قبلا هم حسن یزدانی باخته بود. این پنجمین باری است که در یک رویداد بزرگ می بازد و قرار نیست رویین تن باشد اما رویین یاد؟ قطعا هیچ ایرانی دلیر تر از او در تمام دوران به یاد نخواهد داشت. جدال پنجم یزدانی-تیلور را هم کشتی گیر بی باک آمریکایی برد و این نوبت از […]

قبلا هم حسن یزدانی باخته بود. این پنجمین باری است که در یک رویداد بزرگ می بازد و قرار نیست رویین تن باشد اما رویین یاد؟ قطعا هیچ ایرانی دلیر تر از او در تمام دوران به یاد نخواهد داشت.
جدال پنجم یزدانی-تیلور را هم کشتی گیر بی باک آمریکایی برد و این نوبت از هر بار بیشتر لایقش بود. این اولین مصاف سنتی شده ی این دو تنها رقیب وزن ۸۶ کیلوگرم بود که تیلور آشکارا برتری بیشتری بر حسن یزدانی داشت. کشتی گیر مازنی نه توان جسمانی همیشگی را داشت و نه از نظر روحی به جریان رقابت بازگشت تا همانی که قرار بود ایران را سرمست از یک طلای جهانی ناب کند، به جای اشک شوق، گریه همه را در آورد.
به شکل غیر منصفانه ای حسن یزدانی تحت فشار هولناک و توصیف ناپذیر روانی برای طلاآوری قرار گرفته و اینگونه است که حتی وقتی در همین رقابت ها به یگانه ای در کشتی ایران بدل شده و تاریخ سازی کرده، باز هم احساس شرم می کند!
یزدانی با مدال نقره اش در رقابت های جهانی بلگراد به آمار ۸ مدال مجموع جهانی و المپیک رسیده که از زنده یاد جهان پهلوان تختی و نابغه های چون حمید سوریان و عبدالله موحد هم پیشی گرفته است.
پهلوان حسن با یک طلا و یک نقره المپیک و سه طلا، دو نقره و یک برنز جهان دست نیافتنی ترین کشتی گیر حال حاضر ایران از نظر تعدد مدال هاست و نظیرش را دیگر شاید نمی توان یافت که به اندازه عمر کشتی ایران از نظر کسب افتخار پیش رفته باشد.
اما ورزش ایران که از نظر استعدادپروری و نخبه یابی هیچ مسیر مدون و مشخصی ندارد و همه چیز را بر اساس شانس و اقبال بدست آورده و حسن یزدانی هم محصول همین شیوه نادرست اما جواب داده ی، قهرمان یابی با غافلگیری است! حال همین قهرمان از میان خیل استعدادهای نیافته، شده نماد و سمبل دیگر دلاوران و مردم هم که نمونه ای چون او مستمر در حال کسب پیروزی نداشتند، دلبستگی زیادی پیدا کردند به گونه ای که برخی تاب شکست وی را ندارند!
این جویباری مظلومانه بار تمام شادی های مردم را باید بر دوش بکشد و چون در حال حاضر به رغم قهرمانان دیگری که داریم، هیچ‌کدام اهلیت مداوم در دستیابی به پیروزی های پشت هم را ندارند؛ نقش یک ناجی در تلخی های امروزه ی ایران را یافته است.
ورزش ایران باید خود را نکوهش کند که نتوانسته فشار را از روی یزدانی بردارد و مانع از آن شود که تحت اضطراب های دائمی و سنگینی انتظارات مردمی، قابل ترین ورزشکار خود را با آسودگی خاطر به میدان نبرد بفرستد.
یزدانی خاطراتی ساخته که پاک ناشدنی است و بطور حتم در دل ها جایی ماندگار دارد و این شکست ها توفیری ندارد در علاقه مندی فزاینده مردم ولی امیدواریم که این یکسویه نگری و خودخواهی که صرفا یزدانی باید پیروز شود، رخت بربندد و با توزیع انتظار در همه اوزان کشتی و دیگر رشته ها، از او یک مبارزه صرفا طلایی نسازیم که حتی نقره اش را نادیده بگیرند و ناکافی بدانند