در این میان، در حالی که برنامهریزان شهری در جستوجوی مدلهای پیچیده توسعه و درگیر چالشهای انباشته شهری نظیر رکود ساختوساز، اشتغال جوانان و بحران سرمایهگذاریاند، سرمایهای بیبدیل درست زیر پای شهروندان در حال فرسایش است، بافت و خانههای تاریخی ساری. از عمارت باشکوه کلبادی و ناظریان گرفته تا فاضلی، رمدانی و دهها پلاک ارزشمند در دل محله کهن آبانبار نو و مرکز تاریخی شهر، ساری صاحب یکی از اصیلترین میراثهای معماری اقلیم خزری است. سقفهای سفالپوش، ارسیهای چشمنواز، بادگیرهای بومی و حیاطهای مصفا صرفاً عناصری نوستالژیک یا قابهایی برای عکاسی تفننی نیستند؛ این ابنیه، در ادبیات مدرن اقتصاد شهری، دقیقاً معادل نفت روی زمین هستند که میتوانند موتور محرک زنجیرهای از تولید ثروت، اشتغال و تحول اقتصادی باشند.
خانه های تاریخی از هزینه مرمت تا دارایی مولد
رویکرد غالب دهههای گذشته در نگاه به ابنیه تاریخی، نگاهی موزهای، هزینهبر و وابسته به بودجههای محدود دولتی بوده است؛ نتیجه این تفکر چیزی جز تخریب خاموش، فرونشست هویت شهری و تبدیل شدن خانههای کهن به فضاهای بیدفاع شهری نبوده است. اما اقتصاد تجربه نشان داده که چرخش پارادایم از حفاظت غیرفعال به باززندهسازی اقتصادی، معادله را بهکلی دگرگون میکند.
هنگامی که یک عمارت قاجاری یا پهلوی به هتلبوتیک، اقامتگاه فاخر میراثی، خانه خلاق، مرکز نوآوری صنایعدستی، یا رستوران متمرکز بر خوراکشناسی بومی تبدیل میشود، جریان نقدینگی بخش خصوصی به بافت فرسوده تزریق میگردد. تجربه شهرهایی مانند کاشان، یزد و اصفهان ثابت کرده که سرمایهگذاری در احیای بناهای تاریخی، نرخ بازگشت سرمایه بالاتری نسبت به انبوهسازیهای بیکیفیت حاشیه شهر دارد؛ به شرط آنکه بروکراسی ملالآور اداری جای خود را به بستههای تشویقی و تسهیلگری بدهد.
رونق زنجیره ارزشمند اشتغال
تحول اقتصادی حاصل از زندهسازی خانههای تاریخی، متوقف در دیوار همین عمارتها نمیماند، بلکه زنجیرهای ارزشآفرین را فعال میکند. اشتغال مستقیم و بدون نیاز به سرمایهگذاریهای سنگین صنعتی، اداره بوتیکهتلها، کافهموزهها و گالریهای هنری مستلزم بهکارگیری نیروی انسانی ماهر، مترجمان، فعالان گردشگری و فارغالتحصیلان جوان دانشگاهی است. رونق مشاغل و صنایع وابسته، تأمین نیازهای خوراک، محصولات کشاورزی ارگانیک، صنایع دستی مازندران، گلیمبافی، سفالگری و احیای مهارتهای نجاری و مرمت سنتی، همگی در پیوند با این مراکز جان میگیرند. توریستی که برای اقامت در یک خانه ۲۰۰ ساله چند میلیون تومان هزینه میکند، گردشگری کیفیتمحور است، نه گردشگر گذری؛ چنین گردشگری وارد بازار سنتی نرگسیه میشود، از کسبه محلی خرید میکند و ضریب نفوذ پول را در لایههای پایین دست جامعه شهری افزایش میدهد.
ساری به واسطه مرکزیت اداری، سالها هزینه ترافیک و شلوغی استانی را به دوش کشیده بدون آنکه برند تجاری مستقلی در حوزه گردشگری خلاق برای خود دستوپا کند. اگر بافت تاریخی آبانبار نو با محوری پیادهراهی، این خانههای ثبتشده و حتی پلاکهای ناشناخته را به یک پهنه زنده گردشگری بدل سازد، ساری هویت منحصربهفرد خود را بازمییابد، پایتخت قاجاری و تاریخی شمال کشور. این برندینگ اختصاصی، ارزش افزوده سرسامآوری برای املاک مجاور، رونق مغازههای خرد و افزایش چشمگیر درآمدهای پایدار شهرداری به همراه خواهد داشت.
تحول اقتصادی ساری با بخشنامه و همایش محقق نمیشود؛ دستیابی به این جهش نیازمند گامهای شجاعانه است. واگذاری هوشمند و شفاف به بخش خصوصی متخصص بقا استفاده از مدلهای قراردادهای برد–برد مانند BOT با دوران بهرهبرداری مناسب و نظارت دقیق بر اصالت مرمت باید جایگزین حبس مالکیتها شوند.
خانههای تاریخی پیشرانهای خاموش اقتصاد گردشگری
ایجاد مشوقهای واقعی در صدور مجوزها و حذف عوارض دستوپاگیر شهرداری و اعطای معافیتهای هدفمند مالیاتی برای سرمایهگذارانی که به جای بتنریزی، خانه تاریخی را حفظ و تجاریسازی فرهنگی میکنند.
توسعه زیرساخت پیادهراهی و تسهیل تردد ایمن با اتصال خانههای تاریخی به یکدیگر از طریق مسیرهای پیادهمدار، آرامسازی ترافیک بافت کهن و تجهیز زیرساختهای پنهان شهری نظیر تأسیسات و ایمنی آتشنشانی باید از سوی شهرداری انجام گیرد.
خانههای تاریخی ساری باری روی دوش مدیریت شهری یا سوژههایی رو به خاموشی نیستند؛ آنها پیشرانهای خاموش اقتصاد گردشگری مرکز مازندراناند. نجات این عمارتها از چنگال لودرها و احیای اقتصادی آنها، نه انتخابی لوکس برای علاقهمندان به تاریخ، بلکه ضرورتی بنیادین برای اشتغال جوانان، جذب سرمایه بخش خصوصی و بازآفرینی ثروت در ساری است. وقت آن رسیده که تصمیمگیران شهر پنجرهها را باز کنند و بپذیرند آینده درخشان اقتصاد ساری، در دل آجرها و سفالهای اصیل گذشتهاش نهفته است.
در دهه هشتاد و نود شمسی شرکت بازآفرینی شهری ایران با توجه به ماموریتش در احیای بافت فرسوده شهری اقدام به خرید چند بنای تاریخی در محور آب انبار نو کرد و البته در ادامه نیز طرح بازآفرینی راسته(گذر) آب انبار نو را تهیه نموده و در اختیار مسئولین قرار داده است. در اواسط دهه نود طی توافق انجام گرفته از سوی شرکت بازآفرینی شهری ایران، شهرداری ساری و استانداری مازندران هر کدام به نسبت ۵ میلیارد تومان برای اجرای طرح گذر آب انبار نو هزینه نمایند. طی بررسیهای انجام گرفته در همان سالها از سوی شرکت بازآفرینی شهری ۵ میلیارد تومان پرداخت شد اما در کجا هزینه شده معلوم نشده است زیرا هیچ تغییری در محور انجام نگرفته است و شهرداری و استانداری نیز تا کنون ریالی برای احیای این راسته پرداخت نکردهاند. گذر آب انبار نو ساری به طول تقریبی ۲ کیلومتر با بیش از ۲۰ بنای تاریخی یک محور بینظیر تاریخی در کشور است و کمتر مکانی در کشور توان رقابت با آن را دارد و اگر کمی توجه به آن شود به تنهایی میتواند اقتصاد ساری را متحول سازد. در طی این سالها سرمایهگذاران مختلفی برای سرمایهگذاری در این راسته بر روی بناهای تاریخی موجود مراجعه نمودهاند که هر کدام به دلایل مختلف و بروکراسیهای موجود پشیمان شدهاند، لذا جا دارد مسئولین مربوطه با برطرف نمودن مشکلات موجود بر سر راه سرمایهگذاران زمینه برگزاری مزایده واگذاری را تسهیل نموده و با واگذاری این بناهای در حال تخریب روند رونق اقتصادی شهر را فراهم نمایند.


























