برابر آمار و گزارش‌های رسمی، استان گیلان، در شمار استان‌هایی است که بالاترین نرخ ابتلا به انواع سرطان به‌ویژه سرطان دستگاه گوارش را دارند، سرطانی که در مازندران و گلستان هم شایع است و عمدتاً ریشه در تغذیه و سبک زندگی دارد. در مورد عامل و ریشه بسیاری از سرطان‌ها، نمی‌توان نظر قطعی داد اما […]

برابر آمار و گزارش‌های رسمی، استان گیلان، در شمار استان‌هایی است که بالاترین نرخ ابتلا به انواع سرطان به‌ویژه سرطان دستگاه گوارش را دارند، سرطانی که در مازندران و گلستان هم شایع است و عمدتاً ریشه در تغذیه و سبک زندگی دارد.

در مورد عامل و ریشه بسیاری از سرطان‌ها، نمی‌توان نظر قطعی داد اما همچنین نمی‌توان از این دیدگاه نیز به‌راحتی عبور کرد که بسیاری از سرطان‌ها در سه استان گیلان، مازندران و گلستان، ریشه در آلودگی منابع آب و خاک دارد موضوعی که هر روز پیچیده‌تر می‌شود و با بی‌توجهی مردم و بی‌عملی مدیران، امیدی به آینده بهتر قابل تصور نیست. اگر بی‌توجهی عمومی به محیط‌زیست ادامه یابد و شهروندان، مدیران، نمایندگان، نخبگان و تصمیم‌سازان از پذیرش بار مسئولیت شانه خالی کنند و با همین سرعت به آلودگی محیط‌زیست ادامه دهیم و منابع آب و خاک را بیش از این آلوده سازیم، باید منتظر بازتاب عمل خود باشیم و یکی از این بازتاب‌ها، به شکل آلودگی منابع غذایی در این سه استان، خود را نشان خواهد داد و علاوه بر شیوع اقسام بیماری‌ها و کاهش ایمنی بدن، شاهد بروز سونامی سرطان حتی بدتر از این میزان خواهیم بود و ازجمله «سرطان در کودکان» تهدیدی جدی است که همه کشور به‌ویژه این منطقه را در برخواهد گرفت. ما بارها نوشتیم و هشدار دادیم و مسئولیت عمومی شهروندان را در این‌خصوص یادآور شدیم و گفتیم که محیط‌زیست، موضوعی نیست که تدبیر آن را به ادارات‌کل محیط‌زیست سه استان منحصر بدانیم. البته این دستگاه، مسئولیت حقوقی ویژه در این بخش دارد اما همه دستگاه‌ها و همه شهروندان به‌عنوان بهره‌برداران از پهنه‌های زیستی و تولیدکننده انواع زباله، وظیفه و تکلیف دارند که به اندازه سهم خود، در حفاظت محیط‌زیست بکوشند.

اقدامات غلط و تولید انواع زباله و تصمیماتی چون دفن انواع زباله یا انداختن آن در کارخانه زباله‌سوز، انتخاب‌هایی آسان اما پرهزینه هستند که بارها در این خصوص، اطلاع‌رسانی کرده‌ایم اما گوشی حاضر نشد سخن حق ما را بشنود و امروز مدیران، غیر از دفن و سوزاندان، به راه دیگری برای مدیریت پسماند، فکر نمی‌کنند و شهروندان و حتی روستانشینان، در تولید انواع زباله از هم سبقت می‌گیرند و جای تأسف است که بنویسیم روستاها، که در گذشته، زباله چندانی تولید نمی‌کردند، امروزه به بزرگترین تولیدکننده زباله‌ شامل انواع مواد پلاستیکی شدند.

لازم است شوراها، دهیاری‌ها، فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها در این زمینه به مردم آگاهی بدهند و از همه شهروندان بخواهند در مدیریت پسماند مشارکت کنند و ساده‌ترین راه آن نیز تفکیک زباله در آشپزخانه و جداکردن زباله‌های تر و باقی‌مانده انواع خوراکی‌ها از کاغذ و عناصر سلولزی، شیشه، پلاستیک و انواع قوطی‌ها و فلزات و قرارندادن این اقلام در کنار هم است.

با رها کردن این عناصر در کوره‌های زباله‌سوز، انواع آلاینده‌ها در آسمان و زمین رها می‌شود و هم موجبات آلودگی غیرقابل جبران منابع آب و خاک را فراهم می‌سازد و هم ریزذرات رهاشده در هوا، برای تنفس انسان و حیوان و حتی گیاهان بسیار خطرناک است و درصورت رسوب کردن آن در مزارع کشاورزی و باغ‌های سه استان مازندران، گیلان و گلستان، وارد بافت غذایی تولیدات کشاورزی خواهد شد و از این طریق با مصرف میوه یا غذا، وارد بدن انسان و دام می‌شود و زمینه را برای بروز و شیوع انواع سرطان‌ها و بیماری‌های بدخیم فراهم می‌کند.

این سطور آخرین زنگ‌های خطر ما در این بخش است و اگر اراده‌ای برای جبران مسیر خطای گذشته، پیدا نشود می‌توان پیش‌بینی کرد فردای زندگی ما در استان مازندران، گیلان و گلستان و حتی فلات ایران، دشوار و مبهم است. انسان و گونه‌های مختلف جانوری دیگر، به‌طور مستقیم به محیط‌زیست وابسته هستند و آلوده شدن منابع آب، هوا و خاک برای همه ما، فاجعه‌بار خواهد بود، فاجعه‌ای که از هم‌اکنون صدایش شنیده می‌شود هرچند اراده‌ای برای اقدام و عمل دیده نمی‌شود. بارها شاهد بودیم شهروندان، کیسه زباله خود را بدون هیچ گونه تفکیکی در گوشه خیابان رها می‌کنند و کارکنان مخصوص نیز آن را به همان شکل و کیفیت، برمی‌دارند و به «لندفیل» گسیل می‌دارند درحالی‌که ممکن است بیش از نصف مواد داخل پلاستیک، قابل بازیافت و مصرف مجدد باشند.

نکته آخر این است که نخبگان و سرآمدان حوزه محیط‌زیست لازم است در این زمینه حرکتی به خود بدهند و کوتاهی مردم و بی‌عملی مدیران را فریاد بزنند و اجازه ندهند این مسیر کج استمرار پیدا نکند.