امروز به گواهِ تقویم، روز تالاب‌هاست. تالاب‌های خسته‌ی زخمیِ تنهای تنها... تالاب‌هایی که از خشکیدگی بسیار و آلودگی فراوان یک به یک در نوبت مرگ و نابودی قرار دارند و ما در این برهوتِ خوفناک، به تعداد معدودی از برنامه‌های نمایشی و غیرعملیاتیِ احیا و نجات دلخوش کرده‌ایم که هیچکدام فرجامِ خوشی برای تالاب‌های غمگین و خسته‌جانِ تالاب‌های ایران نداشته است.

مائده مطهری زاده
امروز به گواهِ تقویم، روز تالاب‌هاست. تالاب‌های خسته‌ی زخمیِ تنهای تنها…
تالاب‌هایی که از خشکیدگی بسیار و آلودگی فراوان یک به یک در نوبت مرگ و نابودی قرار دارند و ما در این برهوتِ خوفناک، به تعداد معدودی از برنامه‌های نمایشی و غیرعملیاتیِ احیا و نجات دلخوش کرده‌ایم که هیچکدام فرجامِ خوشی برای تالاب‌های غمگین و خسته‌جانِ تالاب‌های ایران نداشته است.
تالاب‌های رگ‌های حیاتی زمین هستند و با خشک شدن هریک از آنها، زمین، بخشی از علائم حیاتی خود را از دست می‌دهد.
تالاب‌هایی که به طور کامل خشک می‌شوند، علاوه بر مرگِ زیستمندان بومی و مهاجر، به کانون‌های بزرگ ریزگرد تبدیل شده و با وزش کوچک‌ترین نسیمی، لشگریان ریزگرد را به جنگِ هوای پاک می‌برند و این آشکارترین اثر وضعیِ قهرِ طبیعت خدادادی است.
در این میان استان مازندران، با دارا بودن تعداد زیادی تالاب، یکی از مهم‌ترین مناطق زیستی تالاب‌هاست.
یک عضو هیأت علمی گروه زیست‌شناسی دریا دانشکده علوم دریایی و محیطی دانشگاه مازندران گفت: ۲۰۰ گونه پرنده و ۱۸۰ گونه گیاهی در تالاب میانکاله گزارش شده است. عبدالعلی موحدی‌نیا با گرامیداشت روز جهانی تالاب‌ها اظهار کرد: کشور ایران نیز اگرچه در منطقه نیمه خشک قرار گرفته است، به‌طور معجزه‌آسایی از نعمت وجود تالاب‌های گوناگون و باارزشی برخوردار است و از بین آن‌ها، ۲۵ سایت ارزشمند با مساحت اعلامی نزدیک به ۱.۵ میلیون هکتار، از ایران در کنوانسیون رامسر ثبت شده است. وی ادامه داد: از این ۲۵ سایت، ۷ سایت در کرانه‌های جنوبی دریای کاسپین است که مکان‌های مناسبی برای زندگی دائم یا زمستان‌گذرانی جانداران ارزشمند و تنوع زیستی کم‌نظیری فراهم کرده است. برای نمونه، وجود بیش از ۲۰۰ گونه پرنده از حدود ۵۳۰ گونه پرنده گزارش‌شده از سرزمین ایران و حدود ۱۸۰ گونه گیاهی، در تالاب میانکاله گزارش شده است و آب‌بندان‌های فریدون‌کنار، ازباران و سرخرود نیز اهمیت زیادی به ویژه برای گونه‌های ارزشمند پرندگان مهاجر دارد.
وی افزود: جای بسی افسوس است که بسیاری از تالاب‌های ارزشمند ایران به ویژه در سال‌های اخیر، به‌طور کلی نابود یا به شدت تخریب و کوچک شده و با برخی آمارهای رسمی و ثبت شده از سالیان گذشته، فاصله گرفته‌اند. برای نمونه، بزرگ‌ترین تالاب ثبت‌شده ایران در کنوانسیون رامسر، دریاچه ارومیه، با مساحت ثبتی ۴۸۳ هزار هکتار (حدود یک سوم مساحت تالاب‌های ایران در این کنوانسیون) طی سال‌های دو دهه پایانی قرن چهاردهم خورشیدی به شدت با کاهش آب و پایین‌آمدن تراز دریاچه (بیش از ۶ متر کاهش ارتفاع سطح تراز بر اساس آمار ستاد احیای دریاچه ارومیه) و در نتیجه کاهش چشمگیر مساحت دریاچه یا به عبارتی نابودی بخش اعظمی از آن دچار بوده و هست.
وی تصریح کرد: تالاب شادگان، خور الامیه و خور موسی در استان خوزستان که پس از دریاچه ارومیه، بزرگ‌ترین گستره اعلامی در بین تالاب‌های ایران (۴۰۰ هزار هکتار) را دارد و از دیرباز از مهم‌ترین منابع معیشتی مردم بومی و هم‌چنین اکوسیستمی ارزشمند برای جانداران مقیم و مهاجر بسیاری بوده است، نیز روزگار خوشی به‌ویژه از نظر آلودگی‌های محیطی و تغییرات زیست محیطی مانند تغییر شوری، ندارد. دریاچه پریشان، دریاچه گاوخونی و تالاب‌های پایین دست زاینده‌رود، تالاب‌های سیستان در پایین دست رودخانه هلمند و… را نیز باید جزو ناپدیدشده‌ها دانست.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: اولین تالاب ثبت‌شده ایران در کنوانسیون رامسر و یکی از مهم‌ترین مناطق تالابی ایران، شامل شبه جزیره میانکاله، خلیج گرگان و جزیره آشوراده که نه تنها منطقه حفاظت شده و پناهگاه حیات وحش بلکه یکی ۵۵۰ ذخیره‌گاه زیست‌کره(Biosphere reserve) کره زمین در برنامه انسان و کره مسکون یونسکو(The Man and the Biosphere programme,UNESCO) است نیز با خشک‌شدن بخش‌های زیادی از تالاب‌ها و کاهش عمق و مساحت خلیج گرگان، صید و شکار، مرگ و میر غیرعادی پرندگان، کاهش محسوس شمار پرندگان مهاجر و آلودگی‌های محیطی، دست و پنجه نرم می‌کند.عضو هیأت علمی گروه زیست‌شناسی دریا دانشکده علوم دریایی و محیطی یاد عنوان کرد: کاهش مساحت، عمق و میزان آب و شرایط غیرعادی در تالاب‌ها، به شدت بر کارکردها و قابلیت‌های گران‌بهای تالاب‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. وی با اشاره به اهمیت تالاب‌ها گفت: تالاب‌ها عمدتاً اکوسیستم‌هایی بسیار مولد و موجب منافعی مهم هستند وبرخی از این منافع شامل بهره‌های غیرمستقیم (مانند تغذیه آب‌های زیرزمینی) و مستقیم (مانند بهره‌برداری از آب، محصولات و موجودات در تالاب‌ها و یا ویژگی‌های تفرجگاهی و استفاده از مناظر و زیبایی‌ها) است. تالاب‌ها علاوه بر حفاظت زیستی برای بسیاری از موجودات آب‌زی و خشکی‌زی، از مناطق مجاور خود در برابر نیروهای طبیعی مانند سیل و فرسایش نیز محافظت می‌کنند. این استاد دانشگاه یادآور شد: بسیاری از این منافع در فعالیت‌های صنعتی و کشاورزی کاربرد دارد و از بین رفتن تالاب (که گاهی ناآگاهانه یا تعارض‌گونه به قصد توسعه صنعتی یا کشاورزی بوده است) در ادامه و در نهایت همان فعالیت‌های صنعتی و کشاورزی را نیز تهدید می‌کند. بنابراین نگهداری از تالاب‌ها به‌عنوان اکوسیستم‌هایی کارآمد، در اغلب موارد متضمن حفظ منافع مهم و ضروری برای توسعه است. دلایل علاقه عمومی برای حفظ تالاب‌ها را می‌توان مواردی چون حفظ زیبایی و ارزش‌های طبیعی، توسعه اقتصاد محلی و گردشگری و حفاظت از اکوسیستم‌ها و موجودات زنده‌ای که به وجود تالاب‌ها وابسته‌اند، دانست.
وی افزود: متأسفانه وضع کلی تالاب‌ها و به‌طورکلی محیط زیست و روندهای کنونی حاکم بر آنها نامناسب است و حتی می‌توان گفت آمارها و هشدارهای رسمی نیز به اندازه کافی گویای مشکلات نیست. برای مهار سرعت تخریب تالاب‌ها (که شوربختانه در بسیاری از دیگر اجزای محیط زیست مانند رودخانه‌ها، جنگل‌ها، مراتع و… هم مشهود و آزاردهنده شده است)، بایستی هرگونه دخل و تصرف یا دست‌کاری در تالاب‌ها و هم‌چنین عوامل مؤثر بر تالاب‌ها مانند حوضه آبریز آن‌ها به درستی محدود و کنترل شود. عضو هیأت علمی گروه زیست‌شناسی دریا دانشکده علوم دریایی و محیطی افزود: برای نمونه رعایت حق‌آبه تالاب‌ها، صید و شکار، منابع قطعی یا احتمالی آلوده‌کننده یا مخرب، ساخت و ساز و کارهای عمرانی، ایجاد یا توسعه صنایع و… بایستی به خوبی و به صورت علمی، مدیریت شود. اگر بناست از منابع زنده یا غیرزنده تالاب‌ها برداشت صورت پذیرد یا از آن برای استحصال انرژی‌های تجدیدپذیر مثلاً از طریق قدرت امواج یا جزر ومد بهره گرفت، در عین حال باید حفظ دیگر کارکردها و ارزش‌های تالابی نیز تضمین شود.
این محقق ادامه داد: باید به‌گونه‌ای عمل شود که زیستگاه‌های موجودات زنده، مسیرهای مهاجرتی ماهیان، مکان‌های تخم‌ریزی آبزیان یا لانه‌سازی پرندگان از بین نرفته یا به گونه مخربی تغییر نیابد. به‌طور کلی مبانی توسعه پایدار بایستی همواره مدنظر باشد تا بقا و کارآمدی این زیستگاه‌های بسیار ارزشمند و مولد حفظ شود. وی تصریح کرد: در همین زمینه به اصل ۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (درباره الزام به حفاظت از محیط زیست)، قانون حفاظت و به‌سازی محیط زیست، قانون حفاظت، احیا و مدیریت تالاب‌های کشور، آئین‌نامه جلوگیری از تخریب و آلودگی غیرقابل جبران تالاب‌ها و دیگر قوانین مرتبط مانند قانون شکار و صید و مقررات و الزامات قانونی برای توجه به محیط زیست در پروژه‌ها و برنامه‌های توسعه و پیشرفت، اشاره و تاکید می‌کند.
تالاب‌های ایران یکی پس از دیگری رو به نابودی می‌روند که این امر را باید فاجعه‌ای زیست محیطی در نظر گرفت. کارشناسان علل از بین رفتن تالاب‌ها را دو موضوع طبیعی و توسعه ناپایدار بشری می‌دانند که مورد دوم، درصد بالایی را به خود اختصاص داده است.
در میان عواملی که تخریب تالاب‌ها را سرعت بخشیده و خشک شدن آنها را تسهیل می‌کند، سدها بیش از هر مورد دیگری خودنمایی می‌کنند.
سدهایی که بر روی رودخانه‌ها ایجاد می‌شوند، جلوی ورود مقدار زیادی از آب ورودی به تالاب‌ها را می‌گیرند و همین کاهش آب، غلظت آلودگی در تالاب را افزایش داده و بدین ترتیب منجر به از بین رفتن اکوسیستم تالاب و در نتیجه مرگ گیاهان و موجودات اطراف آن می‌شود.
امروزه اما حال تالاب‌هاي‌ ایران هیچ خوب نیست. چه تالاب‌هایي مانند بختگان، طشک، کم جان، کافتر، مهارلو، ارژن، پریشان، گاوخونی، هامون، جازموریان، میقان، که در اقلیم خشک و نیمه خشک کشور قرار دارند چه آنهایی که در مناطق مساعدتر و نوار شمالی کشور قرار گرفته‌اند مانند تالاب انزلی، بوجاق، گمیشان، الماگل، آلاگل، زریوارو … وضعیت ناگواری دارند.
امید است که بیشتر شاهد وجود انسان‌هایی همچو اسکندر فیروز باشیم و کمتر شدن سدهایی که به بهانه آبادانی و توسعه، سبب مرگ تالاب‌ها و تشدید فرایند مخرب بیابان‌زایی شده‌اند. تالاب‌ها و اکوسیستم‌هایي که روزگاری بهشت پرندگان و جانداران و گیاهان متفاوتی بوده‌اند اما امروزه از آنها با نام مرداب یاد می‌شود.