یکی از اصطلاحاتی که چند ماه اخیر در میان برخی مدیران و نمایندگان، رایج شد طرح «نظام مسائل» است و مدیران بهگونهای از تعیین نظام مسائل و مشکلات استان سخن میگویند که گویا هر مدیر و نمایندهای که «نظام مسائل» استان را بداند و آن را در سخنان خود مورد تأکید قرار دهد، «اِند مدیریت» […]
یکی از اصطلاحاتی که چند ماه اخیر در میان برخی مدیران و نمایندگان، رایج شد طرح «نظام مسائل» است و مدیران بهگونهای از تعیین نظام مسائل و مشکلات استان سخن میگویند که گویا هر مدیر و نمایندهای که «نظام مسائل» استان را بداند و آن را در سخنان خود مورد تأکید قرار دهد، «اِند مدیریت» و «آخرِ عقلانیت» است در حالیکه دانستن مسائل و مشکلات استان، و طرح آن برای هیچ مدیری، «فضیلت» بهشمار نمیآید و پیشنهاد میکنیم مدیران و نمایندگان، سر یک کوچه فرعی بایستند و از چند شهروند میانسال مشکلات اصلی استان را بپرسند، تا جدول نظام مسائلشان پر شود. مسائل و مشکلات مازندران را بسیاری از شهروندان میدانند حتی راهحل بخشی از آن را نیز میدانند اما سوزنِ مدیران ما روی نظام مسائل گیر کرده و هنوز به حل مسأله نرسید شاید هم نمیخواهند که برسد، چون حل مسأله نیاز به فکر دارد و فکر کردن هم به قول «باباسفنجی» کاری بس دشوار است که از هر کسی ساخته نیست.
لازم است یادآور شویم زمانی یک مدیر میتواند ادعای توانمندی در مدیریت کند که برای مسائل استان، راهحلهای قابل اجرا بیابد و آن را بهطور کامل عملیاتی کند وگرنه ماندن در مرحله طرح مشکلات و پیشبینی روند روبهرشد مسائل بدون ارائه راهحلِ قابل اجرا و نگران کردن جامعه، در مدیریت هنر محسوب نمیشود نظیر سخنانی که مدیرعامل برق منطقهای مازندران و گلستان گفت.
کوروش موسوی تاکامی در آیین آغاز عملیات اجرایی ۴۰ پروژه در استان مازندران و ۸۳ پروژه در حوزه شرکت برق منطقهای مازندران و گلستان، با بیان اینکه مصرف بار در طول هرسال بهصورت فزایندهای در حال افزایش است گفت: در حال حاضر رشد بار شرکت برق منطقهای مازندران و گلستان بالغبر ۵ درصد است که این عدد در شرایط پساتحریم به بالای ۹ درصد خواهد رسید و دو استان هر ۸ سال نیازمند ساخت نیروگاهی نظیر نکا هستند.
وی ادامه داد: پیشبینی میشود در سال ۱۴۰۵ نیاز مصرف انرژی برق استانهای مازندران و گلستان به ۶ هزار مگاوات برسد که این امر نیازمند برنامهریزیهای کوتاهمدت و بلندمدت برای تأمین انرژی موردنیاز این استانها است.
جهت مزید اطلاع مدیرعامل برق منطقهای مازندران و گلستان لازم است یادآور شویم جامعه ما در حال رشد در همه ابعاد است و یکی از مواردی که مستمراً از سوی رهبر انقلاب، رییسجمهوری و همچنین مدیران ارشد استانی، توصیه میشود، حضور مردم و فعالان بخش خصوصی به کارآفرینی و ایجاد صنایع بزرگ و کوچک و سرمایهگذاری، ازدواج و تشکیل خانواده است و تردیدی نداریم که تحقق هر کدام از این توصیهها، موجب رشد تقاضا برای خدماتی نظیر برق و گاز و آب و همچنین اشتغال خواهد شد.
در خصوص افزایش تولید گاز، کاری از دست مدیران استانی بر نمیآید چون این حوزه، زیر نظر شرکت ملی گاز و مجموعه وزارت نفت است اما در خصوص برق، برابر قانون و همچنین امکان تولید برق خورشیدی، میتوان هر واحد مسکونی را به یک نیروگاه کوچکمقیاس تبدیل کرد که اتفاقاً با حمایت اندک شرکت برق منطقهای مازندران و گلستان، بنا به مستنداتی که در ادامه مورد اشاره قرار میگیرند، میتواند تا ده درصد از برق شبکه سراسری را تأمین کند.
جای تأسف است که بگوییم مدیرعامل برق منطقهای مازندران و گلستان در خصوص مشارکت گرفتن از مردم در امر تولید برقِ خورشیدی در نیروگاههای کوچک خانگی، امری که در دنیا مرسوم و متداول شده است، هیچ اراده و تمایلی ندارد و تا جاییکه ما اطلاع داریم، نه در این زمینه آگاهیرسانی کرده و نه بستههای حمایتی ویژه از وزارت متبوع خود درخواست کرد تا شهروندان عادی هم امکان مشارکت در این گامِ هوشمندانه در تولید انرژیِ پاک را داشته باشند.
مدیرعامل برق منطقهای مازندران و گلستان از رشد افزایش تقاضا در مصرف برق گفت اما از کاهش تولیدی که نیروگاههای برقآبی استان و کشور را تهدید میکند، چیزی نگفت و ما لازم میدانیم این نکته را یادآور شویم که بهموازات افزایش بار، کاهش در خط تولید هم به دلایل گرمایش زمین و کاهش نزولات جوی در این دو استان و همه کشور و خالی شدن سدها، بسیار
محتمل است.
اگر سه نکته طرح شده در این نوشتار را در کنار هم قرار دهیم-رشد تقاضا برای مصرف برق، امتناع افزایش تولید با ساخت نیروگاههای بزرگ با توجه به وضعیت مالی و اعتباری دولت و احتمال کاهش تولید، تنها یک نتیجه از دل آن بیرون میزند و آن کمک خواستن از شهروندان برای مشارکت در تولید برق خورشیدی است.
مازندران و گلستان در استانی هستند که آفتابی تابان دارند و طی سال بیش از دوسوم ایام سال، آفتابی هستند، تقریباً همه منازل بخش روستایی و حاشیهای سقف شیروانی دارند و بسیار مستعد هستند برای اینکه بدون اشغال یک اینچ فضای جدید، پنلهای خورشیدی را بر بالای سقف این منازل، مستقر کرد و برق تولیدی آن را پس از ثبت در دستگاه «اینوِرتِر» به شبکه توزیع انتقال داد و چنین اقدامی در دو استان مازندران و گلستان که جمعیت روستایی قابل توجهی دارند معنایی جز رشدِ قابل توجه در تولید برق ندارد.
جهت مزید اطلاع افکار عمومی و شهروندان عادی لازم است توضیح هیم که «سامانههای فتوولتائیک» ساختاری بسیار ساده دارند و معمولاً شامل چند پنل صفحات خورشیدی، یک اینوِرتِر و سیمکشی اتصالات است که توان تولید بالای برق دارد و این برق به شبکه سراسری تزریق میشود و ماموران شبکه توزیع برق، برای ارزیابی تولید برق مشترک، بهطور ماهانه به رقم ثبت شده در اینورتر نگاه میکنند و برای ثبت میزان مصرف مطابق معمول به شمارهانداز کنتور و در صورت پیشی گرفتن تولید بر مصرف، به جای صدور قبض مصرف برای مشترک، چک صادر میکنند و به این شکل، شهروندان عادی هم به یک منبع درآمد ثابت با استفاده از اشعه خورشید میرسند و هم در تولید پاکترین انرژی به دولت کمک میکنند و جلوی بسیاری از فجایع زیستمحیطی که زیرپوستی در جریان هستند نیز گرفته خواهد شد ازجمله «مازوتسوزی» در برخی نیروگاههای غیرآبی استان و کشور. تنها مشکلی که وجود دارد این است که به دلیل افزایش نرخ دلار طی ده سال اخیر، امکان مشارکت بسیاری از مردم در این امر وجود ندارد مگر اینکه دولت حمایت عملی کند و لوازم را در اختیار آنان قرار دهد و اگر بدانیم کشور چین در تولید این سامانه، در جهان رکورددار است، متوجه خواهیم شد دولت نیز مشکلی برای ایجاد این نیروگاههای کوچک خانگی ندارد.
لازم بود مدیرعامل برق منطقهای مازندران سطور اخیر را در نشستهای خود با اهالی رسانه یا با شبکه تبرستان تبیین کند و در گام دوم هم از دولت بخواهد با توجه به موقعیت ویژه مازندران و گلستان، بستههای حمایتی ویژه برای ایجاد نیروگاههای کوچک برق خانگی و کسر رقم تسهیلات به صورت اقساط ماهانه یا از رقم تولید برق این واحدها در نظر بگیرند، اما موسوی تاکامی چنین کاری نکرد و مانند بسیاری از مدیران تنها به طرح مسأله و هشدار اکتفا کرد و احتمالاً وی نیز مانند برخی مدیران دیگر، از طرح نظام مسائل استان برای خود «عملکردتراشی» میکند.
نکته آخر که شاید برای مدیرعامل برق منطقهای ماندران و گلستان جالب باشد است اینکه چندی پیش یکی از دوستان که در پایتخت کشور سوئد سکونت دارد به ساری آمده بود و زمانی که آتش رقصان شومینه را در منزل ما دید ذوقی کودکانه کرد و گفت: دلم برای رقص شعله آبیرنگ آتش تنگ شده بود. من با تعجب از وی پرسیدم مگر در «استکهلم»، گاز ندارید که برایم توضیح داد چند سال است با هزینه دولت در همه منازل پنلهای خورشیدی نصب شد و مصرف انرژی در بخش خانگی تقریباً در سراسر کشور، از برق تأمین میشود و گازهای آشپزخانه هم اِلِمنت دارند و با برق کار میکنند و خبری از گاز و شعله شومینه نیست.
این برای کشور سوئد است که نزدیک به قطب شمال واقع شده و برخی استانهای این کشور ۶ ماه در تاریکی شب قرار دارند و آفتاب «جولای=مردادماه» سوئد، مانند آفتاب آخر فروردین در مازندران بیحال و جان است. اگر چنین مکانیسمی در مازندران اجرایی شود، میتوان گفت مسألهای که جناب موسوی تاکامی طرح کرد و البته مسأله درستی است، حل خواهد شد و اگر مدیری، مسأله را طرح میکند اما راهحلی قابلاجرا و در دسترس برای آن ارائه نمیکند، نشاندهند این است که مدیر مورد نظر، با «تفکر» فاصله دارد و تنها یک کرسی را اشغال کرده است.


























