طی حدود سه دهه اخیر که شخصاً با حوزه خبر و رسانه درگیر هستیم بارها دیده‌ایم و شنیدیم که مدیران دستگاه‌های اجرایی و نمایندگان بر ضرورت مدیریت پسماند تأکید کردند و آن را امری ضروری و دارای اولویت به‌ویژه در سه استان شمالی توصیف کردند که البته درست است اما همواره یک خطای اساسی در […]

طی حدود سه دهه اخیر که شخصاً با حوزه خبر و رسانه درگیر هستیم بارها دیده‌ایم و شنیدیم که مدیران دستگاه‌های اجرایی و نمایندگان بر ضرورت مدیریت پسماند تأکید کردند و آن را امری ضروری و دارای اولویت به‌ویژه در سه استان شمالی توصیف کردند که البته درست است اما همواره یک خطای اساسی در راهکارهای مدنظر داشته و هنوز هم دارند.

این تصمیم‌گیران هرگز به موضوع تفکیک زباله از مبدأ به‌عنوان تنها راهکار مهم و اساسی برای مدیریت پسماند، در عمل توجه نداشتند و یکی از دلایل ریشه‌ای که موجب شد امروز و پس از حدود سه دهه، همچنان در موضوع زباله، در جای نخست باشیم همین است. نکته مهمی که مورد غفلت مدیران قرار گرفت و همین موجب شد آنان تاکنون نتوانستند مشکل را حل کنند این است که مردم را از فرایند تصمیم‌سازی به‌طور کامل حذف کردند و تنها به مسیرهایی چون ایجاد لندفیل، افزایش مکان‌های دفن و دپوی زباله و اخیراً هم زباله‌سوز رسیدند.

درخصوص عوارض منفی دپوی زباله در اراضی ساحلی، ایجاد لندفیل و احداث زباله‌سوز زیاد نوشتیم و تصور می‌کنیم  همه از آن آگاه هستند اما با مشارکت مردم و تفکیک زباله از منازل مسکونی، بخش اعظمی از زباله‌ها به سمت بازیافت هدایت می‌شوند و لندفیل‌ها با کاهش بیش از ۵۰ درصدی زباله مواجه می‌شوند که رقم قابل‌توجهی است.      مشارکت مردم در تفکیک زباله نیز تنها با آگاهی ممکن و میسر است و این کار نیز به بودجه و اعتبار میلیاردی نیازی ندارد اما جای تأسف است که تاکنون این مسیر توسط مدیران، مورد بی‌توجهی قرار داشته است.

حقیقت این است که طی چند دهه اخیر به واسطه تولید و رهاسازی زباله  به طبیعت سه استان مازندران، گیلان و گلستان صدمات و لطمات بسیاری وارد شد و بسیاری از مردم، مدیران و نمایندگان به‌خوبی از آن آگاهی دارند و همه تلاش‌هایی که تاکنون صورت گرفته است حول یک محور بوده است و آن نادیده گرفتن تفکیک زباله از مبدأ بود. این موضوع موجب شد روزانه ده‌ها و صدها تن زباله از خانه‌های مردم، از مراکز بیمارستانی و هتل‌ها به گوشه و کنار خیابان‌ها هدایت شود و شهرداری‌ها نیز بدون هیچ فکر و اندیشه‌ای آن را حمل می‌کنند تا در جایی چون سراوان، عمارت، انجیل‌سی یا آق‌قلا  دفن یا دپو کنند و این زباله‌ها نیز مانند یک بمب اتمی  برای طبیعت عمل کردند و منابع آبی و خاکی بسیاری را آلوده ساختند و محیط‌زیست طبیعی و انسانی را به مخاطره جدی انداختند و امروز شرایط به حدی حاد شد که گویا از دست کسی کاری ساخته نیست. اقدام به احداث زباله‎سوز و تصمیم به سوزاندن زباله، اشتباه مرگبار بعدی توسط تصمیم‌سازان است چون با این کار، نه تنها آلودکی زباله از بین نمی‌رود بلکه تبدیل به آلاینده‌هایی خواهد شد که در هوا منتشر و گستره وسیع‌تری را آلوده می‌کند. لازم است برای مدیران و نمایندگانی که گویا متوجه نیستند چه فکری در سر دارند و یا اساساً فکر می‌کنند یا خیر بگوییم که این راه عاقبت به ترکستان ختم می‌شود و تا شهروندان مسئولیت خود را نپذیرند و یاد نگیرند که مسئول هستند از آشپزخانه منازل خود کاغذ، شیشه، فلز، انواع پلاستیک و زباله‌های تَر که شامل باقی‌مانده غذا است را جدا کنند و آن را تحویل مأموران خدوم شهرداری دهند، اتفاقی نخواهد افتاد و زنجیره آلودگی آب، خاک و هوا ادامه پیدا خواهد کرد و اقسام بیماری‌های خطرناک را برای‌مان به ارمغان خواهد آورد.