مائده مطهری زاده زندگی شهری الزامات و شرایط خود را دارد. به طور طبیعی انتظار می‌رود در شهرها حیواناتی مانند سگ کمتر در معابر و خیابان‌ها دیده شود با این حال سگ‌های ولگرد در معابر و خیابان‌های شهرهای مازندران بویژه در هسته مرکزی شهرها همچنان جولان می‌دهند. مواجهه با این حیوانات در ساعاتی که خیابان‌ها […]

مائده مطهری زاده

زندگی شهری الزامات و شرایط خود را دارد. به طور طبیعی انتظار می‌رود در شهرها حیواناتی مانند سگ کمتر در معابر و خیابان‌ها دیده شود با این حال سگ‌های ولگرد در معابر و خیابان‌های شهرهای مازندران بویژه در هسته مرکزی شهرها همچنان جولان می‌دهند.

مواجهه با این حیوانات در ساعاتی که خیابان‌ها و معابر خلوت‌تر است، برای شهروندان نگران کننده است. نکته قابل تامل اینکه در این ایام علاوه بر شهروندان بزرگسال بعضا دانش‌آموزانی هم که در ساعات اولیه روز و یا حتی در ساعات غروب بین مدرسه و منزل تردد می کنند در معرض حیوان گزیدگی قرار دارند.

خواه نامشان ولگرد باشد یا بلاصاحب، خواه بی‌خانمان بخوانیم‌شان یا بی‌سرپرست، فرقی نمی‌کند! صورت مسئله یکی است؛ وحشت شهروندان از یورش سگ‌ها در خیابان. در مواجهه با این پدیده، ۲ دیدگاه وجود دارد؛ برخی دلسوزانه بر نگهداری و حمایت از حیوانات پافشاری می‌کنند و گروهی معتقد به راهکارهای قانونی و کنترل جمعیت‌شان هستند. حق با کدام گروه است و مقصران اصلی چه کسانی هستند؟ آمارها و گزارش‌ها چه می‌گویند و راهکارهای قانونی در این باره چیست؟

زن جوانی از درب منزل خارج می‌شود. ناگهان چند سگ به سمت او حرکت می‌کنند، زن فریاد کشیده و به سرعت به حیاط خانه برمی‌گردد. در جایی دیگر چند دانشجوی جوان در پارک مشغول خوردن ناهار هستند، سگ‌ها و گربه‌ها بوی غذا را احساس کرده و نزدیک می‌شوند، برخی دلسوزانه غذای خود را با آن‌ها تقسیم می‌کنند و برخی نیز مغرضانه آنان را از خود می‌رانند و اشیائی به سمت حیوانات پرتاب می‌کنند. حالا دیگر در هر نقطه از کشور و هر شهر و روستایی، حضور سگ‌های ولگرد انکارناپذیر است. برخی مکان‌ها کمتر و برخی به صورت گله‌ای و بیشتر. گاه، هفته‌ای هم به پایان نمی‌رسد که طی آن خبری مبنی بر گازگرفتگی سگ‌ها در رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها پربازدید نشود.

مهدی نبی‌یان، کارشناس ارشد محیط زیست با گرایش تنوع زیستی، ضمن بیان تمایزهای این ۲ گروه می‌گوید: حیوانات شهری با حیوانات اهلی رها شده در طبیعت متفاوتند؛ حیوانات شهری یعنی همان حیوانات وحشی که با محیط انسانی سازگار شده‌اند مثل گنجشک‌ها، کلاغ‌ها و موش‌ها ولی حیوانات ولگرد شامل حیوانات اهلی مثل سگ و گربه هستند که در محیط شهری رها شده و پرسه می‌زنند.

نبی‌یان با تاکید بر اشتباه در تشخیص حیوانات شهری و اهلی از سوی بعضی از فعالان حقوق حیوانات، تصریح کرد: اینجا یک خَلط مبحث اتفاق افتاده و بعضاً گفته می‌شود سگ‌های بومی یا سگ‌های آزاد و رها که این عبارات نادرست است؛ حیوانات اهلی گونه‌های دست‌ساز بشر هستند که طی ده‌ها هزار سال دستخوش تغییرات ژنیتیکی از سوی انسان شده و با انتخاب مصنوعی تغییر کردند و بسیاری از این حیوانات بدون کمک انسان نمی‌توانند به حیات خود ادامه دهند، این موضوع در مورد گیاهان هم وجود دارد، مثلاً بادمجان و درخت پرتقال اهلی شده‌اند و اگر چندماه رسیدگی انسان متوقف شود از بین می‌روند. این پژوهشگر حیات وحش می‌گوید: سگ‌ها و گربه‌ها که مردم به عناوین مختلف از آن‌ها یاد می‌کنند چندین نوع هستند؛ سگ‌های کار، سگ‌های ولگرد، سگ‌های بلاصاحب، سگ‌های بی‌خانمان و سگ‌های بی‌سرپرست که هریک تعریفی مشخص و مجزا دارند. سگ‌های کار به چندین دسته تقسیم می‌شوند که شامل سگ‌های پلیس، سگ‌های صلیب سرخ و آتش‌نشان، سگ‌های خانگی برای مراقبت یا راهنمای نابینایان و غیره. نکته اینجاست که این سگ‌ها از نژادهای مختلف هستند که با تغییرات ژنیتیکی و اصلاح نژاد بسیار دقیقی بوجود آمده و قیمت‌های گزافی دارند و کشورهای مختلف بر روی آن‌ها کار می‌کنند و تجارت بزرگی هم در این زمینه وجود دارد.

این پژوهشگر در پاسخ به این پرسش که آیا غذا دادن به سگ‌های ولگرد درست است؟ می‌گوید: طی ۱۵ تا ۲۰ سال گذشته جنبشی در داخل ایران به عنوان غذادهی به سگ‌های ولگرد شکل گرفت که منجر به افزایش تصاعدی جمعیت سگ‌های ولگرد در شهرها شد؛ این اتفاق همچنین سبب افزایش تصاعدی سگ‌گزیدگی، ابتلا به هاری و تلفات انسانی در اثر گزش، افزایش آسیب انسانی در اثر گزش از جمله معلولیت‌ها و نیز هزینه گزاف واکسن هاری شد که لطمات زیادی را به کشور و جامعه وارد کرد. این چالش‌ها به همینجا ختم نمی‌شود؛ سوی دیگر این آسیب‌ها شیوع هاری به حیات وحش است که امکان آن از طریق سگ‌های ولگرد بسیار بالاست.

بد نیست بدانید که سال ۱۳۸۷ دستورالعمل کنترل جمعیت سگ‌های ولگرد، در ستاد مرکزی کنترل جمعیت حیوانات ناقل بیماری به انسان در سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور تصویب شده است. وزارت کشور این نهادها را مکلف به زنده‌گیری و جمع‌آوری سگ‌های ولگرد و انتقال آن‌ها به مراکز مدیریت کنترل جمعیت سگ‌های ولگرد کرده است. قانونگذار تعیین کرده است که سگ‌ها به وسیله «کمند»(خفت‌گیر) یا «تور» یا «اسلحه بیهوشی» زنده‌گیری شده و به مراکز مدیریت کنترل جمعیت، منتقل شوند.

نبی‌یان، کارشناس ارشد محیط زیست با گرایش تنوع زیستی، در این باره می‌گوید: در این مراکز باید دامپزشک حضور داشته و سگ‌ها را غربالگری و کنترل کند؛ سگ‌ها به ۲ دسته مفید و غیرمفید تقسیم‌بندی می‌شوند، سگ‌های مفید، نژاددار و فاقد بیماری بوده و آن دسته از سگ‌هایی هستند که طبق نظر دامپزشک قابلیت تربیت‌پذیری دارند و زمان طلایی تربیت آن‌ها نگذشته که قاعدتاً زیر ۲ سال است. سگ‌های مفید بر اساس دستورالعمل در نوبت عقیم‌سازی قرار گرفته و در صورت اعلام آمادگی اشخاص برای پذیرفتن سرپرستی با این تعهد که آنها را رها نمی‌کنند، واگذار می‌شوند، به عنوان مثال کسی بخواهد به عنوان سگ گلّه از آن‌ها استفاده کند.

وی افزود: باقی سگ‌ها مانند سگ‌هایی که دچار بیماری یا شکستگی عضو هستند و یا فاقد نژاد اصیل بوده و زمان طلایی امکان تربیت آن‌ها گذشته و بالای ۲ سال سن هستند، غیرمفید محسوب می‌شوند و برای «یوتانایز» که مرگ آرام است، منتقل شده و به این طریق می‌میرند و شبیه یک زباله عفونی باید به صورت بهداشتی دفن شوند. این پژوهشگر حیات وحش با ابراز تاسف از اینکه باز هم خَلط مبحث دیگری در این موضوع نیز رخ داده است، گفت: برخی از حامیان ناآگاه می‌گویند باید سرپرستی سگ‌هایی که در مراکز کنترل وجود دارند را به مردم داد و جامعه را برای برعهده گرفتن سرپرستی این حیوانات به عنوان سگ خانگی تشویق می‌کنند. باید توجه داشت عموما سگ‌های ولگرد جمع آوری شده در کشور، نسل دوم یا سوم سگ‌های گلّه هستند که در واقع نژاد مناسبی برای سگ خانگی به شمار نمی‌آیند چراکه سگ‌های گلّه برای حمله به حیوانات وحشی مثل گرگ یا خرس تربیت و اصلاح نژاد شده‌اند؛ حال شما فرزند یکی از این سگ‌ها را در خانه آورده‌اید که کاری کاملاً غلط است.

در مازندران و به نقل از پزشکی قانونی استان طی سال گذشته(۱۴۰۲)، ۱۲۳ گازگرفتگی توسط سگ‌های ولگرد گزارش شده که ۸۷ تعداد از آن را مردان و ۳۶ نفر را زنان تشکیل می‌دهند.

شهرداری‌های استان مازندران اما در برابر پدیده سگ‌های ولگرد، رویکردهای تامل‌برانگیزی دارند، برخی اقدام به جمع‌آوری(زنده‌گیری) و عقیم‌سازی و نگهداری از سگ‌ها در محیط‌های روباز کرده و هزینه‌های نگهداری را توسط بودجه داخلی، خیران و حامیان افراطی تامین می‌کنند.

گروهی نیز تنها اقدام به عقیم‌سازی سگ‌ها کرده و آنها را در محیط رها می‌کنند.

اما برخی نیز در اقدامی عجیب، چندصد سگ را جمع‌آوری کرده و به شهرستان‌های مجاور منتقل و آنجا رها می‌کنند.

همواره بررسی آمارهای موجود می‌تواند به روشن شدن موضوع و ماجرا کمک شایانی کند، مطالعات نشان می‌دهند که سال ۲۰۲۰ بیش از ۷۰۰ هزار سگ ولگرد ‏در کشور آمریکا یوتانایز شدند و مجموع سگ و گربۀ ولگرد که بوسیله اتاق گاز یا تزریق از بین رفتند بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار قلاده بوده است.

به استناد گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت هم‌اکنون نزدیک به ۱.۲ میلیارد قلاده سگ در دنیا وجود دارد که از این تعداد ‏۲۰۰ میلیون سگ ولگرد هستند و سهم ایران نیز در این بین مجموعاً ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار قلاده سگ خانگی و ولگرد عنوان شده که نیمی از این مقدار را سگ‌های ولگرد تشکیل می‌دهند.

براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس سالانه ۳۵ تا ۵۰ نفر به ویژه کودکان بر اثر حمله سگ‌های ولگرد می‌میرند. مستندات اداره بیماری‌های مشترک حیوان و انسان وزارت بهداشت هم نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۱ میزان ۳۲۰ هزار و ۱۱ مورد حیوان گزیدگی ثبت شده است که ۸۱ درصد آن مربوط به سگ‌ها بوده است.

همچنین سگ‌ها مهم‌ترین عامل انتقال بیماری مرگبار هاری به انسان هستند و سالانه ۱۰ تا ۲۰ نفر در کشورمان بر اثر ابتلا به هاری، جان خود را از دست می‌دهند. سالانه ۵۹ هزار مرگ انسان به علت ابتلا به بیماری هاری در جهان رخ می‌دهد که طبق آمارهای موجود، ۴۰ درصد افراد گاز گرفته‌شده توسط حیوانات مشکوک به هاری، افراد زیر ۱۵ سال هستند. گفتنی است براساس آمار مرکز بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت در ۲ سال گذشته هزینه‌ای بالغ بر ۹ میلیون یورو جهت واردات واکسن ضدهاری انسانی به کشور صرف شده است. همه این آمارها و گزارش‌ها بیانگر عمق فاجعه‌ای است که تحت عنوان مخاطرات سگ‌های ولگرد از آن یاد می‌شود.