به همین خاطر وقتی پای ریزگردها به گلستان و سپس به شرق مازندران رسید همه متعجب بودند و کسی خواب این روزها را هم نمیدید.
مطابق دادههای کارشناسان منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان، ریزگردها در این استان شمالی ۲ منشا داخلی و خارجی داشتند که عمده دلایل داخلی آن تخریب مراتع و تبدیل آن به اراضی زراعی، کشت در اراضی کشاورزی کم بازده، خشک شدن تالابها و چرای بیش از حد دام در مراتع و عمده دلایل خارجی آن که بیشترین سهم را دارند، صحرای «قرهقوم» کشور ترکمنستان و ورود گرد و غبار از برخی استانهای همجوار (سمنان و خراسان شمالی) بوده است.
گزارش اداره کل منابع طبیعی گلستان حاکی است که در ۳۰۶ هزار هکتار معادل نزدیک به ۳۴ درصد از مساحت عرصههای طبیعی این استان اثرات بیابان وجود دارد.
براساس این گزارش، اراضی در معرض بیابانی شدن گلستان در حوزه شهرستانهای گنبدکاووس، مراوه تپه، گمیشان و آق قلا قرار دارد و بر این اساس نباید بیابان زایی در گلستان را ساده قلمداد کرد.
صحرای قره قوم ترکمنستان از عوامل اصلی ایجاد بیابان در این استان محسوب میشود که علاوه بر آن، خشکسالی سالهای اخیر و فشار زیاد در بهره برداری از این عرصهها، احتمال تبدیل مراتع شمال استان به بیابان را افزایش داده است. اما یکی از مهمترین منشاءهای داخلی ریزگرد در گلستان مربوط میشود به خلیج گرگان. استاندار سابق گلستان یکبار در اظهاراتش گفته بود که موضوع خلیج گرگان یک موضوع بسیار جدی است و اگر این پهنه آبی خشک شود محیط زیست و سلامت مردم مورد تهدید جدی قرار خواهد گرفت و ۶۰ هزار هکتار کانون ریزگرد نمکی ایجاد خواهد شد.
هرچند مشاور محیط زیستی پروژه لایروبی خلیج گرگان مدعی ست با لایروبی انجام گرفته در سال گذشته خطر تبدیلِ خلیج گرگان به کانون ریزگرد به کلی برطرف شده است اما وضعیتِ خلیج گرگان و میانکاله و شبه جزیره آشوراده، نه فقط به دلیلِ عدم لایروبی بلکه به خاطرِ پسروی آب دریای مازندران نیز نامساعد است.
خلیج ۴۰۰۰ هکتاری گرگان یکی از بزرگترین مخازن آب شیرین متصل به دریای مازندران است و تداوم زندگی بسیاری از جانداران در بزرگترین دریاچه زمین به اتصال این خلیج با دریا وابسته است. خلیجی که با مشکلات متعدد دست و پنجه نرم میکند و تنها یکی از آنها معضلِ پسروی آب دریاست. موضوعِ خلیج گرگان چنان جدی است که حتی به تهدیدی برای جانِ ماهیانِ خاویاری موجود در این منطقه تبدیل شده است. عقیلی نژاد در گفتوگویی طی روزهای گذشته اظهار داشت: خلیج گرگان از لحاظ شیلاتی و آبزیپروری منطقه بسیار مهمی است و یک منطقه پرواربندی برای انواع آبزیان محسوب میشود. در گذشته حدود ۲۵ الی ۲۸ گونه انواع ماهی در خلیج گرگان زندگی میکردند و میزان شوری این خلیج به طور میانگین یک الی ۲ ppt بیشتر از دریای خزر بوده اما در سالهای اخیر میزان شوری خلیج گرگان به ۵۰ ppt رسیده و با این درجه شوری دیگر هیچ گونه آبزی امکان زندگی در خلیج گرگان را ندارد که این مساله اهمیت احیای خلیج گرگان را دوچندان میکند.
انتظار داریم همانطور که در سطح ملی برای احیای دریاچه ارومیه ردیف اعتباری ویژه در نظر گرفته شده برای احیای خلیج گرگان نیز اعتبار ویژهای اختصاص یابد. دولتمردان برای انجام اقدامات همسو با طبیعت نباید لحظهای درنگ کنند و فرصتهای طلایی را از دست بدهند چراکه این زمانها قابل جبران نیست و تبعات خشکی خلیج گرگان آسیبهای غیرقابل جبرانی را بر طبیعت آینده منطقه بر جای میگذارد.
تبدیلِ میانکاله به کانون ریزگرد بعد از خلیج گرگان، به دلیلِ پسروی آب دریای مازندران و همچنین خشکسالی مستمر و عمیق، از عمده نگرانیهای کارشناسان است.
طبق بررسی کارشناسان محیط زیست مازندران در سالهای اخیر به دلیل خشکسالی و کاهش دبی آب ورودی به تالاب حدود ۲۰ درصد از مساحت این ذخیرهگاه زیستکره جهان خشک شد و نیمی از پرندگان مهاجر زمستان گذران به این منطقه نیز کاسته شد و اقدامهای اخیر برای افزایش دبی آب نیز تاثیر چندانی در احیاء تالاب نداشته است. فعالان محیط زیستی میگویند این زیستگاه مهم جهانی به دلیل خشکسالی و کاهش دبی آب ورودی در سالهای اخیر با خشکی مفرطی مواجه شده که حدود ۲۰ درصد از مساحت آن خشک شد. همچنین طرح انتقال آب تالاب لپور زاغمرز نیز نتوانست در احیاء دوباره میانکاله تاثیرگذار باشد و باید برای احیاء آن برنامه جدی تدوین شود و اگر طرح احیاء تالاب میانکاله که شامل لایروبی کانال خزینی، انتقال آب دریا و جلوگیری از سد شدن آب در بالا دست اجرایی نشود، با خشک شدن تالاب میانکاله این منطقه به عنوان انتشار دهنده ریزگردها در استان مازندران تبدیل می شود. به باور صاحبنظران در شرایط فعلی وجود نم در مساحت خشک شده تالاب میانکاله از انتشار ریزگردها جلوگیری میکند و با تداوم خشکسالی و کاهش دبی اب، ریزگردها نیز در منطقه پخش میشود و با خشک شدن تالاب در سالهای اخیر مهاجرت پرندگان زمستان گذر نیز دراین منطقه با کاهش چشمگیری روبرو شد.
کارشناسان محیط زیست، دلیل کاهش مهاجرت پرندگان زمستان گذران به تالاب میانکاله را ناشی از کم شدن مواد غذایی مورد نیاز این پرندگان برمیشمارند و خواهان تخصیص اعتیار مورد نیاز برای اجرای طرح احیاء و لایروبی کانال آبرسانی، انتقال آب دریای خزر، ابطال مجوز آببندانهای پرورش ماهی و ذخیره آب کشاورزی در بالادست شدند.
بر اساس گزارشهای رسمی محیط زیست، در یک دهه گذشته از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ حدود ۱۴ هزار هکتار از وسعت تالاب بین المللی میانکاله در شرق استان مازندران و غرب استان گلستان کاسته شد به گونه ای که وسعت تالاب از ۴۸ هزار هکتار در سال ۲۰۱۱ به ۳۴ هزار هکتار در سال ۲۰۲۱ رسید. به عبارت دیگر در هر سال به طور میانگین حدود یکهزار و ۴۰۰ هکتار از سطح آبی تالاب کاسته و به سطح خشکی آن افزوده شد.
با شتاب گیری سطح خشکی تالاب بین المللی میانکاله ناشی از گرمای هوا و پسروی دریای خزر به تدریج بخشی از اثرات این مشکلات زیست محیطی خود را نمایان کرد که شامل انتشار ریزگردها، تجاوز زمین خواران به حریم تالاب، آتش سوزی مکرر در تابستان و پاییز و در ۲ سال اخیر نیز مرگ چند ده هزار بال از پرندگان مهاجر زمستان گذران بوده است. به نظر می رسد عدم تدبیر مناسب برای احیاء این تالاب حساس بین المللی میتواند اثرات بزرگترین ذخیرهگاه زیستکره جهان در ایران را از نقشه منابع طبیعی و زیست محیطی پاک و به خاطرات تلخ تبدیل کند. شبه جزیره میانکاله با ۶۸هزار و ۸۰۰ هکتار وسعت از سال ۱۳۴۸ ابتدا به منطقه حفاظت شده و سپس به پناهگاه حیات وحش میانکاله تحت مدیریت مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست تبدیل و از آن زمان تاکنون از سوی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران اداره میشود. بر اساس آمارهای رسمی این منطقه دارای ۲۳۰ گونه پرنده و ۱۸۰ گونه گیاه است.
حالا امروز معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با بیان اینکه تعریف ۲۰ میلیون هکتار طرح آبخیزداری در برنامه هفتم توسعه فرصتی برای جلوگیری از بیابانزایی است، گفت: ۱۴ میلیون هکتار از عرصههای طبیعی کشور کانون ریزگرد شد. حسن وحید در گردهمایی آموزش و ظرفیت سازی طرح «ترسیب کربن» استانهای بیابانی منطقه یک کشور در ساری افزود: حرکت نکردن به سمت توسعه پایدار در سطح حوضه آبخیز و پرداختن به آمایش سیاسی به جای آمایش در حوضه آبخیزداری از مهمترین دلایل گسترش بیابانی شدن عرصههای طبیعی است.
وی با ذکر این آمار مبنی بر اینکه کاهش توان مراتع امروز موجب شده سطح اراضی بیابانی از حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیون به ۳۰ میلیون هکتار افزایش پیدا کند، اظهار کرد: اکنون کشور با ۱۴ میلیون هکتار کانون فرسایش بادی و مساله ریزگردها و گرد وغبار مواجه است.
معاون سازمان منابع طبیعی تصریح کرد: سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری نقش مهمی در شرایط تغییر اقلیم با هدف تداوم فعالیتهای کشاورزی در کشور دارد.
وی با ذکر این نکته که امروز مردم، سازمان منابع طبیعی را فقط به عنوان حافظ جنگل نمیشناسند، ادامه داد: احیا و مدیریت منابع طبیعی فقط با همکاری مردم منطقه و انجام دورههای آموزشی قابل انجام است.
وحید خاطر نشان کرد: به همین دلیل آموزش و ظرفیت سازی برای اجرای طرح ترسیب کربن در مناطق بیابانی عرصههای طبیعی ضروری است.
وی با اظهار اینکه در برنامه هفتم توسعه برای جلوگیری از بحرانهای ناشی از تغییر اقلیمی در عرصههای طبیعی برنامههای مهمی دیده شده است و مهمترین آن لایحه آبخیزداری و ترسیب کربن است، گفت: آمایش سرزمین حوزه ای در منابع طبیعی با هدف مدیریت جامع در حال اجرا است. معاون سازمان منابع طبیعی با اشاره به ضرورت بهبود شرایط حال حاضر فرسایش خاک در کشور، افزود: ایران یک کشور با پوشش گیاهی کم است که بخش وسیعی از آن را کویر تشکیل میدهد و بر اساس برآوردهای انجام گرفته میزان فرسایش خاک بیش از ۲ میلیارد مترمکعب معادل ۱۵.۴ تن در هکتار است که عدد خوبی نیست.
معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری گفت: هماکنون ۵۰ میلیون هکتار از مراتع کشور به دلیل بهرهبرداری مفرط، خشکسالی، شخم و شیار، تغییر اقلیم و استفاده نکردن متوازن از توان سرزمین به مراتع ضعیف تبدیل شده و همین امر کشور را با مشکل فرسایش خاک، سیلاب، تخلیه سفرههای زیرزمینی روبرو کرده است.
- نویسنده : مائده مطهری زاده


























