مدیرکل مدیریت بحران مازندران در تازهترین سخنان خود طی گفتوگویی، با هشدار نسبت به تنوع و تعدد مخاطرات در استان، گفت: امسال یکهزار و ۹۷۲ مخاطره در مازندران به ثبت رسید که از این لحاظ این استان رتبه نخست را در کشور کرد. حسینعلی محمدی درباره حوادث طبیعی اتفاق افتاده در استان طی سالجاری، اظهار […]
مدیرکل مدیریت بحران مازندران در تازهترین سخنان خود طی گفتوگویی، با هشدار نسبت به تنوع و تعدد مخاطرات در استان، گفت: امسال یکهزار و ۹۷۲ مخاطره در مازندران به ثبت رسید که از این لحاظ این استان رتبه نخست را در کشور کرد.
حسینعلی محمدی درباره حوادث طبیعی اتفاق افتاده در استان طی سالجاری، اظهار کرد: قرار گرفتن در کمربند زلزله، استان مازندران را در معرض خطر لغزش و رانش قرار داده است.
وی گفت: با توجه به این وضعیت پیامدهای جدی ناشی از گسل البرز و خزر در مازندران باید در نظر گرفته شود.
مدیرکل مدیریت بحران مازندران با هشدار نسبت به تنوع و تعدد مخاطرات در استان، تصریح کرد: امسال یکهزار و ۹۷۲ مخاطره در مازندران به ثبت رسید که از این لحاظ این استان رتبه نخست را در کشور کرد.
محمدی با اعلام اینکه تنوع و تعدد مخاطرات در مازندران مستلزم توجه و نگاه است، خاطرنشان کرد: مردم هم باید با حساسیت خیلی از موضوعات را دنبال کنند. وی با اشاره به اینکه افزایش ضریب پوشش بیمهای و ارتقای آن بسیار مهم است، گفت: همکاری دستگاههای اجرایی برای نهادینه کردن فرهنگ ایمنی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
روزانه بلایای طبیعی گوناگونی ازجمله سیل، زلزله، آتشسوزی جنگلها و مراتع، رانش زمین و… در گوشه و کنار کره زمین در حال رخداد است که البته در چند دهه اخیر به دلیل تغییرات اقلیمی (گرمترشدن کره زمین)، دستکاریهای بشر، تغییر الگوی زندگی شهروندان و مدیریت ناصحیح بیشتر از همیشه اتفاق افتاده است و کماکان زندگی میلیونها نفر در سرتاسر جهان را تهدید میکند.
در این بین، سرزمین ایران، تحتتاثیر جغرافیای طبیعی و موقعیت اقلیمی، همواره از جمله مناطقی بوده که در معرض حوادث و سوانح طبیعی قرار داشته است. به همین دلیل نیز همواره مستعد ۳۰ نوع بلا و فاجعه از مجموع ۴۰ نوع بلایای طبیعی و انسانی شناخته شده مانند زلزله، سیل، خشکسالی، تگرگ، توفان، هجوم ملخ یا بیماریهای فراگیر بوده است و در این زمینه در زمره ۱۰ کشور نخست جهان بهشمار میرود.
اما سؤال کلیدی آن است که آیا میتوان با اعمال یک مدیریت صحیح و پویا این تلفات جانی و مالی را به حداقل ممکن رساند؟ و اگر جواب به این سؤال بله است، چگونه میتوان به این مهم دست یافت؟
تا سال ۱۳۸۶ هجری خورشیدی، تشکل یا سازمان واحدی که وظیفه خطیر مدیریت بحران کشور را برعهده داشته باشد در کشور وجود نداشت تا اینکه بالاخره، در تاریخ بیست و پنجم دی ماه سال ۸۶، با استناد به قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور، سازمان مدیریت بحران کشور به منظور ایجاد مدیریت یکپارچه در امر سیاستگذاری، برنامه ریزی، ایجاد هماهنگی و انسجام در زمینههای اجرایی و پژوهشی، اطلاع رسانی متمرکز و نظارت بر مراحل مختلف مدیریت بحران و ساماندهی و بازسازی مناطق آسیب دیده و استفاده از همه امکانات و لوازم مورد نیاز وزارتخانهها، موسسات و شرکتهای دولتی و عمومی، بانکها و بیمههای دولتی، نیروهای نظامی و انتظامی، موسسات عمومی غیردولتی، شوراهای اسلامی، شهرداریها، تشکلهای مردمی و … جهت بهرهمندی بهینه از توانمندیهای ملی، منطقهای و محلی در مواجهه با حوادث طبیعی و سوانح پیش بینی نشده تشکیل شد.
بحرانِ مدیریتِ بحران در ایران
اما متاسفانه نحوهی مقابله با بحرانها برای کاهشِ آثار و تبعاتِ سوءِ حوادث و بلایای طبیعی نشان از عملکردِ بسیار ضعیف و ناکارآمدِ سازمان مدیریت بحران در کشور و بالطبع در مازندران دارد. گویی این سازمان که عنوانِ مدیریتِ بحران کشور را به یدک میکشد، خود، دچارِ بحرانِ مزمنِ مدیریت است.
کارشناسان و متخصصان امر معتقدند که در حال حاضر مشکل فعلی مدیریت بحران در کشور، ساختار موجود یا قانون آن نیست بلکه ایراد، دیدگاه مدیریتی نسبت به مقوله مدیریت بحران است. اکنون در حوزه مدیریت بحران شاهد ناهماهنگی میان دستگاهها، نبود برنامههای راهبردی، فقدان اعتبارات مناسب و کافی و همچنین ضعف بدنه کارشناسی و مدیریتی متخصص این حوزه هستیم و در عمل اقتدار لازم برای اجرایی شدن تصمیمات کلان وجود ندارد، به همین دلیل در چنین شرایطی حتی تغییر ساختار هم مشکلی را حل نخواهد کرد.
اگر اولویت راهبردی ما در برابر بحرانهای طبیعی تمرکز بر بخش پیشگیری باشد، جدا از ارکان اجرایی، حداقل در بخش تعیین استراتژی و راهبرد، درست عمل کردهایم. همچنین باید گفت که موضوع پیشگیری، الزاماً مبتنی بر هزینه نیست، بلکه نیازمند تغییر برنامههای توسعهای و انطباق با الگوهای بومی و ملی است. بنابراین افزایش اعتبارات و تخصیص به موقع به منظور پیشگیری از آثار مخاطرات زیست محیطی، در واقع یک سرمایهگذاری است و نه ایجاد هزینه.
مساله حائز اهمیت این است که اکنون در بسیاری از بخشها و نقاط در معرض مخاطره و دارای پتانسیل بحرانی شناسایی شده در کشور، دستگاههای مسئول در حوزههای مختلف به وظایف خود در آن راستا کاملاً واقف هستند اما در عمل به دلیل کمبود اعتبارات مشخص برای انجام امور مرتبط، توانایی اقدام لازم را ندارند و یا حداقل به این بهانه از اجرای آن سر باز میزنند.
در قانون مدیریت بحران کشور سطح وظایف صداوسیما، به عنوان فراگیرترین رسانه رسمی کشور در ارائه آموزش در برابر بحران و اعلام هشدار محدود شده و نقش رسانههای غیر رسمی در این میان دیده نشده است در حالی که گسترش روزافزون شبکههای اجتماعی و فضای مجازی و تاثیر آن در زمان مدیریت بحران غیر قابل انکار است بنابراین یکی دیگر از مواردی که در آن نیاز به تغییر راهبرد داریم در حوزه رسانه و مدیریت فضای اطلاعرسانی غیررسمی در هنگام بروز بحرانهای طبیعی و استفاده از این ظرفیت کمتر دیده شده برای افزایش کارایی ارتباطی با مردم است.
همه کشورها در سطح ملی و در سطح محلی باید برنامه کاهش خطر برای کشور و شهرها و روستاها داشته باشند. در ایران بنابر نتایج به دست آمده تاکنون نقشه راه جامعی برای کاهش خطر ارائه نشده است از این رو مهمترین چالش مدیریت بحران در کشور را میتوان نبود مدیریت یکپارچه و نقشه راه جامع برای این حوزه نامید.
بنابراین دستگاه متولی مدیریت بحران در کشور باید یک سند راهبردی و نقشه راه براساس بحرانهای گذشته داشته باشد که در آن اقدامات و وظایف هر یک از دستگاهها و بخش غیردولتی مشخص شده و اهداف کمی وجود داشته باشد. اما آنچه که در چند سال گذشته در کشور شاهد آن بودهایم نبود برنامههای بلندمدت و آیندهنگرانه و بدتر از آن غرق شدن در روزمرگی سازمانی و در نهایت غافلگیری و عملکرد ضعیف است.
ضعف زیرساختهای لازم مدیریت شهری و روستایی
نبود بانک جامع اطلاعاتی از زیرساختهای شهری و روستایی و فقدان مدیریت یکپارچه از چالشهایی است که مدیریت بحران کشور به ویژه مدیریت بحران شهر تهران با آن روبرو است. همچنین نبود مدیریت واحد و پشتیبانی لازم در شرایط ظهور بحران یکی از مشکلاتی است که گریبانگیر کشور است. سازمان مدیریت بحران باید با بر هم نهادن اطلاعات، امکان و توان تصمیمگیری داشته باشد. سازمان مدیریت بحران جایی است که باید توان تصمیمگیری حاکمیتی را بر پایه دانش و توانمندی با کیفیت بالا و برپایه به کارگیری نیروهای علمی و فنی با بالاترین کیفیت داشته باشد. این در حالی است که تاکنون و در بسیاری از موارد این سازمان محل دریافت دادههای مختلف گاهی ناهمساز از سازمانهای مختلف علمی بوده و معمولاً خود نیز نمیتواند و نتوانسته این دادهها را پردازش کند.
وجود فرمانده واحد با توان تصمیمگیری علمی و دقیق و در سطوح حاکمیتی، یکی از ارکان مهم مدیریت بحران در هر کشوری است که همچنان در مدیریت بحران سوانح کشور ما مفقود است.
بهره نگرفتن منسجم از مشارکت مردمی و سازمانهای مردم نهاد در مدیریت بحران
یکی از مسائل جدی در بروز بحرانها بهرهگیری صحیح از ظرفیتهای مردمی است در واقع چنانچه مردم را درست جهتدهی و هدایت نکنیم خود آنها به عواقب حادثه شدت میدهند بنابراین علاوه بر اینکه ظرفیت مردمی در حل بحران بسیار حائز اهمیت است در صورت عدم بهرهگیری منسجم از این ظرفیت گسترده با مشکلات زیادی روبرو خواهیم شد.
در پایان ذکر این نکته لازم است که به منظور ساماندهی مدیریت بحران در کشور و اتخاذ یک رویکرد همه جانبه و علمی به این حوزه ضروری است که کارگروهی متشکل از صاحبنظران و متخصصان این حوزه و کارشناسان دستگاههای مرتبط در کشور تبدیل تشکیل شود و این کارگروه با آسیبشناسی تاریخی قوانین موجود در حوزه مدیریت بحران در کشور و بازدید میدانی از تجارب کشورهای پیشرفته در حوزه مدیریت بحران در جهان، مدلی جامع و منطق با شرایط زیستی، اجتماعی و اقتصادی کشور ارائه دهند و در نهایت خروجی این پژوهش میتواند در قالب یک طرح یا لایحه مستقل در مجلس شورای اسلامی ارائه شود.


























