اگر بارندگیهای دو ماه اخیر را که بسیار مطلوب و طی چند سال گذشته بیسابقه یا کمسابقه بود و موجب شد بخشی از ناترازی آبی در استان گلستان، جبران شود را کناری بگذاریم، باید یادآور شویم استان گلستان در معرض بیآبی بیسابقهای قرار دارد که حیات را در بخشهایی از این استان تهدید میکند و […]
اگر بارندگیهای دو ماه اخیر را که بسیار مطلوب و طی چند سال گذشته بیسابقه یا کمسابقه بود و موجب شد بخشی از ناترازی آبی در استان گلستان، جبران شود را کناری بگذاریم، باید یادآور شویم استان گلستان در معرض بیآبی بیسابقهای قرار دارد که حیات را در بخشهایی از این استان تهدید میکند و شوربختانه، همین خشکسالیهای پیاپی موجب شد پوشش گیاهی نواحی شمالی و شرقی این استان، نابود شود و ریزگردهای صحرای «قرهقوم» ترکمنستان به آسانی و به دفعات، راه خود را بگیرد و به گلستان و حتی مازندران برسد و و هم سلامت عمومی را به مخاطره بیندازد و هم مرگ و نیستی را برای محیطزیست این منطقه به ارمغان آورد.
حقیقت تلخ بعدی این است که برای مشکل ناترازی آب در استان گلستان، گزینههای زیادی در دست نداریم و باید منتظر باران باشیم یا اینکه مصرف را مدیریت کنیم که آن نیز در استانی چون گلستان که با افزایش جمعیت و پذیریش مهاجران بیشتر مواجه است، کار آسانی نیست ضمن اینکه یکی از نخستین قربانیهای تشنگی و کمآبی، محیطزیست است و نباید دست روی دست گذاشت چون ما شاید بتوانیم گاز و برق و اقلام مصرفی را از کشورهای همسایه وارد کنیم اما اگر محیطزیست آسیب جدی ببیند، چنین امکانی نداریم که این بستر حیات را وارد کنیم و مانند برخی روستاها در استانهای مرکزی کشور، باید همه چیز را رها کنیم و برویم به کوچی ناخواسته، اما چه باید کرد ؟ استفاده از تجربه کشورهای توسعهیافته به ما میگوید یکی از راههایی که لازم است با سرمایهگذاری مدیریتشده، مورد توجه باشد، بازچرخانی آب است، امکانی که با احداث شبکه تصفیه فاضلاب و انتقال آن به مدولهای تصفیه ممکن است و در این مسیر نیز مدیران آب و فاضلاب باید از آخرین تکنولوژیها بهره بگیرند تا در نهایت، خروجی تصفیهخانه آبی زلال و قابل شرب باشد آنگونه که در برخی کشورها است هرچند ممکن است برخی کارشناسان، این آب را برای شرب مناسب ندانند اما برای تأمین حقآبه محیطزیست و زنده کردن مراتع و تقویت پوشش گیاهی مناطق شرقی و شمال استان گلستان که میتواند مانند سدی در برابر ریزگردها بایستد، اقدامی هوشمندانه است. نکته مهم بعدی کود زیستی است که پس از تصفیه فاضلاب، حاصل میشود و از آن نیز میتوان برای حاصلخیزکردن مزارع کمک گرفت.
جای قدردانی از مدیران استان گلستان است که احداث تصفیهخانه در مناطق روستایی را در دست دارند، یکی از این نمونه کارها که میتواند در سایر مناطق روستایی و شهری هم تکثیر شود،
ظهر پنجشنبه آیین افتتاح و بهرهبرداری تصفیهخانه مجتمع ۴ روستای لیوان شهرستان بندرگز با حضور علی محمد زنگانه استاندار گلستان برگزار شد.
این تصفیهخانه با اعتبار ۸۰ میلیارد تومان به بهرهبرداری رسید که روستاهای تلور، لیوان شرقی، لیوان غربی، کهنه کلباد را پوشش میدهد.
با افتتاح این پروژه که ظرفیت آن ۴۰۰ متر مکعب در شبانهروز است، درمجموع دو هزار و ۵۰۰ خانوار از آن بهرهمند میشوند.
مدیران استان گلستان، مازندران و گیلان باید بدانند موضوعاتی چون محیطزیست، پسماند، فاضلاب و کمآبی در عمق خود به هم وابسته هستند و اگر هوشمندانه و با استفاده از نگاه و نظر متخصصان، گام بردارند، میتوانند بخشی صدمات وارده به محیطزیست و ناترازی آبی را حتی در کوتاهمدت جبران کنند. نکته آخر اینکه به مدیران توصیه میکنیم دست روی دست نگذارند و تماشاچی نباشند و با تعیین اولویتها، بهویژه برای حل مشکل کمآبی، پسماند و محیطزیست، اقدام و عمل را آغاز کنند و بدانند هر گام کوچکی، هم توسط مردم دیده خواهد شد و هم نتایج بزرگی به دنبال خواهد داشت.


























