بهخاطر دارم بیش از حدود دو دهه قبل در خراسان با معلم جوانی آشنا شده بودم که اهل شهرستان فردوس بود و در ضمن سخنانی که با هم داشتیم، شغل پدرش را پرسیدم گفت: کشاورز، پرسیدم چه میزان زمین دارند گفت حدود ۵ هکتار، من که اهل مازندران بودم، این میزان زمین را با مقداری […]
بهخاطر دارم بیش از حدود دو دهه قبل در خراسان با معلم جوانی آشنا شده بودم که اهل شهرستان فردوس بود و در ضمن سخنانی که با هم داشتیم، شغل پدرش را پرسیدم گفت: کشاورز، پرسیدم چه میزان زمین دارند گفت حدود ۵ هکتار، من که اهل مازندران بودم، این میزان زمین را با مقداری مشابه در مازندران قیاس کردم و گفتم پس حتماً اوضاع درآمد پدر شما باید خیلی خوب باشد که گفت: نه ! سالانه حدود پانصد هزار تومان تا یک میلیون درآمد بیشتر ندارند و توضیح داد که بخش اعظمی از زمینهای ما دیم است و پاییز به امید بخشش آسمان، بذر گندم و جو را در زمین میپاشیم و پس از آن کاری جز انتظار کشیدن و دعا برای بارش باران، از ما ساخته نیست و طی چندسال اخیر که درگیر خشکسالی بودیم، برداشت ما به حدود یک پنجم سالهای پربارانِ قبل، کاهش یافته است.
آن روز هرگز با خود فکر نمیکردم که روزی مشابه چنین نگرانی را در مازندران یا گلستان تجربه کنم اما روز گذشته، یکی از گندمکاران گلستان طی تماسی از آسمانِ خسیس گلایه کرد و گفت نگران برداشت محصول در بهار آینده است. همین نگرانی را برخی گندمکاران مازندرانی که چند روزی است بذر گندم را در اراضی پاشیدند، دارند. برابر آخرین ارزیابیهای هواشناسی، دامنه کاهش نزولات آسمانی به دو استان مازندران و گیلان نیز رسیده است، تا امروز نیز پاییز و زمستان خشکی را تجربه کردیم و ادامه این مشکل که در پیوند با گرمایش جهانی و تغییر اقلیم است، در گام نخست میتواند بر تولید گندم در این دو استان، آثاری ناگوار وارد کند و این موضوع، امنیت غذایی کشور را تهدید میکند بهویژه اینکه مازندران و بیش از آن، گلستان در تولید گندم، سهمی ویژه دارند. بارش باران در هفتههای نخست بذرپاشی گندم اهمیت حیاتی دارد اما خشکسالیهای اخیر، هر سال به وخامت بیشتری رفت و طی چند سال موجب آسیب و زیان به کشاورزان شالیکار در مازندران شد و گویا امروز هم قرار است دامنه آن به گندمکاران منطقه برسد. تا جاییکه به دانش بشری و تجربه انسان طی دو تا سه دهه اخیر مربوط است، نتوانسته یا نخواسته است در برابر این خشکسالیها و پدیده گرمایش، اقدام خاصی انجام دهد و آسمان را به بارش، ترغیب کند اما لازم است مدیران دو استان مازندران و گلستان هم در خصوص مدیریت مصرف و هم در خصوص کشتهای جایگزین و شیوههای مقابله با وضعیت جدید برنامه مشخص داشته باشند بهویژه اینکه ادامه این روند، نه تنها تولید گندم که سایر اقلام کشاورزی مانند برنج را نیز در دو استان مازندران و گلستان، تهدید میکند و افزون بر آن، به منابع آب شُرب جمعیت کثیری از ساکنان شهر و روستاییان در مرکز و شرق مازندران و گلستان، آسیب جدی وارد خواهد کرد. یکی از موارد بسیار خطرناک که آسیبهای خشکسالی و تغییرات اقلیم را افزایش خواهد داد طرحهای انتقال آب است که قصد کرده است بخشی از منابع مناطق جنوب گلستان و مازندران را منحرف کند و به سمنان ببرد در شرایطی که از نظر طبیعی، این منابع آبی در همه تاریخ اختصاص به جلگه مازندران و گلستان داشته است. بنابراین مدیران، نمایندگان و همچنین کارشناسان حوزه اقلیم نباید از این نکته غافل باشند که دو راه بیشتر در پیشِ رو ندارند یا در برابر تغییرات اقلیم، کاهش نزولات آسمانی و دستاندازی برخی همسایگان به منابع آبی، تسلیم محض باشند و هیچ اقدامی انجام ندهند و یا از منابع آب موجود، صیانت کنند و اجازه ندهند این منابع، با دست بردن در مسیر طبیعی و چند صد هزار ساله خود، به مسیرهای ساختگی هدایت شوند و طی دو دهه آینده، بخشهای اعظمی از جلگه مازندران و گلستان را با خشکسالی و ریزگرد و مرگ و ناامیدی، مواجه کنند که در آن صورت از دست کسی کاری ساخته نخواهد بود.


























