از روزی که «عصمت محمددوست» به‌عنوان نخستین فرماندار زن در استان گیلان راهی فرمانداری شهرستان خمام شد تا روزی که «جمیله قائی پاشا» به‌عنوان نخستین زن در کرسی فرمانداری سوادکوه شمالی در استان مازندران، معارفه شد زمان زیادی سپری نشد اما امروز «سمیرا حسنی» هم فرماندار رودبار است و روز گذشته نیز «شهربانو برهانی» به‌عنوان فرماندار کردکوی در استان گلستان، معارفه شد و برای نخستین بار در سه استان گیلان، مازندران و گلستان، چهار فرماندار زن به خدمت مشغول شدند.

دولت چهاردهم از این منظر نیز ویژه است چون تلاش کرد سهم زنان، اقوام و اقلیت‌های دینی را در قوه مجریه افزایش دهد و اگر در حد وزیر، توفیق ناچیزی به دست آورد و در حال حاضر تنها یک وزیر زن در کابینه خود دارد، اما زنان بسیاری را به هیأت دولت دعوت کرد و در خصوص مدیران سطوح دیگر، هم زنان را دید و هم اقلیت‌های قومی و مذهبی را و این چیزی جز تحقق بخشی از شعار وفاق ملی نیست. سه استان مازندران، گیلان و گلستان، ظرفیت‌های ویژه‌ای در بخش زنان دارد، زنان و دختران این سه استان از نظر شاخص‌هایی چون فعالیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در صدر هستند ضمن این‌که میانگین تحصیلات زنان در این سه استان در قیاس با دیگر مناطق، بالاتر است و حاصل جمع این دو یعنی حضور زنانی با تحصیلات و تمایل به مشارکت‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باید حضور بیشتر آنان در کرسی‌های تصمیم‌سازی و مدیریت باشد. برای نخستین بار در ۴۶ سال پس از انقلاب و حتی در مقایسه با سال‌های قبل از انقلاب، چهار زن در سه استان خطه سبز خزری به‌عنوان فرماندار معارفه شدند و امروز در شهرستان‌های خمام و رودبار از شهرهای گیلان، سوادکوه شمالی از شهرهای مازندران و کردکوی از استان گلستان به خدمت مشغول هستند. این اتفاق برای جامعه زنان و دختران این سه استان هم خبری مسرت‌بخش است و هم بر بار مسئولیت جامعه زنان می‌افزاید. روشن است که اگر این چهار فرماندارِ زن در مأموریت خود موفق باشند و بتوانند حوزه محل خدمت خود را بر ریل توسعه، چندگام به جلو ببرند و شهروندان را خوشحال کنند، می‌توان بسیار امیدوار بود که حضور زنان در کرسی‌های مدیریتی در گیلان، گلستان و مازندران افزایش یابد. جامعه زنان از نظر جمعیت، تفاوت چندانی با جامعه مردان ندارد و از نظر نرخ تحصیلات تخصصی نیز دختران و زنان این سه استان، وضعیت خوبی در مقایسه با چهار دهه قبل دارند و همچنین وارد هر اداره و سازمانی که می‌شویم می‌بینیم زنان و بانوان بسیاری در کرسی‌های کارشناسی و مدیریت‌های رده پایین، به خدمت مشغول هستند و همین بر ضرورت ارتقای سهم زنان در کرسی‌های مدیریتی کافی است. امروز هم لازم است سهم مدیریت زنان به سی درصد برسد اما باید قبول کرد که یکی از موانع عدم تحقق این سهم، نگاه مردسالار در جامعه بود که امیدوار هستیم با تلاش دولت چهاردهم و همچنین با افزایش آگاهی عمومی جامعه، این سهم افزایش یابد و در آینده نزدیک، شاهد حضور چند زن در کرسی مدیرکلی و کرسی‌های مدیریتی شهرستانی باشیم. آنچه که مرور همین سه دهه اخیر به ما می‌گوید این است که زنانی که به مدیریت منصوب شدند، مردانه‌تر کار کردند و کم‌تر آلوده به فساد مالی و ویژه‌خواری شدند و دستاوردهای مطلوبی هم داشتند ضمن این‌که دستگاه‌ها و ادارات تصمیم‌گیر و همچنین شورای اداری استان و شهرستان، برای آحاد جامعه اعم از مرد و زن و دختر و پسر تصمیم می‌گیرد و لازم است در بین اعضای شورای اداری، چندین زن حضور داشته باشند تا در جامعیت تصمیمات و مصوبات، خلل و خطایی وارد نشود.