سیل بیرویه درخواست ها و تقاضاهای چند ساله اخیر موجب شده تا حتی بومیان اینجا نیز در تهیه مسکن با چالش بزرگی به نام تامین زمین مواجه شوند. تقاضای زیاد برای ساخت ویلا و مسکن در استان موجب رشد چند برابری زمین و مسکن شده است. مازندران استانی است که دارای زمینهای بسیار حاصلخیز بوده که در تامین امنیت غذایی مردم کشور نقش اساسی دارد و باید مطالعات بسیار گستردهای برای ورود جمعیت به این استان داشت. فرهنگ خاص حاکم در مازندران نیز موجب میشود تا مسئولین امر را به فکر واردار نماید تا خدای ناکرده در آینده گسست فرهنگی ایجاد نشود. لذا باید در نظر داشت اگر توسعه شهری بدون توجه به ظرفیتهای طبیعی و زیرساختی انجام شود، هزینههای آن تنها متوجه مدیریت شهری نخواهد بود و میتواند بر کشاورزی، محیطزیست، سیمای شهری و کیفیت زندگی نیز اثر بگذارد.
مازندران دیگر آن قطعه از بهشت نیست که در حافظه تاریخیمان ثبت شده است. امروز، وقتی از جادههای هراز یا فیروزکوه وارد این استان میشویم، پیش از آنکه عطر شالیزار یا خنکای جنگل را حس کنیم، با دیوارههایی از سیمان و آهن مواجه میشویم که آسمان را بر سر طبیعت مازندران خراب کردهاند. بلندمرتبهسازی در استان ما، نه یک راهکار برای توسعه، بلکه هویت، معیشت و زیستبوم ما را میبلعد. کدام عقل سلیمی اجازه میدهد در استانی که خاک حاصلخیز و بستر اکولوژیک حساس اصلیترین سرمایهاش است، برجهای چندین طبقه بکاریم؟
زیرساختها پاسخگو نیست
برجسازی در استانی که شبکه فاضلابش به سختی پاسخگوی جمعیت بومی است و با بحران پسماند و کمبود آب شیرین دستوپنج نرم میکند، سزاوار نیست. سیستم مدیریت شهری پاسخگوی فشار مضاعف ورود هزاران نفر در قالب مجتمعهای مسکونی عظیم به زیرساختهای فرسوده شهرهای ساحلی نخواهد بود. این برجها نه برای مردم مازندران، بلکه برای ورود چند صد هزار نفر که از نظر فرهنگی تفاوتی اساسی با مردم منطقه دارند انجام میشود، لذا در آینده چالشهای اساسی فرهنگی ایجاد خواهد کرد. بحث بلندمرتبهسازی در استان موضوعی بسیار حساس و چندوجهی است که نیازمند توازن دقیق بین نیاز به توسعه و حفظ هویت اقلیمی و کشاورزی منطقه است. با توجه به دغدغههای حوزه مسکن و توسعه در استان، میتوان این رویکرد را از چندین منظر تحلیل کرد. بزرگترین معضل مازندران، خرد شدن زمینها و ویلاسازیهای پراکنده است که بخش بزرگی از باغات و شالیزارها را از بین برده است. اگر بلندمرتبهسازی بدون رعایت پیوست فرهنگی و مطالعات اقلیمی انجام شود، صرفاً ابزاری برای سوداگری زمین است که به مرور زمان، روح لطیف و طبیعتگرای مازندران را به یک محیط بتنی و ناپایدار تبدیل میکند. برای جلوگیری از این بحران، میتوان به جای بلندمرتبهسازی، بر مدلهای شهرسازی هوشمند کمتراکم تمرکز کرد که هم با معماری بومی سازگار است، هم هویت محلی را حفظ میکند و هم مانع از تخریب چشماندازهای طبیعی میشود. مازندران به استفاده از مصالح سازگار با اقلیم و ارتباط با طبیعت حیاطمحوری و ایواننشینی شناخته شده است اما در ساختوسازهای جدید و مدرن برجهای سیمانی و شیشهای اغلب کپیبرداری از الگوهای تهران یا کشورهای دیگر هستند. این برجها سنخیتی با خانههای ویلایی یا ساختارهای محلی ندارند و باعث میشوند شهرهای مازندران به نسخههایی ضعیف از کلانشهرها تبدیل شوند. فرهنگ غالب در مازندران، فرهنگ ارتباطات نزدیک، خانوادههای گسترده و تعاملات اجتماعی در فضاهای نیمهعمومی حیاط و کوچه است. برجها برخلاف خانههای ویلایی که در آنها همسایگی و دید و بازدید جایگاه پررنگی دارد، ساکنان را به سمت فردگرایی و کاهش ارتباطات اجتماعی سوق میدهد. مازندران برای مردم ایران نماد طبیعت است بلندمرتبهسازیها باعث محصور شدن مناظر، دیدِ مردم بومی و گردشگران به دریا و جنگل مسدود میشود. این امر در فرهنگ ما که پیوند عمیقی با چشماندازهای طبیعی دارد، نوعی غصب منظر عمومی تلقی شده و موجب خشم اجتماعی و دلسردی میشود. تبدیل شدن زمینهای بکر و کشاورزی به برجهای لوکس، این باور فرهنگی را تقویت میکند که طبیعت صرفاً یک کالا برای کسب سود است، نه یک میراث همگانی که باید حفظ شود. ایجاد برجهایی که بخش بزرگی از سال خالی هستند یا توسط افرادی با فرهنگهای متفاوت از بافت بومی منطقه پر میشوند، باعث ایجاد جزیرههای فرهنگی میشود. این موضوع تعارضات فرهنگی بین جوامع بومی و مهاجران فصلی ایجاد میکند.
بلندمرتبهسازی تقاضا برای آب، برق، ترافیک و مدیریت پسماند را به شدت افزایش میدهد. وقتی زیرساختها پاسخگو نیستند، کیفیتِ زندگی عمومی افت میکند و این باعث نارضایتی شدید از مدیریت شهری و بیاعتمادی به نهادهای دولتی میشود که خود یک آسیب فرهنگی است.
اگر نجنبیم چیزی جز حسرت برای فرزندانمان باقی نخواهد ماند
مازندران امروز درگیر یک تضاد طبقاتی شدید در کالبد شهرسازی شده است. در حالی که جوانان بومی ما با بحران مسکن و تورمِ ناشی از ویلاسازیها و برجسازیهای نجومی دستبهگریبانند، این بلندمرتبهها برای طبقات مرفه غیربومی ساخته میشوند. این روند، قیمت زمین را به سقف آسمان چسبانده و امکان خانهدار شدن را برای بومیان به رویا تبدیل کرده است. این، عدالت اجتماعی نیست؛ این نوعی استعمار نوین است که در آن، بومی مازندران باید به حاشیه شهرها براند تا برجها برای مسافران فصلی قد علم کنند.
مازندران، استانی است با اقلیم منحصربهفرد. دیوارکشیهای بتنی ساحلی، مانع تنفس شهرها میشوند و جریان هوا را مسدود میکنند. ما داریم پیوند تاریخی مردم با دریا و جنگل را قطع میکنیم. بلندمرتبهسازی نه تنها طبیعت را خفه کرده، بلکه سیمای بصری شهرهای ما را که باید آرامشبخش باشد، به مجموعهای از احجام بیروح و خشن تبدیل کرده است.
اولویت باید با توسعهی پایدار و مبتنی بر گردشگریِ بومگردانه باشد، نه برجسازیهای انبوه که فقط سودهای کوتاهمدت برای عدهای خاص و خسارتهای جبرانناپذیرِ بلندمدت برای نسلهای آینده مازندران به همراه دارد.
مازندران نباید به سکونتگاه ثانویه تبدیل شود. اگر امروز نجنبیم، فردا جز انبوهی از بتن و حسرت، چیزی از این خطه سرسبز برای فرزندانمان باقی نخواهد ماند.
عبدالرضا دادبود، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار مازندران، با تأکید بر ضرورت تدوین ضوابط جامع برای بلندمرتبهسازی در استان، گفت: آثار و تبعات توسعه ساختمانهای بلندمرتبه محدود به محدوده جغرافیایی محل ساخت نیست و باید تأمین زیرساختهای مورد نیاز این طرحها از ابتدا در فرآیند صدور مجوز و طراحی پروژهها لحاظ شود. وی افزود: باید مدلی طراحی شود که پروژههای بزرگ و خاص، متناسب با ظرفیت و آثار خود، در تأمین زیرساختهای مورد نیاز مشارکت داشته باشند و این موضوع از ابتدا در ضوابط طرح پیشبینی شود. معاون عمرانی استاندار مازندران با تأکید بر ضرورت خودتأمینی زیرساختها در پروژههای بلندمرتبه تصریح کرد: تا حد امکان باید سازندگان و سرمایهگذاران پروژههای بزرگ ملزم شوند بخشی از نیازهای زیرساختی خود را تأمین کنند؛ بهعنوان نمونه در حوزه انرژی میتوان استفاده از انرژی خورشیدی و تولید برق مورد نیاز پروژه را در ضوابط لحاظ کرد.























