مائده مطهری زاده
جمعیت مازندران به دلیل کاهش فرزندآوری که خود متاثر از موضوعات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق است در حال حرکت به سوی سالمندی است؛ وضعیتی که به اعتقاد کارشناسان در کنار مهاجرت پذیری استان در صورت بیتوجهی به تهدید هویت نسلی در دهههای آینده تبدیل خواهد شد.
آمارهای ثبت احوال در ارتباط با جمعیت سهمیلیون و ۲۸۳ هزار و ۵۸۲ نفری مازندران براساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن نشان میدهد که از سال ۱۳۹۴ تا سال ۱۴۰۰ تعداد موالید در این استان با ۳۵ درصد کاهش از ۴۶ هزار و ۴۶۶ نفر به ۳۰ هزار و ۲۰۳ نفر رسید و میزان باروری کلی هم در استان در این دوره زمانی از ۱.۵ به ۱.۲ کاهش یافت. کاهش قابل توجه موالید و فرزندآوری در مازندران و رسیدن نرخ رشد به ۱.۲ درصد طی یک دوره ۶ ساله در حالی است که میانگین نرخ باروری در کشور بیشتر از ۲ است و در واقع نرخ باروری در مازندران به نصف میانگین کشوری رسیده است.
میزان باروری عمومی هم در استان در سال ۱۴۰۰ به کمتر از ۳۰ در یکهزار تولد برای خانمهایی که در سن باروری هستند، رسید در حالی که این رقم در سال ۱۳۹۰ طبق آمار ثبت احوال ۵۰ در یکهزار تولد بود.
طبق گزارشهای رسمی مرکز آمار ایران هم نرخ رشد جمعیت در مازندران طی سه دهه گذشته همواره از میانگین کشوری کمتر و از دغدغههای برنامهریزان استان بوده است. به عنوان نمونه طی نخستین سرشماری جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۵، نرخ رشد جمعیت در کشور ۳.۹ درصد و در استان مازندران ۳.۷ درصد بود که در سرشماری سال ۱۳۹۵، نرخ رشد جمعیت در کشور به ۱.۷ درصد و در استان مازندران به ۱.۳ درصد تنزل پیدا کرد. همچنین طبق اعلام دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، مازندران با ۱۳.۲۶ درصد جمعیت سالمند پس از استان گیلان دومین استان پیر کشور به لحاظ جمعیتی به شمار میرود.
مسوولان مازندران هم مانند کارشناسان معتقدند که یکی از دلایل اساسی در کاهش نرخ زادآوری در استان سوای موضوعات اقتصادی، معیشتی و فرهنگی، آسیبهای اجتماعی و افزایش طلاق و کاهش ازدواج در بین جوانان است چرا که طی سالهای ۱۳۸۷ تا سال۱۴۰۰ تعداد موارد ازدواج در مازندران در مقایسه با مدت مشابه ۱۳ سال قبل آن ۴۴.۸ دهم درصد کاهش و میزان طلاق هم در این مدت ۵۴.۳ دهم درصد افزایش یافته است.
همچنین متوسط سن خانمها و آقایان در مازندران در زمان ازدواج اکنون به ترتیب حدود ۲۷ و ۳۱سال رسیده در حالی که این رقم در کشور به ترتیب ۲۵ و ۲۹ سال است. این آمار به زبان عامیانهتر بدین معنا است که متوسط سن ازدواج در استان ۲ سال از میانگین کشوری بالاتر است. سن ازدواج در سال ۱۳۹۰ در استان برای آقایان و خانمها به ترتیب ۲۶ و ۲۱ سال بود.
اما اکنون مدیرکل امور بانوان و خانواده وزارت کشور در تازهترین اظهارات خود از تهیه و تدوین طرح شناسنامه جمعیتی هر استان به تفکیک شهرستانها خبر داد و گفت: امروز با عملیاتی شدن مشوقهای دولت سیزدهم در ستاد جوانی جمعیت و حمایت از خانواده، شیب تند سقوط جوانی جمعیت کنترل و گرفته شد.
زینب اختری در جلسه اخیر ستاد جوانی جمعیت مازندران در ساری با ذکر این نکته که اقدامات حاکمیتی در بهترین حالت میتواند تا ۳۰ درصد موفق واقع شود و باید مردم پای کار بیایند، یعنی مساله جوانی جمعیت باید به خواسته عمومی مردم تبدیل شود.
وی با اشاره به اینکه بعضی از مشکلات در اجرای مشوقهای جوانی جمعیتی همچنان وجود دارد، تصریح کرد: بررسیها نشان میدهد که شیرینی مشوقهای فرزندآوری هنوز در زوجهای جوان چشیده نشده است.
مدیرکل امور بانوان و خانواده وزارت کشور با اظهار اینکه طبق بررسیهای صورت گرفته مشکلات و دلایل بی رغبتی در فرزند آوری در استانهای مختلف متفاوت است، ادامه داد: مثلا شاخص اقتصادی در بحران جوانی جمعیت استان مازندران به نسبت مسائل فرهنگی آن بسیار کمرنگتر است. وی تصمیم به اقدام سقط جنین در مازندران را رو به رشد دانست و گفت: به نظر میرسد قبح سقط جنین از بین رفته و در کشور رو به افزایش است، به همین دلیل موضوع اقناع سازی، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در حفظ جمعیت در خانواده مهمتر از گذشته شده است.
اختری متوسط سن ازدواج و فرزندآوری اول در مازندران را زیاد دانست و اظهار داشت: اگرچه بسیاری از سقط جنین در شبکه بهداشت قابل رصد است، اما این موضوع در منزل صورت میگیرد، مهمتر اینکه ۹۳ درصد این تصمیم در فضای خانواده گرفته میشود.
وی خاطر نشان کرد: همه در تلاش هستیم که فرزندی متولد شود اما فرزندی که بوجود آمده در بین زوجهای بیشتر استانهای کشور سقط میشود.
مدیرکل امور بانوان و خانواده وزارت کشور از استان مازندران به عنوان استانی علوی تبار و تمدن ساز کشور نام برد و گفت: طبق بررسیهای صورت گرفته سن مادر در اولین فرزند آوری حدد ۲۹ سال است که بسیار بالاست.
اختری با بیان اینکه طبق اعلام رسمی ثبت احوال میزان باروری کل در مازندران نیز ۱.۳ است که با متوسط ۲.۵ فاصله زیادی دارد، ادامه داد: مازندران رتبه سوم در بحران جوانی جمعیت و رتبه دوم سالمندی کشور قرار دارد. در عین حال، استاندار مازندران نیز گفت: طبق بررسیها، چالش فرزندآوری بین زوجهای استان ناشی از مشکلات اقتصادی نیست، بلکه منشاء فرهنگی دارد.
سید محمود حسینی پور در جلسه ستاد جوانی جمعیت مازندران که با حضور مدیرکل امور بانوان و خانواده وزارت کشور برگزار شد، افزود: تمام دستگاههای فرهنگی استان باید با جدیت ورود پیدا کنند.
وی تصریح کرد: با همکاری دانشگاه و نخبگان زنان مازندران باید مقولات فرهنگی جوانی جمعیت را مورد توجه قرار بدهیم، شناخت درست از نظام مسایل جوانی جمعیت در مازندران مهم و ضروری است.
وی ادامه داد: محصول ارزشیابی در بخش جوانی جمعیت مازندران باید در افزایش صدور کارت ملی هوشمند نشنان داده شود، تاکید میشود نظام مسایل زنان مازندران را باید با پژوهش دسته بندی و اولویت برنامههای حل و فصل را ارایه بدهیم.
استاندار مازندران با بیان اینکه در ۲ سال گذشته طلاق مازندران رو به کاهش است و اکنون رتبه ۱۶ کشور را را داریم که باید به رتبه آخر برسیم، ادامه داد: توجه به زنان نیز در نظام جمهوری اسلامی نیز ویژه شده است، طبق آمار اکنون ۵۲ درصد کارکنان دولت در مازندران زنان هستند در حالی که پیش از انقلاب فقط هفت درصد بوده است. حسینی پور به پیشی گرفتن آمار فارغالتحصیلان دانشگاهی زنان از مردان در مازندران اشاره کرد و بیان داشت: حضور زنان در عرصههای مختلف ضروری است، اما تعهد جامعه زنان به حفظ خانواده و فرزند آوری مهمتر است. وی با ذکر این نکته که استحکام خانواده ارتباط مستقیم با امنیت جامعه دارد، تربیت فرزندان خوب اثرگذاری خوبی در جامعه خواهد داشت، گفت: این موضوع مهم از سوی زنان باید مورد اهتمام قرار بگیرد. نماینده عالی دولت در مازندران گفت: خانواده مهمترین رکن در تمدن اسلامی است و این نقش محوری و مهم در زنان مازندران نیز نمود پیدا کرده است، یعنی ایثارگری، شهادت، نخبگان و مدال آوران خطه مازندران از دامن زنان و مادران بوجود آمده است.
گیلان و مازندران از لحاظ رشد جمعیت بدترین وضعیت را در بین استانهای کشور دارد
ابراهیم اندرخورا روانشناس، مشاور خانواده و نیز جامعه شناس در این باره میگوید: با توجه به شاخصها و آمارهای جهانی و کشور تولد، وفات، ازدواج و طلاق مورد ارزیابی قرار میگیرد. رابطه این چهار عامل نشان دهنده سلامت جامعه بوده و تأثیر آن بر توسعه ملی جامعه امری ست غیرقابل انکار.
به اعتقاد وی، متأسفانه در سالهای اخیر استانهای گیلان و مازندران از لحاظ رشد جمعیت در بدترین وضعیت در بین استانهای کشور قرار دارند. حتی در یکی از شهرهای استان مازندران در یک سال دارای رشد منفی ۳۵ درصد نیز بودیم یعنی ۱۳۵ نفر فوت شدند و ۱۰۰ نفر به دنیا آمدند. این نشان میدهد که رشد جمعیت استان مناسب نیست و به عنوان یک آسیب ملی و از نظر جمعیتی باید مورد توجه قرار گیرد.
وی بیان کرد: در سالهای اخیر مردم در این زمینه اطلاعاتی را کسب کردند و قوانین، دستورالعملها و آئیننامههای مناسبی در این زمینه تصویب و ابلاغ شد همچون تسهیلاتی که فرزندان میتوانند دریافت کنند. اکثر این دستورالعملها حمایتی بود در حالی که باید طرحها پیشگیرانه باشد. ابتدا باید به دنبال این موضوع باشیم که چرا فرزندآوری کاهش یافت و هنگامی که جواب این سوالات را پیدا کردیم باید ریشه مشکلات فرزندآوری را بررسی کنیم و در نهایت به رفع آن بپردازیم تا فرزندآوری افزایش یابد.
اندرخورا ادامه داد: برای رفع چالشهای فرزندآوری باید برنامه بلند مدت داشته باشیم. تمامی صاحب نظران معتقدند که در کوتاه مدت نمیتوان چالشهای اجتماعی را رفع کرد. گرچه میتوان یک مسکن تزریق کرد تا بیمار دردش تسکین یابد اما نمیتوان بیماری را درمان کرد. همچنین برای تغییر یک فرد حدود یک سال و برای تغییر یک سازمان نیاز به ۳ سال زمان است و یک جامعه برای تغییر بنیادی نیاز به حدود ۱۰ الی ۳۰ سال زمان دارد تا بتوان تغییرات اساسی را در آن جامعه نهادینه کرد.
او میافزاید: به همین دلیل دلواپسی صاحبنظران در خصوص رشد جمعیت جدی است. تک فرزندی در جامعه رشد پیدا کرده که در آینده جامعه را دچار چالش میکند. به گفته اندرخورا، بخش زیادی از طلاقهایی که رخ میدهد ریشه آن به این دلیل است که علتِ ازدواج درست نبود. براساس آمارهایی که وجود دارد مهمترین عامل طلاق در استانهای کشور خصوصاً مازندران و گیلان خیانت و سپس اعتیاد و دخالت خانوادهها و نیز معیشت بود که البته بسیاری از افرادی که به دنبال طرح موضوع فرزندآوری هستند به معیشت و اقتصاد میپردازند که بیشتر افرادی که زندگی مشترک آنها به طلاق منجر شد، وضعیت معیشتی نابسامانی نداشتند و یا حتی افرادی که در زندگی مشترکشان فرزندی متولد نمیشود الزاماً افرادی با وضعیت اقتصادی نامناسبی نیستند اما تمایلی به فرزندآوری ندارند. پس ریشه فقط معیشت نیست. البته معیشت نیز تأثیرگذار است. بنابراین موضوع فرزندآوری یک معادله چند متغیری است. این جامعه شناس میگوید: برای ازدواج نیاز به ۳ دلیل عمده وجود دارد و آن رسیدن به آرامش، توسعه و تحقق عشق در نظام خانواده و انتقال محبت از طرفین زوجین است و اگر ازدواج براساس این سه اصل شکل گیرد فرزندآوری به شکل طبیعی اتفاق میافتد و بخشی از کانون خانواده خواهد شد. حال اگر زوجین با همدیگر آرامش نداشته باشند، در زندگی خود دچار طلاق عاطفی شوند در نتیجه عشق و محبت و آرامش در زندگی از بین خواهد رفت و حتی اگر معیشت خانواده را با انواع تسهیلات تأمین کنیم فایدهای نخواهد داشت. ضمن آنکه در حال حاضر اگر تسهیلاتی هم پرداخت میشود بیشتر برای زوجینِ صاحب فرزند است و بنابراین عملاً این بخش حمایتی است و برای فرزندآوری مشوقی وجود ندارد. لذا این نکته مهم است که وقتی در خصوص ازدواج صحبت میشود باید عنوان شود که نیاز به نوعی انگیزش است. دو عامل مؤثر بر انگیزه، ظرفیتسازی و نیز انتظارات و توقعات منطقی و آگاهانه را در پی دارد.


























