خبرِ «بهره برداری از بزرگترین سد شمال کشور (مازندران) تا دو سال دیگر» در حالی منتشر می‌شود که اوضاعِ بسیاری از سدهای ایران از جمله سد کرخه (یکی از بزرگ‌ترین سدهای خاکی دنیا و بزرگ‌ترین سد خاکی در خاورمیانه) بحرانی ارزیابی می‌شود و سد شهید رجایی ساری هم که عنوانِ بزرگترین سد مازندران را به […]

خبرِ «بهره برداری از بزرگترین سد شمال کشور (مازندران) تا دو سال دیگر» در حالی منتشر می‌شود که اوضاعِ بسیاری از سدهای ایران از جمله سد کرخه (یکی از بزرگ‌ترین سدهای خاکی دنیا و بزرگ‌ترین سد خاکی در خاورمیانه) بحرانی ارزیابی می‌شود و سد شهید رجایی ساری هم که عنوانِ بزرگترین سد مازندران را به یدک می‌کشد، در فروردین ماه، از فرطِ تشنگی و کم‌آبی، به صدرِ اخبار راه یافته بود.
باشگاه خبرنگاران جوان مازندران نوشت:« مدیر طرح و برنامه سد هراز از بهره برداری از این سد مخزنی تا سال ۱۴۰۳ خبر داد.
عیسی زاده گفت: با برنامه ریزی‌های جدید انجام گرفته و با تامین اعتبار همه عملیات اجرایی سد هراز تا سال ۱۴۰۳ به اتمام خواهد رسید.
او می‌گوید: برای تکمیل این سد به ۱۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز است و هر ساله باید ۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار به این طرح اختصاص یابد تا عملیات اجرایی طبق برنامه انجام شود.
برای ساخت سدمخزنی هراز و جاده جایگزین ۱۱ کیلومتری این سد که تا به امروز فقط ۴۵ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است پارسال حدود ۱۲۰ میلیارد تومان اختصاص یافته بود.
عیسی زاده درباره تاخیر در ساخت این سد، گفت: برای کار‌های عمرانی بزرگ مانند سد هراز اعتبارات لازم باید در نظر گرفته شود.
به گفته مدیر طرح و برنامه سد هراز این سد بایستی در ۵ سال به پایان می‌رسید و مجموع اعتباراتی که نیاز داشت ۵۰۰ میلیارد تومن بود ولی متاسفانه این اعتبار اختصاص داده نشد.
سد هراز از نوع خاکی با هسته رسی به ارتفاع ۱۵۰ متر، طول تاج ۳۷۳ متر و ذخیره سازی ۶۵۰ میلیون مترمکعب بزرگترین سد شمال کشور بر روی رودخانه هراز در حال ساخت است.
عملیات اجرایی ساخت این سد از سال ۱۳۸۸ آغاز شده است و با بهره برداری از این سد ۶ شهرستان و ۴۵۰ روستا از آب آشامیدنی و ۱۱۰ هزار هکتار زمین‌های کشاورزی شهرستان‌های آمل، بابل، بابلسر، فریدون‌کنار، نور و محمودآباد از آب مطمئن برخوردار می‌شوند.»

کارشناسان چه می‌گویند؟
در همین سالها که ما در ایران همچنان با افتخار، پروژه‌های سدسازی را یکی پس از دیگری به بهر‌ه‌برداری می‌رسانیم، دنیا به این نتیجه رسیده است که مضرات و معایبِ سدسازی بر فواید و منافعِ آن می‌چربد و به همین خاطر نیز به ویژه در کشورهای توسعه یافته نظیر آمریکا و اروپا، نه تنها خبری از احداثِ سدِ جدید نیست بلکه، همان سدهای قدیمی نیز به تدریج تخریب می‌شوند.
این یک حقیقتِ غیرقابلِ انکار است که اثرات منفی و فشار گروه‌های زیست‌محیطی در برخی کشورهای جهان مانند آمریکا موجب شد تا برخی سدها تخریب شود؛ برداشتن سد از روی رودخانه Elwha در واشنگتن نمونه‌ای از این تخریب است و به دنبال آن در سال ۲۰۱۴ آخرین سد بر روی این رودخانه برداشته شد. این جنبش محدود به آمریکا نیز نشده و امروز چین نیز پروژه‌های بزرگ سدسازی خود را تعطیل کرده است.
در بین سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ بود که تب سدسازی در دنیا همه‌گیر شد. در مدتی کوتاهی رودخانه‌های مهم به‌ویژه در آمریکا مسدود و آب‌ها ذخیره شد. اما مدتی طول کشید تا انسان‌ها از فاجعه‌های ناشی از این سازه‌های عظیم آگاه شوند. در طول ۶۰ سال سدهای مخزنی بزرگ، نابودکننده‌ترین تأثیرات زیست‌محیطی بر روی مردم و محیط پیرامونی‌شان را برجای گذاشتند.
در یک نمونه ٨٠ درصد از جمعیت ماهی‌ها در رودخانه‌ها و حتی ماهیان مهاجر به اکوسیستم‌های رودخانه‌ای کاهش یافت. در سال ٢٠٠٠، كمیسیون مستقل جهانی Commision on Dam ، كه به بررسی فواید و ضررهای سدها می‌پرداخت، به این نتیجه رسید كه سدها موجب جابجایی ٤٠ تا ٨٠ میلیون نفر شده‌اند و این البته جنایت دیگری است که منجر به افزایش حاشیه‌نشینی، تنش‌های اجتماعی و افسردگی شده است.
مشاهده اثرات منفی و فشار گروه‌های زیست‌محیطی در برخی کشورهای جهان مانند آمریکا موجب شد تا برخی سدها تخریب شود تا فرصت حیات دوباره و بازیابی به اکوسیستم‌ها برگردد. برداشتن سد از روی رودخانه Elwha در ایالت واشنگتن نمونه‌ای از این تخریب است و به دنبال آن در سال ۲۰۱۴ آخرین سد بر روی این رودخانه برداشته شد. این جنبش محدود به ایالت متحده نشده و حتی امروز چین نیز امروز پروژه‌های بزرگ سدسازی خود را تعطیل کرده است.
در این میان وضعیت کشور ما چگونه است؟ در دو دهه گذشته ایران نیز از جمله کشورهایی بود که ساخت سد در آن به جنبش عظیم تبدیل شد. سدسازی‌هایی که به جرأت می‌توان برخی از آنها را بی‌حساب و کتاب و بدون ارزیابی اثرات دانست و البته در این میان هستند کسانی که سدها را عامل اصلی تنش‌های آبی در ایران می‌دانند. سدهایی که امروز بیش از هر چیز به محلی برای ذخیره آب برای کلانشهرها تبدیل شده و از کارکردهای اصلی دیگرش بازمانده است.
اما اینکه سدهای را عامل اصلی مشکلات کنونی آبی در ایران بدانیم را بسیاری از کارشناسان قبول ندارند. کاوه مدنی یکی از آنهاست که از نظر او مقوله سدسازی منتفی نیست و اگر سدسازی با مطالعه و ارزیابی اثرات آن باشد مسلماً در توسعه نقش دارد.
«اگرچه سدسازی مشکلاتی را ایجاد کرده اما به طور قطع، سدها به‌وجود آورنده بحران آب را در ایران نیستند، بلکه مدیریت غلط و عدم آینده‌نگری عامل اصلی این بحران است».
یک کارشناس معتقد است سدسازی‌ها در ایران با قصد توسعه بود، افرادی که هم‌اکنون سیاست سدسازی را قبول ندارند هشت سال پیش طرفدار این روش بودند و از اینکه سدسازی باعث رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال در منطقه‌شان می‌شود خوشحال بودند.
او می‌گوید: همان بلایی که با چاه‌ها بر سر ما آمد، در سدسازی‌ها نیز تکرار شد. «با توجه به طبیعت ایران، بهترین سیستم برای تأمین آب، قنات بوده و هست اما چون حفر قنات‌ها زحمت داشت و تکنولوژی حفر چاه نیز به سرعت توسعه پیدا کرد. چاه‌های عمیق به وجود آمد و نتیجه آن کاهش بی‌سابقه ذخایر آب زیر زمینی و به دنبال آن فرونشت دشت‌ها بود که اکنون روز به روز بیشتر از پیش اثرات و خطراتش را نشان می‌دهد.»
فرهاد یزدان‌دوست دانشیار مهندسی آب دانشگاه خواجه نصیر معتقد است که یکی از اشتباهات در موضوع سدسازی این است که ما سدها را ساختیم اما به دلیل نبود برنامه صحیح، بهره‌برداری درست را از آنها انجام ندادیم، زیرا از یک نگاه واقع‌بینانه بی‌بهره بودیم.
«سدهای ما عموماً چند منظوره است، هم برای تأمین آب شرب، هم برای تولید برق، هم برای تأمین آب کشاورزی و البته جلوگیری از وقوع سیلاب‌ها». یزدان‌دوست معتقد است این شیوه نگاه به سدها اشتباه است: «متاسفانه در موضوع سدسازی در یک کورس رقابتی افتادیم و گفتیم می‌خواهیم با سدسازی، به کشاورزی، آب تخصیص دهیم و هم دوتا شهر پایین‌دشت را سیراب کنیم و هم از آن برق بگیریم و مواردی از این دست که این موضوع تنها باعث بتُنی‌شدن و ارتفاع دادن به سد شد. اگرچه نگرش ما نیت خیرخواهانه داشت اما واقعاً خلاف نتیجه حاصل شد.»
واقعیت این است که سدسازی صرفاً اقدام بدی نیست اگر ما آن را در جای نامناسب استفاده نکنیم و کاری بدون مطالعه و ارزیابی انجام ندهیم. اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم بسیاری از سدهایی که در کشور ساخته شده نه فقط از جهت زیست محیط زیستی بلکه از جهت اجتماعی و اقتصادی نیز اثرات مطلوبی نداشته است.
دیگری معتقد است که باید در روند و نحوه سدسازی در ایران بازنگری شود چرا که برخی نقاط کشور نیازی به احداث سد نداشته‌اند.
دهدشتی که در چند سال گذشته نمایندگی مردم خوزستان را برعهده داشته می‌گوید: در حالی که دنیا صنعت سدسازی را کنار گذاشته و آن را منسوخ می‌کنند، اما جای تعجب دارد که دولتمردان ما به اجرایی شدن آنها افتخار می‌کنند.
وی با اشاره به اینکه سدها، جریان آب، درجه حرارت و شفافیت یک رود را تغییر می‌دهند افزود: یکی از مضرات سدسازی این است که آب را از حالت جاری به راکد تبدیل می‌کنند.
دهدشتی می‌افزاید: به دلیل اینکه آب معمولاً از کف یک سد خارج می‌شود لذا رودخانه‌ای که از زیر سد جریان می‌یابد سردتر از رودخانه طبیعی است، از این رو تغییرات درجه حرارت ممکن است بر روی موجودات زنده رودخانه اثر بگذارد.
او اظهار می‌کند: سدها حقابه میلیون‌ها کشاورز و باغدار و حقوق عشایر بر مراتع موروثی و نیز مسیر کوچ‌شان را ضایع کرده‌اند. سدها حق سکونت و کشاورزی را از صدها هزار کشاورز کشور با راندن اجباری آنها از موطن اصلی‌شان در دریاچه سد سلب کرده‌اند.
احمدی یک کارشناس محیط زیست نیز در این باره می‌گوید: سدهای بزرگ برای طبیعت مشکلات زیادی بوجود می‌آورند.
وی دلیل احراث برخی از سدها را نگهداری آب پشت سدها دانسته و می‌افزاید: با این کار می‌توان آب را برای بالادست استفاده کرده و به مصرف گیاهان و کشاورزی بالادست رساند و از طرف دیگر باعث تغذیه سفره‌های آب زیرزمین شد.
شهرام احمدی خاطر نشان کرد: مردم باید در زمینه کشاورزی و روش‌های درست کشاورزی توجیه شوند و در زمینه سدسازی نیازی به توجیه مردم نیست.
وی توجیه مسوولان در زمینه سدسازی را الزامی عنوان و ادامه داد: اگر مسوولان در این زمینه به خوبی توجیه شوند و بدانند سدسازی برای محیط زیست مشکلات زیادی را بوجود می‌آورد می‌توان تا حدی این مشکل را رفع کرد.
احمدی با بیان اینکه در زمینه مشکل کم آبی سدسازی تاثیر زیادی ندارد بیان داشت: در این زمینه مدیریت مصرف می‌تواند بیشتر پاسخگو باشد و برای این منظور می‌توان از روش‌های آبیاری تحت فشار بهره گرفت.
وی ادامه داد: البته سدهای آبخیزداری تاثیرات خوبی برای رفع مشکل کم آبی داشته اما برخی از سدهای بزرگ زیان‌های زیادی برای طبیعت داشته‌اند که باید برای توقف ساخت آن‌ها اقداماتی صورت بگیرد.

اعترافاتِ بزرگ!
عیسی کلانتری، دو سال قبل از دریافتِ حکمِ انتصاب به عنوان رییس سازمان محیط زیست کشور، در روزهایی که هنوز مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط زیست بود، در گفت‌وگویی اظهار داشت:«ایران با بهره‌برداری از ۹۷ درصد آب‌های سطحی خود عملاً تمام رودخانه‌های خود را خشک کرده‌است و دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده‌است.»
وزیر اسبق کشاورزی ایران ادامه داد:« این موضوع به معنای آن است که اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ۷۰ درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل ۵۰ میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند.»
آقای کلانتری در سخنان خود تأکید کرد:«در سال‌های گذشته (دهه ۹۰) وزارت نیرو، جرأت اعتراف به واقعیت را نداشت؛ اما حالا بحران خشکسالی به اندازه‌ای رسیده که مسوولان متوجه قهقرای کشور شده‌اند، زیرا درحال حاضر ۷۰درصد جمعیت کشور با سرانه زیر ۹۰۰ مترمکعب آب در سال زندگی می‌کنند و این از نظر استانداردهای جهانی یعنی رخداد فاجعه بزرگ.»
او با اشاره به آنچه «سدسازی‌های بی حساب و کتاب» در ایران نامیده بود در مورد وضعیت مدیریت آب در ایران گفت:« مشکل ما این است که زمان اجرای پروژه‌ها یا کم‌سواد هستیم یا اتفاقات را پیش‌بینی نمی‌کنیم یا نظر کارشناسی را باور نداریم. مجموع این فرهنگ مدیریتی باعث می‌شود بودجه‌های عمرانی کشور هدر رود.»
همگان دیدیم عیسی کلانتری هم با این ادعای بزرگ و نطق آتشین، وقتی بر کرسی ریاست سازمان محیط زیست تکیه زد، با محیط زیست چه‌ها که نکرد!
و اکنون علی سلاجقه نیز نه در سال‌های قبل از ریاستش بر سازمان محیط زیست کشور، بلکه همین حالا که متولی محیط زیست ایران است معترف شد:
«ما با منابع آبی کشور خوب برخورد نکرده‌ایم!»
او که در روزهای گذشته از منتفی دانستنِ انتقال آب دریای خزر به سمنان تا به اینجایِ کار خبر داده بود در بخشی از اظهاراتش گفت:« در بحث آب آن چیزی که امروز در محیط زیست می گذرد نتیجه یک روز یا ۱۰ سال نیست بلکه نتیجه سالها عدم مدیریت صحیح منابع است به طوری که امروز منابع آبی ما به آستانه تحمل رسیده اند، در واقع همیشه با آب به عنوان سرمایه‌ای که همیشه ساری و جاری است برخورد کردیم اما دیدیم این سرمایه در حال کم شدن است و اکنون با مشکل روبرو هستیم، زمان بارش در کشور جابه‌جا شده و کشور دچار خشکسالی شده است، در واقع با منابع آب چه آب‌های سطحی و چه آب‌های زیرزمینی خوب برخورد نکردیم، حتی امروزه هم باو جود اینکه مدام گفته می شود منابع آبی محدود است اما می بینیم که برخی خانواده‌ها از آب به درستی استفاده نمی‌کنند، بنابراین باید تلاش کنیم تا آستانه ها در محیط زیست فاصله بگیریم.»
عجیب است در شرایطی که وضعیتِ اسفبارِ سدهای ایران را پیش چشمِ‌مان داریم و کارشناسان محیط زیست به طور دائم بر مضراتِ سدسازی تاکید می‌کنند و مسوولان مربوطه نیز دست‌کم در حرف و شعار با کارشناسان بر سرِ عدمِ برخورد مناسب با منابع آبی توافق دارند و همین حالا ترکیه را بابتِ ساختِ سدِ مخربِ ایلیسو درخورِ شماتت می‌دانیم، چرا باید همچنان شاهدِ ساختِ سدهای بزرگ و کوچک در سراسر ایران به ویژه مازندران باشیم؟!
آیا وقتِ آن نرسیده است تا یکبار برای همیشه، سدِ مافیایِ سدسازی را در ایران بشکنیم تا طبیعت نفسی تازه کند؟!