روز گذشته روز جهانی مبارزه با مواد مخدر بود و امروز در دومین روز از هفته مبارزه با مواد مخدر قرار داریم، هفته‌ای که برابر عرف هر ساله، برخی جلسات ویژه طی آن برگزار می‌شود و آمار کشفیات و همچنین اقدامات انجام گرفته در موضوع مواد مخدر که عموماً با محوریت نیروی انتظامی است، رسانه‌ای می‌شود، اقدامی که هم برای تبیین اقدامات سازمانی، لازم است و هم برای آگاهی افکار عمومی ضرورت دارد.

ارائه گزارش از وضعیت کمپ‌های ماده ۱۵ و ماده ۱۶ و همچنین برخورد قضایی با سوداگران مرگ نیز ازجمله برنامه‌هایی است که طی این هفته در هر سه استان مازندران، گیلان و گلستان برای افکار عمومی تبیین خواهد شد اما شاهد هستیم همچنان معضلی به نام مواد مخدر ادامه دارد و قربانی می‌گیرد و شوربختانه «کانون گرم خانواده» نخستین قربانی این تجارت شیطانی است.
روز گذشته یکی از رسانه‌های اجتماعی کاریکاتوری معنی‌دار به‌مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر انتشار داده بود که مصرف‌کننده در حال مصرف قلب خود بود و مفهوم این تصویر آن است که هر کسی که در دام این هیولا افتاد، قبل از هر چیزی احساسات و عواطف انسانی خود را از دست خواهد داد، اگر پدر است نسبت به فرزند خود عاطفه پدری ندارد و اگر همسر است احساسی نسبت به همسر و کانون گرم خانواده ندارد و این دقیقاً درست است.
این روزها قیمت مواد مخدر سنتی چون تریاک و شیره بسیار گران شد و این ماده مخدر از دسترس بسیاری از کسانی که اعتیاد دارند، خارج شد اما درصد کمی از مصرف‌کنندگان، اقدام به ترک اختیاری کردند و بخش اعظمی از آنان به سمت قرص‌هایی چون متادون یا مواد توهم‌زا چون شیشه رفتند که آثار بالینی آن بسیارخطرناک‌تر است از مواد مخدر سنتی.
برای فردی که اعتیاد به مصرف تریاک و شیره یا قرص متادن دارد، جهان تفاوتی با هم ندارد، در این جهان، جایی برای خانواده و زن و فرزند نیست و آنچه که محور است تأمین قرص و مصرف آن است. همه مراکز ترک هم به‌خوبی از این موضوع آگاهی دارند که متادون، قرار نیست هیچ معتادی را ترک و سلامت روان وی را بهبود بخشد و در حقیقت این قرص را نه داروی ترک که «داروی جایگزین» می‌دانند. البته نمی‌توان بر مراکر ترک خرده گرفت و آنان را به ترویج مصرف قرص متادون متهم کرد که ضرر و زیان آن از مواد سنتی بالاتر است اما لازم است آنان هم به بیمار و هم به خانواده وی بگویند دارویی که به آنان می‌دهند داروی ترک نیست و چه بسا مشکل اعتیاد فرد را حادتر کند. در حوزه پژوهش نیز دستگاه‌هایی چون شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر وظیفه دارند به دنبال داروهایی برای ترک باشند، داروهایی چون «بوپره‌نورفین» یا بی‌دو که اگر روش درست استفاده آن برای جامعه هدف تبیین گردد، گام خوبی برای ترک اعتیاد و رهایی از چنگال این غول هفت‌سر است.
توصیه بعدی ما به مدیران ارشد دولتی در سه استان شمالی و به‌طور خاص گلستان است که نرخ مصرف مواد مخدر در این خطه از شمال، رتبه دوم یا سوم کشوری را دارد.
وضعیت اشتغال معتادان بهبودیافته یکی از چالش‌های بزرگ این دسته از جوانان است که موجب بازگشت آنان می‌شود و برای جلوگیری از این وضعیت، باید گام‌های عملی برداشت و مسیر اشتغال این نیروهای انسانی را فراهم کرد.
یکی از سهل‌الوصول‌ترین راه‌ها برای بازگشت معتادان بهبودیافته، مهارت‌آموزی به آنان در دوران اقامت در کمپ یا زندان است که هم موجب گذر زمان و تسهیل فرایند ترک می‌شود و هم در بازگشت به بازار کار و ایجاد درآمد به این افراد کمک شایانی خواهد کرد.
به امید روزی که هیچ انسانی در چنین دامی گرفتار نشود و هیچ خانواده‌ای عزیز خود را در دام این آسیب که خود مقدمه‌ای برای انواع آسیب‌های دیگر است نبیند.