخت در حاشیه رودخانهها دارند و هزینه زیادی نیز برای اینکار صرف می شود. در حالی که در ایران هزینه زیادی برای بریدن و خروج درختان ازحاشیه جنگل انجام میشود.»
استان مازندران یکی از استانهایی است که از حذف درختان بالادست رودخانهها بسیار متاثر بوده که از پیامدهای اصلی آن میتوان به وقوع سیلابهای ناگهانی که سالانه آسیبهای مالی و جانی به دنبال داشته اشاره کرد.در حالیکه سازمان جنگلها طی ۵ سال گذشته موظف بود برنامه اجرایی طرح تنفس جنگل را تدوین کند اما علیرغم پیگیری تشکلها و برخی متخصصان و کارشناسان این حوزه چنین اتفاق مهمی رخ نداد. بنا به گزارشات رییس انجمن جنگلبانی کشور و دیگر مدیران معترض در رسانهها، شرکتهای بزرگ چوب در شمال کشور مانند شرکتهای پالتسازی و کارخانههای تولید چوب و کاغذ در تصویب این مصوبه اثرگذار بودند، شرکتهایی چون صنایع کاغذسازی مازندران و قائمشهر و شرکت کاغذ چوکا بزرگترین شرکتهای کاغذسازی در شمال کشور هستند که قدمتی طولانی داشته و در این سالها حجم زیادی از چوب درختان جنگلهای هیرکانی مستقیم وارد این کارخانهها شده است. هماکنون طرح تنفس جنگل که محدودیتهایی را برای این شرکتها به همراه د دارد، آنها را با مشکل مواجه کرده است. قطعا درختان قدیمی و افتاده در جنگل خیلی مناسب استفاده برای این شرکتها نیستند و قطعا درختان دیگری نیز در این مسیر بریده خواهند شد.
در هر هکتار از مناطق جنگلی حاشیه جنگل حدود ۱۰۰ درخت با ارتفاع و وزنهای متفاوت میروید. اگر ارزشی زیستی هر درخت روییده در این مسیر را که از تنوع گونهای زیادی نیز برخوردار است محاسبه کنیم عدد عجیبی به دست میآید. به عنوان مثال ارزش زیستی یک درخت پهن برگ مانند بلوط حدود ۳میلیارد تومان در هر سال برآورد میشود و اگر در هر هکتار جاده جنگلی تنها ۱۰۰ درخت بلوط روییده باشد، ارزش سالانه آن چیزی حدود ۳۰۰ میلیاردی برای آن برآورد میشود.
از سوی دیگر در بحران و تهدید بزرگی که خشکسالی و کم آبی کشور را تهدید میکند و استانهای شمالی نیز از آن مستثنا نیستند، چنین دستوری از سوی سازمان منابع طبیعی نشانه سوء مدیریت است. سالانه هزینه بسیار زیادی صرف کاشت و نگهداری جنگلها میشود و تشکلهای غیردولتی نیز داوطلبانه با هزینه حاصل از مشارکت مردمی مشغول احیای جنگلها هستند. از این رو این گونه اتفاقات آنان را نیز تحت تاثیر قرارداد و این گونه پروژههای مشارکتی در احیای جنگل کاهش خواهد یافت. مطالبه ما در حال حاضر باید درخواست از منابع طبیعی کشور برای ارایه دستورالعمل نهایی طرح تنفس جنگل و دست نگه داشتن از نوشتن هر گونه مصوبه خروج یا بریدن درختان حاشیه جنگل و رودخانه باشد.


























