هنوز کسی از کارشناسان حوزه جنگل و منابع طبیعی نتوانست با اطمینان تأیید کند که «طرح تنفس» تا امروز به نفع طبیعت، جنگل و پهنههای منابع طبیعی بوده است و همچنین کسی به این سوال هم پاسخی روشن نمیدهد که اگر اینگونه است چرا در فضایی با عجله این طرح تصویب و ابلاغ شد و […]
هنوز کسی از کارشناسان حوزه جنگل و منابع طبیعی نتوانست با اطمینان تأیید کند که «طرح تنفس» تا امروز به نفع طبیعت، جنگل و پهنههای منابع طبیعی بوده است و همچنین کسی به این سوال هم پاسخی روشن نمیدهد که اگر اینگونه است چرا در فضایی با عجله این طرح تصویب و ابلاغ شد و امروز که وضعیت به جایی رسید که مراجع رسمی خبر از قاچاق سازماندهی شده چوب در جنگلهای مازندران میدهند، چرا این طرح لغو نمیشود و مجریان طرح جنگل به مأموریت خود بازنمیگردند؟
حتی امروز که یک مقام دولتی در استان مازندران، حرف از قاچاق سازماندهیشده میزند نیز مدیران و مسئولان، تصمیمی بهجا نمیگیرند و اقدامی روشن نمیکنند و به ریشه موضوع نمیپردازند، شاید به این دلیل که کاری از دست آنان ساخته نیست شاید هم برخی مدیران، شریک دزد و رفیق قافله هستند و از این سرقتهای سازماندهیشده سود میبرند.
روز گذشته معاون حفاظت و امور اراضی ادارهکل منابع طبیعی استان مازندران گفت: در برخی از شهرستانهای ما قاچاق چوب از حالت معمولی خارج شده و به صورت سازماندهی شده صورت میگیرد. موسی مقیمی، معاون حفاظت و امور اراضی ادارهکل منابعطبیعی استان مازندران ـ ساری اظهار کرد: در برخی از شهرستانهای ما قاچاق چوب از حالت معمولی خارج شده و به صورت سازماندهیشده دارد اتفاق میافتد؛ به این صورت که یک تیم ۸ نفره با چند نیسان وارد جنگل میشوند و با سروصورت پوشیدهشده، در وضعیتی که قابل شناسایی نیستند و به سلاح گرم نیز مسلحاند، اقدام به سرقت میکنند اما در طرف مقابل، ماموران حفاظتی ما در مقابله و برخورد با این افراد واقعاً امنیت جانی ندارند و دارند با کمک دادسِتانها و مراجع نظامی و انتظامی، برای کنترل قاچاق چوب تلاش میکنند.
معاون حفاظت و امور اراضی ادارهکل منابع طبیعی استان مازندران- ساری بیان کرد: در این راستا، جنگلبانان و قرقبانان ما گاهی مورد ضربوشتم قرا میگیرند که علاوه بر خسارت جسمی یا جانی، از نظر روح و روان نیز دچار آسیب میشوند.
مقیمی تصریح کرد: یکی از دلایل، بالا بودن قیمت چوبآلات، پایین بودن نرخ جریمهها است و باید این مهم بازنگری شود چراکه این مبالغِ کم، بازدارنده نیستند و سبب افزایش قاچاق چوب در عرصههای جنگلی میشوند. درخصوص هشدار این مقام دولتی باید یادآور شویم که ارزش طبیعت استان مازندران و آنچه که موجب برتری و تفوّق اقلیمی این منطقه شده است، عرصههای طبیعی و خداداد چون جنگل، مراتع، دریا و رودخانه است، اما اینگونه که ما عمل کردیم و همچنان بر آن اصرار داریم، سبب خواهد شد طی یک تا دو دهه آتی، نه جنگلی داشته باشیم و نه رودخانهای، با دریایی که نه آبی که از فرط آلودگی، سیاه است. در آن روز مسئولیت نه تنها به دولت و مدیران دولتی که به همه بازمیگردد از دزدان و قاچاقچیان تا مردم عادی و بیطرف، نخبگان خاموش و مدیرانی که امروز ویروس کمکاری گرفتند و متوجه حساسیت اوضاع نیستند و بعضاً آمار نادرست میدهند و از کاهش قاچاق چوب سخن میگویند. ادعای قاچاق سیستماتیک چوب و برداشت از جنگل آن هم توسط یک مقام مسئول در حوزه منابع طبیعی، چیزی نیست که بتوان به آسانی از کنار آن گذشت و لازم است هم نمایندگان و هم سمنها از طرف طبیعت و همچنین از طرف نسلهای آینده، مطالبهگری کنند و اجازه ندهند سرمایهای که تعلق به نسلهای بعد دارد، توسط عدهای سودجو به نابودی برسد. جنگل، کوه، دریا و رودخانه زیرساختهای مهم و خداداد صنعت گردشگری و همچنین صنعت کشاورزی استان مازندران به شمار میآیند و اگر به این زیرساختهای خدادادی، آسیب وارد شود، هیچ کس نمیتواند آن را احیا و بازسازی کند ضمن اینکه زیان سنگینی به گردشگری و کشاورزی مازندران وارد خواهد شد و این استان نیز مانند برخی استانهای کشور در گودال فقر و فلاکت سقوط میکند.
نکته آخر اینکه سودجویانی که مسلّح و بیمحابا برای سرقت به جنگل میروند و آنانیکه اقدام به خرید چنین اقلام سرقتی میکنند و مدیران و مسئولانی که در این حوزه مسئولیت دارند اما اقدام خاصی بهعمل نمیآورند، بد نیست بدانند نان خود و خانواده خود را در خون طبیعت میزنند و اقتصاد امروز خود و خانواده خود را به قیمت نابودی زندگی نسلهای بعد، به رونق میرسانند در حالیکه دست طبیعت، بزرگترین منتقم است و در هنگام ضرورت، از آستین پنهان خود بیرون میآید و از متجاوزان خونریز، انتقام سختی میگیرد و آن روز کسی نیست که به داد آنان برسد.


























