اگر در استان مازندران «خبرنگار» و هر روز شاهد «ابوعطا» خواندن برخی مدیران از هر طیف و گروه سیاسی باشید که وعده میدهند و آمار میسازند و از درخشش حوزه تحت مدیریت خود میگویند اما ببینید مشکلات مردم یا دستِ کم مشکلات کلیدی و اصلی شهروندان، سالها سرجای خود فریز میشود و بهبود نمییابد، احتمالاً […]
اگر در استان مازندران «خبرنگار» و هر روز شاهد «ابوعطا» خواندن برخی مدیران از هر طیف و گروه سیاسی باشید که وعده میدهند و آمار میسازند و از درخشش حوزه تحت مدیریت خود میگویند اما ببینید مشکلات مردم یا دستِ کم مشکلات کلیدی و اصلی شهروندان، سالها سرجای خود فریز میشود و بهبود نمییابد، احتمالاً ظرف چند سال متوجه میشوید که در درون خود، رنج بسیاری را حمل میکنید و به همین دلیل موهای سرتان، سفید شد و اندکی هم افسردگی گرفتید اما راه درمانی نمیبینید.
یکی از مشکلات عمده مدیران دولتی در استان مازندران این است که عادت کردند تنها در میان مدیران بالادستی یا زیردستانِ خود بنشینند و گزارش کار بدهند، گزارش کاری که هیچ نسبتی با آنچه مردم و افکار عمومی از مشکلات روزانه مشاهده میکنند، ندارد.
بهعنوان چند نمونه درحالیکه برخی مدیران از حل مشکل «زباله» میگویند و آن را برای آینده نزدیک نوید میدهند، شهروندان در زیست روزانه خود میبینند که هیچ اتفاق مثبت و ملموسی در این حوزه مهم که هم به سلامت مردم و هم به سلامت آب و خاک مربوط است، نیفتاده یا در خصوص مشکلات روزمره اقتصادی، نیز جز ادعا و سخنان گزاف، صدایی شنیده نمیشود و بازار نیز راه خود را میرود و کار خود را میکند و در نتیجه آن، معیشت مردم دشوار و سفره آنان کوچک میشود و مدیران در این امور هیچ نظری نمیدهند.
از دوره استاندار قبل که طرح مازندران پاک بر سر زبانها افتاد تا امروز که نمایشهای کلامی برخی مدیران در این بخش همچنان ادامه دارد، شاهد هستیم هیچ اتفاق مثبتی در پهنه طبیعت و محیطزیست نیفتاده است و مدیران نیز به روی مبارک خود نمیآورند و حتی بهگونهای رفتار میکند که گویی همه چیز تحت کنترل هنر مدیریت آنان است.
روز گذشته نامه جمعی از ساکنان روستاهای اطراف نیروگاه شهید سلیمی نکا با مهر و امضا خطاب به دادستان استان مازندران به دفتر «خبرشمال» رسید و از ما خواستند که در این فقره هم مانند بسیاری از مسائلی که مربوط به حقوق عامه و انفال است، در کنار جریان حق بایستیم و ما هم چنین کردیم.
بارها نوشتیم و بارها مدیران نخواندند که مازندران، آب و خاک و آسمان حساسی دارد به این دلیل که از نظر اقلیمی با استانهای کویری متفاوت و به همین دلیل بسیار شکننده است.
اما مدیران یا متوجه نیستند یا دغدغه ندارند و برایشان اهمیتی ندارد که چه بلایی بر سر این اقلیم میآید و برای هیچ کدام از مشکلات محیطزیستی برنامه روشن ندارند جز ادعا و عدد و رقم.
یکی از گرههای مهم در این بخش، ماجرای سوخت مازوت، در نیروگاه سیکل ترکیبی شهید سلیمی نکا است که برای ما خبرنگاران البته کاملاً آشناست چون سابقه رفتن برای نشست خبری به این مکان را داریم و عطر و طعم مازوت در هوا را تجربه کردیم و سیاهی آسمان منطقه را هم دیدیم.
نامه اهالی منطقه اما خبر از اوضاع وخیم میدهد و به نظر میآید مصرف مازوت غیراستاندارد در نیروگاه شهید سلیمی، علاوه بر هوا و تنفس، بر روی برگ درختان میوه هم قابل مشاهده است و حتی رسوب این آلایندهها در خاک نیز مورد تأیید کارشناسان قرار گرفته است اما مدیران این مجموعه همچنان از حقیقت طفره میروند.
سوال ما از مدیران این است که چرا زمانی که جمهوری اسلامی ایران، دومین کشور دارای ذخایر عظیم گازی جهان است، باید برای نیروگاه، مازوت بسوزاند و به چه دلیل گاز طبیعی کافی از جنوب کشور به مازندران پمپاژ نمیشود و اساساً این نیروگاه چه اندازه برق تولید میکند که ارزش این همه آسیب به سلامت شهروندان، هوا، خاک و درختان میوه و پوشش گیاهی منطقه را دارد؟
سوال بعدی این است که چرا دستگاههای متولی مانند محیطزیست در خصوص این آلاینده بسیار خطرناک سکوت کردند و کار را به جایی رساندند که اهالی منطقه دست به کار شدند و از یک مقام قضایی خواستند ورود کند؟ آیا محیطزیست شهرستان و استان نباید به دلیل ترک فعل مورد پیگیری قضایی قرار گیرد؟
سوال سوم ما این است که چرا مدیران ارشد شهرستان و استان، در این خصوص سکوت کردند و کار را به نامه اعتراضی ساکنان روستاهای منطقه رساند و اساساً اگر ادعای روستاییان اطراف نیروگاه، درست است، چرا مدیران ارشد شهر و استان با آن همراهی نمیکنند و اگر نادرست است چرا توضیح نمیدهند؟
نکته مهمی که مدیران گویا متوجه نیستند این است که برخی آسیبهای حوزه محیطزیست و اقلیم، مانند سرطان است و در صورتیکه منطقه را آلوده کرد، احتمال بهبود و بازگشت به شرایط قبل، تقریباً صفر است و آنچه که مدیران کارنابلد با مازوتسوزی، احداث کارخانه زبالهسوز و دپو و دفن زباله در حاشیه کوه، رودخانه، جنگل و دریا با طبیعت میکنند از این قسم است و فردا برای درمان، بسیار دیر است.


























