سالهاست که گیلان را تنها از دریچهی برنج، چای و گردشگری تفریحی میبینیم. این نگاه، گیلان را در یک تلهی توسعه تکبعدی گرفتار کرده است. اگر بخواهیم با نگاهی واقعبینانه و بر اساس متغیرهای کلان اقتصادی صحبت کنیم، باید بپذیریم که اتکا به کشاورزی در عصر نوسانات اقلیمی و تغییرات زنجیره تأمین، ریسک بزرگی است. راه نجات گیلان، تبدیل شدن از یک منطقهی مصرفکننده و تولیدکننده سنتی به یک هاب لجستیکی بینالمللی است.
اقتصاد دریامحور کلید گشایش درهای ثروت
اقتصاد دریامحور یعنی پیوند دادن پتانسیلهای دریای خزر با شبکه ترانزیت بینالمللی. گیلان با داشتن بندر انزلی و پتانسیلهای بالقوه در سایر نقاط ساحلی، در واقع در آستانهی یک انقلاب صنعتی است که میتواند نقش آنرا در اقتصاد ملی از یک منطقهی حاشیهای به یک قطب استراتژیک تغییر دهد. بزرگترین چالش ما در اقتصاد دریامحور، عدم همافزایی میان بخش بنادر، حملونقل ریلی و جادهای است. اقتصاد دریامحور صرفاً به معنای داشتن کشتی و بندر نیست؛ بلکه به معنای مدیریت هوشمند زنجیره تأمین است. گیلان میتواند با توسعهی زیرساختهای بندری و اتصال مستقیم آنها به شبکه ریلی، نقش واسطهی اصلی در مسیر ترانزیت میان آسیای میانه و اروپا را ایفا کند.
تصور کنید اگر گیلان بتواند کانتینرها را از دریای خزر دریافت کرده و با سرعت بالا از طریق شبکه ریلی به بازارهای جهانی صادر یا وارد کند، چه حجم از سرمایهی ارزی به استان باز میگردد؟ این یعنی ایجاد هزاران فرصت شغلی فراتر از بخشهای سنتی؛ از مدیریت لجستیک و مهندسی دریا گرفته تا خدمات مهندسی و تکنولوژیهای نوین دریایی. یکی از ستونهای اصلی اقتصاد دریامحور، ایجاد صنایع تبدیلی و سرمایهگذاری در حوزه صنایع مرتبط با دریا است. گیلان پتانسیل بالایی در تولید محصولات فرآوری شدهی دریایی و استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته در این حوزه دارد. علاوه بر این، نباید از پتانسیل توسعه انرژیهای نو در حوزه دریاها غافل شد. همانطور که در بحث توسعه انرژیهای خورشیدی باید به آن پرداخت سواحل گیلان نیز میتوانند بستری برای تحقیقات و بهرهبرداری از انرژیهای تجدیدپذیر دریایی باشند.
گیلان با تکیه بر ظرفیتهای دریای به اقتصاد جهانی بپیوندد
اما چرا این اتفاق نیفتاده است؟ پاسخ در ساختار تصمیمگیریهای ما نهفته است. ما هنوز با ذهنیتی درگیر هستیم که پروژههای بزرگ زیرساختی را یک هزینه میبیند، نه یک سرمایهگذاری استراتژیک. برای تحقق اقتصاد دریامحور در گیلان، ما نیازمند یک نقشه راه ملی هستیم که از تکرویهای استانی فراتر برود. بحرانهایی نظیر تورم و کاهش قدرت خرید که در سراسر کشور شاهد هستیم، میتواند با ایجاد یک قطب اقتصادی جدید مانند گیلان، بخشی از فشار را از روی اقتصاد مرکزی بردارد. تخصیص بودجه هوشمند به زیرساختهای بندری و ریلی، ایجاد تسهیلات ویژه برای سرمایهگذاران بخش لجستیک و صنایع دریایی و بازنگری در قوانین مربوط به بهرهبرداری از پهنه آبی و ساحلی محورهای اصلی ایجاد قطب جدید اقتصادی است. گیلان در دوراهی بزرگی ایستاده است؛ یا با تکیه بر ظرفیتهای دریایی خود، خود را به عصر جدید اقتصاد جهانی پیوند میزند و به یک موتور محرک اقتصادی تبدیل میشود، یا اینکه با تکیه بر مدلهای قدیمی، در چرخه بحرانهای اقتصادی و کمبود فرصتهای شغلی باقی خواهد ماند. نباید اجازه داد فرصت طلایی خزر به یک فرصت از دست رفتهی تاریخی تبدیل شود. اقتصاد دریامحور، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقای توسعه در استان گیلان و حتی مازندران و گلستان و تقویت اقتصاد ملی ایران است. زمان آن رسیده که نگاه ما از ساحل به دریا تغییر کند.
اقتصاد دریامحور فرصتی برای توسعه گیلان است
استاندار گیلان بر ضرورت توجه بیشتر به اقتصاد دریامحور تأکید کرد و گفت: گیلان با برخورداری از نوار ساحلی، بنادر و دسترسی به دریای خزر، ظرفیت قابل توجهی در حوزههای دریایی، تجارت، حملونقل و صنایع وابسته دارد. وی با اشاره به ظرفیت کشتیسازی در استان اظهار کرد: توسعه صنایع دریایی و کشتیسازی باید با جدیت بیشتری دنبال شود و بخش تعاون نیز میتواند در اجرای طرحهای مرتبط با این حوزه مشارکت کند.
حقشناس افزود: گیلان سالها در مجاورت دریای خزر قرار داشته، اما باید از این ظرفیت برای ایجاد ارزش افزوده، اشتغال و توسعه اقتصادی استفاده بیشتری شود.

























