رسانه‌ها فقط ابزار اطلاع‌رسانی نیستند؛ حلقه اتصال مردم و مسئولان و یکی از مهم‌ترین پایه‌های اعتماد عمومی‌اند. با این حال، فاصله برخی مدیران از رسانه‌ها می‌تواند به ابهام، بی‌اعتمادی و شکل‌گیری روایت‌های غیررسمی دامن بزند. در همین زمینه، «خبرشمال» در گفت‌وگوی اختصاصی با محمد محتاطی، کارشناس رسانه و ارتباطات و دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی، نقش تعامل مدیران و رسانه‌ها در شفافیت و اعتماد عمومی را بررسی کرده است.

چرا برخی مدیران با وجود تأکید مسئولان ارشد بر اطلاع‌رسانی، از گفت‌وگو با رسانه‌ها و برگزاری نشست خبری پرهیز می‌کنند؟
علیرغم تأکیدات متولیان نظام بر ضرورت ارتباط و همکاری متقابل با خبرنگاران و اطلاع‌رسانی به مردم درباره عملکرد و اقدامات صورت‌گرفته، گاهی شاهدیم برخی مدیران در طول دوره مسئولیت خود ارتباط مؤثری با رسانه‌ها ندارند. این مسئله می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ نخست این‌که ممکن است مدیر از سواد رسانه‌ای کافی برخوردار نباشد و با کارکرد رسانه و میزان تأثیرگذاری آن بر افکار عمومی آشنایی لازم را نداشته باشد. از سوی دیگر، این احتمال نیز وجود دارد که عملکرد و اقداماتی برای ارائه و گزارش‌دهی عمومی نداشته باشد. بنابراین در شرایطی که یکی از مهم‌ترین رویکردهای دشمن، ایجاد یأس و ناامیدی در جامعه و ناکارآمد نشان دادن مدیران و مجموعه حاکمیت است، اطلاع‌رسانی صحیح و به‌موقع می‌تواند نقش مهمی در امیدآفرینی و تبیین اقدامات انجام‌شده داشته باشد. درواقع ارتباط با رسانه را نباید یک امر تشریفاتی دانست؛ بلکه بخشی از مسئولیت مدیریتی است.

آیا سکوت رسانه‌ای مدیران به اعتماد عمومی و امید اجتماعی آسیب نمی‌زند؟
قطعاً همین‌طور است. شاید بتوان یکی از مهم‌ترین کارکردهای رسانه را کمک به ایجاد وحدت، همدلی و شکل‌گیری اعتماد عمومی دانست. زمانی که رسانه صرفاً به‌عنوان ابزاری برای تبلیغ یک مدیر یا مجموعه دیده شود، اعتماد واقعی شکل نمی‌گیرد و رابطه میان مدیر و رسانه نیز در سطحی محدود و مقطعی باقی می‌ماند.رسانه‌ها در زمان بحران‌ها و شرایط خاص می‌توانند نقش بسیار مهمی در همراه کردن افکار عمومی داشته باشند. بنابراین مدیری که در شرایط عادی ارتباطی با رسانه‌ها ندارد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد در شرایط بحرانی، رسانه‌ها و افکار عمومی به‌صورت کامل در کنار او قرار بگیرند. رسانه‌ها به‌عنوان یکی از ارکان مهم جامعه و حلقه واسط میان مردم و مسئولان، نقش مهمی در امیدآفرینی و انتقال مطالبات عمومی دارند. به همین دلیل، سکوت و بی‌توجهی به رسانه‌ها در وهله نخست دودش به چشم خود مدیریت می‌رود و می‌تواند به جایگاه مدیریتی فرد آسیب بزند. بنابراین مدیران باید ضمن بهره‌گیری از مشاوران رسانه‌ای توانمند، روابط عمومی‌های خود را نیز پویا کنند و ارتباط مستمر، حرفه‌ای و دوطرفه‌ای با رسانه‌ها داشته باشند.

یک مدیر تا چه اندازه موظف است عملکرد خود را به‌صورت شفاف در اختیار افکار عمومی قرار دهد؟
اطلاع‌رسانی سقف مشخصی ندارد و هر مدیر، متناسب با جایگاه و مسئولیتی که در قبال جامعه بر عهده دارد، باید مردم را در جریان اقدامات و عملکرد خود قرار دهد.سمت و جایگاهی که یک مدیر امروز پذیرفته، در واقع یک مسئولیت و امانت است و او در برابر جامعه و مخاطبان خود احساس تکلیف دارد. بنابراین مردم باید بدانند مدیری که مسئولیت یک مجموعه را بر عهده گرفته، چه اقداماتی انجام داده و چه برنامه‌هایی برای حل مسائل و مشکلات دارد. البته در این میان، صداقت و امانت‌داری در اطلاع‌رسانی اهمیت بسیار زیادی دارد. مدیران باید از ارائه آمار و ارقام غیرواقعی پرهیز کنند؛ چراکه مردم امروز نسبت به اخبار و اطلاعات ارائه‌شده حساس و دقیق هستند. اگر اطلاعات نادرست ارائه شود، اعتماد عمومی آسیب می‌بیند و در قضاوت افکار عمومی نسبت به عملکرد مدیر نیز تردید ایجاد خواهد شد.

اگر مدیری بیش از یک سال هیچ گفت‌وگوی رسانه‌ای نداشته باشد، این سکوت چه پیامی برای مردم دارد؟
هر مسئولیتی یک امانت است و مدیریت آن نیز در نهایت مقطعی است و برای دوره‌ای به یک فرد سپرده می‌شود. بنابراین طبیعی است که مدیر باید در طول این دوره، عملکرد خود را برای مردم و رسانه‌ها تبیین کند. وقتی یک مدیر برای مدت طولانی با رسانه‌ها گفت‌وگو نمی‌کند و اطلاعاتی از عملکرد او در اختیار افکار عمومی قرار نمی‌گیرد، ممکن است فضای خالی ایجادشده با شایعات و روایت‌های غیررسمی پر شود.بی‌اطلاع گذاشتن مردم و رسانه‌ها در نهایت می‌تواند حاشیه‌های زیادی ایجاد کند و هزینه آن نیز متوجه خود مدیر خواهد شد. بنابراین سکوت طولانی‌مدت رسانه‌ای نه‌تنها به شفافیت کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند آسیب‌های جدی به جایگاه مدیریتی فرد وارد کند.

نبود ارتباط مستمر با رسانه‌ها چه نقشی در شکل‌گیری شایعات، سوءبرداشت‌ها و قضاوت‌های اجتماعی دارد؟
بخش قابل توجهی از قضاوت‌هایی که امروز درباره برخی مدیران شکل می‌گیرد، ناشی از ندانستن و بی‌اطلاعی است. هرچه مردم و رسانه‌ها اطلاعات کمتری از عملکرد، اقدامات و مسئولیت‌های یک مدیر داشته باشند، زمینه برای برداشت‌های نادرست و شکل‌گیری شایعات بیشتر می‌شود. وقتی اطلاعات رسمی و دقیق در دسترس نباشد، ممکن است افراد بر اساس شنیده‌ها و برداشت‌های شخصی درباره یک مدیر قضاوت کنند؛ قضاوتی که لزوماً با واقعیت منطبق نیست. بنابراین یکی از مهم‌ترین راه‌های مقابله با شایعه و حاشیه، اطلاع‌رسانی مستمر، شفاف و مسئولانه است. مدیر نباید اجازه دهد خلأ اطلاعاتی ایجاد شود؛ چراکه این خلأ معمولاً توسط روایت‌های غیررسمی پر خواهد شد.

آیا مدیران از ظرفیت رسانه‌ها برای تبیین اقدامات و پاسخگویی به مطالبات مردم به‌درستی استفاده می‌کنند؟
پاسخ به این سؤال نسبی است. مدیران موفقی وجود دارند که به‌صورت مستمر عملکردشان در سایت‌های خبری، هفته‌نامه‌ها و روزنامه‌ها بازتاب پیدا می‌کند و در نتیجه از سرمایه اجتماعی، همراهی مردم و مشارکت اجتماعی در حوزه مدیریتی خود بهره می‌برند. در مقابل، مدیرانی هم هستند که در طول دوران مسئولیت خود ارتباط چندانی با رسانه‌ها ندارند و حتی درِ اتاقشان به روی خبرنگاران بسته است. واقعیت امر این است که رسانه می‌تواند برای یک مدیر، فرصت باشد؛ فرصتی برای توضیح عملکرد، پاسخگویی به مطالبات مردم، اصلاح سوءبرداشت‌ها و ایجاد سرمایه اجتماعی. بنابراین مدیری که این ظرفیت را نادیده می‌گیرد، در واقع بخشی از ابزار ارتباطی خود با جامعه را از دست داده است و در نهایت هزینه این بی‌تفاوتی متوجه خود او خواهد شد.
مرز میان حفظ سکوت و پاسخگویی عمومی مدیران کجاست و چه کسی باید بر آن نظارت کند؟
در حال حاضر هر ساله برای مدیران بر اساس شاخص‌های مختلف، ارزیابی عملکرد انجام می‌شود و معیارهای متعددی در این ارزیابی‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد؛ اما تعامل و همکاری مؤثر با رسانه‌ها در بسیاری از موارد جایگاه مشخصی در این شاخص‌ها ندارد. به نظر بنده می‌توان میزان تعامل مدیران با رسانه‌ها و افکار عمومی را نیز به‌عنوان یکی از شاخص‌های ارزیابی عملکرد آنان در نظر گرفت.استانداری‌ها و دستگاه‌های اجرایی و ادارات کل متبوع می‌توانند در ارزیابی مدیران، میزان پاسخگویی، تعامل با رسانه‌ها و نحوه اطلاع‌رسانی عملکرد را نیز مورد توجه قرار دهند. چنین رویکردی می‌تواند گام مهمی برای تقویت فرهنگ پاسخگویی، شفافیت و ارتباط مدیران با افکار عمومی باشد. در نهایت باید پذیرفت که مدیری که با رسانه گفت‌وگو می‌کند، لزوماً به دنبال تبلیغ خود نیست؛ بلکه می‌تواند در حال پاسخگویی به جامعه‌ای باشد که مسئولیت آن را پذیرفته است. رسانه و مدیریت زمانی می‌توانند در کنار یکدیگر به اعتماد عمومی کمک کنند که رابطه میان آنها بر پایه صداقت، شفافیت، احترام و پاسخگویی شکل گرفته باشد.

شفافیت، انتخاب نیست؛ بخشی از مسئولیت مدیریت است
به گزارش خبرشمال، این گفت‌وگو نشان می‌دهد فاصله مدیران از رسانه، صرفاً یک ضعف ارتباطی نیست؛ بلکه می‌تواند به شکل‌گیری شایعه، سوءبرداشت و کاهش اعتماد عمومی منجر شود. رسانه قرار نیست تریبون تبلیغ مدیر باشد؛ بلکه باید بستر پرسشگری، مطالبه‌گری، اطلاع‌رسانی و پاسخگویی باشد.در این میان، روابط عمومی‌ها باید از اطلاع‌رسانی مناسبتی فراتر رفته و ارتباطی مستمر و حرفه‌ای میان مدیر، رسانه و جامعه ایجاد کنند. برگزاری منظم نشست‌های خبری، پاسخگویی به پرسش‌های خبرنگاران و ارائه شفاف عملکرد، می‌تواند بخش مهمی از این مسیر باشد. از سوی دیگر، پیشنهاد می‌شود تعامل با رسانه و میزان پاسخگویی به افکار عمومی، به یکی از شاخص‌های ارزیابی عملکرد مدیران تبدیل شود. مدیری که مسئولیت خود را در برابر مردم پذیرفته، باید درباره عملکردش نیز پاسخگو باشد. در نهایت، عمر مدیریت و قدرت صندلی محدود است؛ اما روایتی که از عملکرد یک مدیر در ذهن جامعه می‌ماند، ماندگارتر است. شفافیت و پاسخگویی، هزینه مدیریت نیست؛ سرمایه‌ای برای اعتماد عمومی است.

  • نویسنده : فرزانه حسنی