مائده مطهری زاده
جنگلهای هیرکانی بیش از آنکه زیبا و چشم نواز باشند، برای ما حیاتی هستند و نبودشان برای زمین، یک فقدان بزرگ است.
جنگلهایی که این روزها مورد شدیدترین و بی رحمانهترین هجمهها از سوی قاچاقچیان چوب، ویلاسازان، زباله پراکنان و بعضا بومیان و دامداران قرار دارند و اگر اوضاع به همین منوال پیش برود معلوم نیست چه سرنوشتی خواهند داشت و اصلا پنجاه سال آینده این جنگلها وجود دارند یا باید سراغ آنها را در کتابهای جغرافیا و منابع طبیعی و فیلمها گرفت!
گفته میشود سریالی در قالب ۲۳ قسمت به نام «دامون» قرار است ساخته و در آن به مصائب تخریب جنگلهای هیرکانی و قاچاق چوب پرداخته شود.
دامون در منطقهای فیلم برداری میشود که بزرگترین درخت سرخدار جنگلهای هیرکانی ایران در جنوب بابل موجود است.
این درخت سرخدار که دارای ۳۰ متر ارتفاع و ۱۹۳ سانتی متر قطر دارد عمر آن به یک هزار و ۲۰۰ سال میرسد و در یک منطقه صعب العبور و در کنار یک پرتگاه در جنگلهای هیرکانی جنوب بابل قرار دارد. این درخت با نام علمی ‘ Taxus baccata ‘، گونهای درخت با برگهای سوزنی از تیره سرخداران است که از نظر تنوع زیستی و حفظ ذخائر ژنتیکی و بومشناسی از گونههای منحصر به فرد و مهم منطقه هیرکانی و باقی مانده از دوران سوم زمینشناسی محسوب میشود.
سرخدار، درختی سوزنی برگ، سایه پسند و دارای پوست فلسدار است که چوب درون آن به رنگ قرمز شاه بلوطی و برگهای آن دائمی و همیشه سبز است و در قسمت پایینی درخشان و براق به نظر میرسد و نیاز به خاک مرطوب دارد. بلندی درخت به ۹ تا ۳۰ متر و قطر آن به سه متر میرسد. رشد سرخدار بسیار کند و رویش ارتفاعی آن سالانه ۱۰ سانتی متر است. میوه نوع ماده این درخت به رنگ قرمز و نوع نر آن به رنگ زرد است که هر دو غیر سمی هستند. بذر سرخدار توسط پرندگان از جمله قرقاول پخش میشود و سنجابها نیز به انتشار بذر این درخت کمک میکنند. بر اساس مطالعات فسیلشناسی، دیرینگی درختان سرخدار بیش از ۱۹۰ میلیون سال تخمین زده میشود. گفته میشود انسانهای ماقبل تاریخ این درخت را میشناختند و از برگ آن نوعی ماده سمی تهیه و برای آلوده کردن نیزههایشان استفاده میکردند.
در تمام انواع سرخدار، مادهای به نام «تاکسول» وجود دارد که از آن داروی ضد سرطان (از جمله سرطان سینه و پروستات) میسازند. در دانشگاه «کالیفرنیا»، گونهای از سرخدار را به همین منظور پرورش میدهد و هنگامی که به ارتفاع یک تا ۱/۵ متر رسید، آن را قطع میکنند. متاسفانه این روزها جنگلهای هیرکانی چنان تک و تنها شدهاند که قاچاقچیان چوب با همان تبری که نفسِ درختانِ منحصربفردِ هیرکانی را میبُرند، به جانِ جنگلبانان نیز افتادهاند. طی چند ماه گذشته ۲ جنگلبان بابلی که در مناطق بالادست جنوب بابل مشغول به خدمت بودهاند، توسط یکی از این سوداگران که با تبر جنگلتراشی میکرد به شدت زخمی و بعد از شکستگی دست و پا، روانه بیمارستان شهید بهشتی بابل شدند. کارشناس منابع طبیعی بیان داشت: در زمان فعلی مهم ترین اقدام برای جلوگیری از هیرکانی تراشی روشنگری در مناطق روستایی که حاشیه نشین جنگل هستند میباشد.
محمد باقر صالحی با ذکر این مطلب که باید از تمام ظرفیتهای موجود رسانهای و اطلاع رسانی برای این روشنگری استفاده کرد، بیان داشت: با نسب بنرهای مختلف و استفاده از ظرفیت کانالهای فضای مجازی در هر روستا برای حفظ جنگلهای هیرکانی استفاده شود.
این کارشناس منابع طبیعی با بیان اینکه اگر اهمیت حفظ جنگل با اطلاع رسانی درست و موفق برای مردم تشریح شود این حساسیت در روستا بازدارنده خواهد بود، افزود: اهالی روستا باید به این باور برسند که تخریب جنگل و هیرکانی تراشی توسط سوداگران چوب اولین ضربه را آنها خواهند دید و باید در حفظ جنگل حساس باشند. صالحی با بیان اینکه نقش مدارس، مساجد و حسینیهها در این روشنگری بسیار برجسته است، ادامه داد: دهیاران روستاها باید نقش فعالتری در حفظ جنگلها و این روشنگری داشته باشند.
این کارشناس منابع طبیعی با بیان اینکه نفوذ بارشها در زمین از ۸۰ درصد به کمتر از ۵۰ درصد رسیده است، بیان داشت: این اتفاق که به خاطر هیرکانی تراشی ایجاد شد زمینه سیلابهای بعدی حتی با شتاب بیشتر را فراهم خواهد کرد.
صالحی اظهار داشت: علاوه بر هیرکانی تراشی تغییر کاربری اراضی کشاورزی و مراتع هم نگران کنند است که در سیلابی شدن مازندران و رودخانههای اثر گذار است.
جنگلهای هیرکانی در زبان رایج و عامیانه مردم ایران جنگلهای شمال نامیده میشود و این جنگلها متراکمترین ناحیه جنگلی ایران را تشکیل میدهند. این جنگلها که در جنوب دریای خزر قرار گرفتهاند بین کشورهای ایران و آذربایجان مشترک هستند. جنگلهای هیرکانی از سالهای بسیار دور به جا ماندهاند و حتی برخی عمر آنها را با دایناسورها (دوره سوم زمین شناسی) برابر میدانند. البته این جنگلها را به دلیل قرارگیری در مجاورت دریای خزر، به نام کاسپینی – هیرکانی (Caspian Hyrcanian mixed forests) نیز میشناسند.
محمود محمدرضاپور طبری عضو هیأت علمی گروه آب و محیط زیست دانشگاه مازندران در این باره با اشاره به اینکه مهمترین اثراتی که فعالیتهای انسانی در طبیعت دارد، تخریب اکوسیستم طبیعی است، اظهار کرد: تغییرات وسیع در کاربری اراضی و عدم انطباقی که این تغییرات با توانایی اراضی برای استفاده از آن داشته است؛ منجر به ایجاد یکی پدیدههای طبیعی به نام سیل شد. وی با بیان اینکه عدم تناسب کاربریهای فعلی با توانایی اراضی یکی از مهمترین دلایل برای افزایش دبی سیلابهای سالانه محسوب میشود، افزود: جنگلهای کشور از سال ۱۳۲۱ حدود ۲۰ میلیون هکتار بود اما در حال حاضر طبق آمار روز ۱۳ میلیون هکتار باقی مانده و عمده جنگلها در محدوده جنگلهای هیرکانی در شمال کشور و زاگرس است.
عضو هیأت علمی گروه آب و محیط زیست دانشگاه مازندران تصریح کرد: در شمال کشور در ۶ دهه گذشته تقریبا ۵۰ درصد از جنگلها از بین رفته و از ۳.۵ میلیون هکتار به ۱.۶ دهم میلیون هکتار کاهش پیدا کرد.
طبری ادامه داد: در زاگرس نیز ۳۰ درصد از جنگلها دچار خشکیهای شدید و یا آتشسوزیهای عمدی و طبیعی شدهاند که مزید بر علت شد تا پوشش جنگلی خود را از دست دهیم.
وی با تاکید بر اینکه نزولات جوی منجر به بروز سیلاب میشود، گفت: بهطور مثال اگر حوزه آبریزی را در نظر بگیریم که پوشش گیاهی بسیار متراکمی دارد؛ وقتی بارندگی در این پوشش اتفاق میافتد بخشی از این بارش توسط برگها، بخشی توسط ساقه و بخشی نیز با شدت کم و قدرت کم به سمت خاک سرازیر میشود و تولید روان آب میکند.
عضو هیأت علمی گروه آب و محیط زیست دانشگاه مازندران بیان کرد: این روانآبها چگالی زیادی ندارد و به تدریج پستی و بلندیهایی که در زمین وجود داشته را پرمیکند و در نهایت به پایین دست هدایت میشود اما وقتی که پوششهای گیاهی تراکم خود را از دست بدهند و طبق درجهبندی از یک که پر تراکم بوده تا ۱۵ کم تراکم؛ ما در درجه ۴ قرار داریم یعنی جنگلهایی با پوشش ۸۰ درصد در حال حاضر به ۴۰ درصد رسیده است.
طبری خاطرنشان کرد: در این مواقع بخش قابل توجهی از پوششها از بین میرود؛ بارش با شدت به سطح خاک برخورد میکند و این برخورد بافت خاک را از بین میبرد.
وی یادآور شد: از بین رفتن بافت خاک باعث افزایش چگالی شده و میتواند حجم قابل توجهی از بار سیلابی را به سمت پایین دست هدایت کند مشابه سیلابهای زیاد جنگلهای گلستان که به کرار سالانه اتفاق میافتد.
پوشش گیاهی مهمترین رکن جلوگیری از وقوع سیلابها
عضو هیأت علمی گروه آب و محیط زیست دانشگاه مازندران افزود: پوششهای گیاهی میتواند بهعنوان مهمترین رکن در مقابل سیلاب عمل کند و ما عملا در حال از دست دادن آن هستیم؛ در گذشته دور نیز این سیلابها زیاد بود اما بهواسطه پوششهای گیاهی و جنگلهای متراکم مهار میشد که امروز دستخوش تغییرات انسانی زیادی است. طبری در ادامه بیان کرد: تغییرات اراضی در مناطق بالا دست یکی از عوامل این تغییرات است؛ بیشتر ارضی، مراتع وجنگلهای ما از حالت کاربری هسته خود که کارکرد اکوسیستمی مناسب داشتند؛ خارج شده و وارد ویلاسازیهایی بهواسطه ارزشهای افزوده کاذب شد که در نهایت روانآب و سیلابها با کوچکترین بارش ایجاد میشود. وی تصریح کرد: اولین کار برای جلوگیری از این امر مدیریت حوزه آبریز بهصورت یکپارچه است نه بهصورت لوپال که بگوییم امسال سیل آمد و علت آن را بررسی کنیم؛ قانونی مصوب شود و جلوی این بخش از اثراتی که بر سیلاب گذاشته را بگیریم. عضو هیأت علمی گروه آب و محیط زیست دانشگاه مازندران گفت: باید طرحهای آبخیزداری با مدیریت درست اجرا شود؛ کماکان که در برخی از حوزهها انجام و کارکرد خوبی داشت و توانست جلوی حجم زیاد بارندگی را بگیرد.
حریم رودخانهها ورود ممنوع شود
طبری با بیان اینکه قسمی دیگر از علتهای وقوع سیلاب در سالهای اخیر مربوط به تصرفات به حریم رودخانهها است، اظهار کرد: در نواحی شمالی برداشتهای قابل توجهی از شن و ماسه از رودخانهها گرفته و عرض آن را افزایش داد یا تصرف اراضی مسکونی و کشاورزی به بستر رودخانهها را شاهد هستیم.
وی افزود: متاسفانه ما نقشه پهنهبندی مناسب برای وقوع سیل را نداریم که بیاییم بر مبنای آن میزان خسارتی که اراضی مسکونی متحمل میشوند به تعریف بیمهها بپردازیم.
عضو هیأت علمی گروه آب و محیط زیست دانشگاه مازندران تصریح کرد: هر درخت میتواند حجم قابل توجهی از آب را در داخل خود ذخیره کند یعنی بهعنوان یک مخزن سیار در حوزه آبریز عمل میکند اگر تعداد آن افزایش یابد عملا باعث میشود حجم قابل توجهی آب ذخیره و به به تدریج آزاد شود. طبری خاطرنشان کرد: تمام هدف این است که این پوششهای گیاهی نقش کند کردن آب به سمت پایین دست را ایفا کند و علاوه بر آن در بسیاری از نقاط کشور مخصوصا در نواحی جنوبی نیاکان ما برای جلوگیری از بروز سیلاب در اطراف سازههایی که برایشان مهم بود اقدام به درست کردن چالههایی در اطراف آن میشدند تا باران در آن پر شود و بعد این آب وارد آب انبارها شده و یا آب مازاد آن به تدریج وارد پایین دست میشد. وی با اشاره به اینکه درختان علاوه بر نگهداشت و ذخیره آب میتوانند آبهای زیرزمینی ما را تامین کنند، گفت: در سیلاب گلستان زمانیکه تراز آبهای زیرزمینی دشتهای آن را بررسی کردیم؛ متوجه شدیم از زمستان ۹۸ قبل از بروز سیل بارندگی بهتریج افزایش داشت و تراز آب زیرزمینی نیز در حال بالا آمدن بود اما بلافاصله بعد از سیل تراز به نزدیکی سطح زمین رسید و ظرفیت و گنجایش بیش از حجمی که میتوانست محیط را نگه دارد؛ نداشت و در نهایت منجر به بروز سیلاب شود. عضو هیأت علمی گروه آب و محیط زیست دانشگاه مازندران بیان کرد: بعد از سیل در اردیبهشت ماه سیلاب فروکش و سطح آب زیرزمینی پایین آمد؛ و آب وارد دریای خزر شد که در نتیجه آبخانهای ما نیز میتواند بهعنوان یک بستر برای ذخیرهسازی آب مازاد سیلابی باشد که قسمت اعظم آن را میشود در ارتفاعات داشت و به ذخیره آب زیرزمینی در فصول خشک کمک کرد. طبری ادامه داد: کشور پاکستان ۱۰۰ میلیون اصله نهال را طی ماه اخیر به کمک نهادهای مردمی در حوزههای آبریز خود در حال کاشت است و آنها هم پی به تغییرات درختکاری بر زمین و آب و هوا بردهاند. وی گفت: ما نیز ناچار به کاشت درختهای بومی در هر منقطه هستیم تا از عوارضی که در آینده با آن مواجه خواهیم شد؛ جلوگیری شود.


























