یکی از ظرفیت‌های سه استان مازندران، گیلان و گلستان حضور نیروهای زن در دستگاه‌های اجرایی است، نیروهایی که هم از نظر شمار، قابل‌توجه هستند و هم بخش اعظمی از آنان، دانش‌آموخته دانشگاه‌های معتبر و کارشناس و متخصص هستند و اگر از این ظرفیت، به‌درستی استفاده نشود به توسعه و آینده جامعه آسیب وارد خواهد شد.

اساساً مدیریت جنسیت ندارد و نمی‌توان فردی توانمند را با این توجیه که زن است، از فلان وزارت و بهمان اداره‌کل کنار گذاشت بلکه تنها ملاک انتصابات، باید کارآمدی، توان جسمی و ذهنی فرد به انضمام سوابق درخشان مدیریتی برای انجام وظایف و مهمات آن دستگاه باشد.
آخرین آمار رسمی به ما می‌گوید چیزی حدود ۴۹ درصد از جمعیت کشور را زنان و حدود ۵۱ درصد را مردان تشکیل داده‌اند و نسبت دختران و زنان دانش‌آموخته نیز در همین حد است و در برخی از استان‌ها چون مازندران و گیلان، در این بخش آمار دختران و زنان بر پسران و مردان پیشی‌گرفته است.
همچنین با توجه به تصمیم‌گیری مدیران درخصوص موضوعات مختلفی که مربوط به آحاد مردم است، ضرورت دارد زنان هم در مجلس شورای اسلامی و هم در کرسی‌های مدیریت حضور داشته باشند تا تصمیماتی که اتخاذ می‌شود، کم‌خطا باشد و مطالبات زنان را نز لحاظ کند. یکی از کرسی‌هایی که همواره از زنان دور نگاه داشته شد، وزارت بود به شکلی که در عمر ۴۴ ساله جمهوری اسلامی ایران، تنها دو زن توانستند به وزارت برسند و برابر اگاهی ما تا این لحظه، یک زن استاندار نداشتیم و تعداد فرمانداران زن نیز کم‌شمار بود و تا امروز در استان مازندران و گیلان فرماندار زن نداشتیم و مرحوم «مرجان نازقلیچی» تنها فرماندار استان گلستان در دولت اول حسن روحانی بود که در حادثه منا به رحمت خدا رفت. روز پنجشنبه و با حکم هادی حق‌شناس استاندار گیلان، «عصمت محمد‌دوست» به سمت سرپرست فرمانداری شهرستان خُمام منصوب شد، اقدامی که البته سال‌های قبل در برخی استان‌ها انجام گرفته بود اما در سه استان شمالی نادر بود و باید به تدبیر استاندار گیلان، تحسین گفت و توقع داشت در هر سه استان توجهی ویژه به سهم زنان در مدیریت‌های کلیدی شود به‌ویژه این‌که دولت چهاردهم، رکورددار بیشترین حضور زنان در کابینه است و از استانداران نیز انتظار می‌رود که مانند دولت متبوع خود در این زمینه رکورد بزنند. علاوه بر استان گیلان که از امروز یک فرماندار زن خواهد داشت، در مازندران و گلستان نیز ظرفیت‌های مشابه بسیاری وجود دارد و لازم است از توان زنان در مدیریت بهره برد ضمن این‌که زنان توانمند و مجرب بسیاری حضور دارند که می‌توانند مدیرکل و مدیر ادارات شهرستانی باشند. اگر شعار دولت چهاردهم وفاق ملی تعریف شده است، زنان نیز بخشی از بافت اجتماعی ما هستند و باید دیده شوند و اگر توان زنان را نبینیم و تلاش کنیم از بین یک مرد با توان مدیریتی متوسط و یک بانو با توان مدیریتی بالا، دومی را نادیده بگیریم، در مسیری عکس وفاق ملی حرکت کرده‌ایم.
نکته مهم دیگر این است که بر حسب تجربه، زنانی که مدیر شدند، کم‌تر سر از پرونده‌های اختلاس در آوردند و به جرم ترک‌فعل دادگاهی یا عزل شدند و می‌توان گفت تعهد و جدیت زنان در وظایف کلان اجرایی، اگر بیش از مردان نباشد، کم‌تر از آنان نیست همان‌گونه که دغدغه و تعهد آنان در امور خانه و تربیت و تحصیلات فرزند، از پدران کم‌تر نیست.
اتفاقی که در گیلان رقم خورد را هم باید تکثیر کرد و هم باید ارتقا داد و لازم است استانداران مازندران و گلستان نیز به این فقره توجه داشته باشند.
زنان شهروند همین کشور هستند و در برابر بسیاری از امتیازات، حق و حقوقی برابر با مردان دارند و در انتخاب مدیران نیز ملاک باید توان فردی و سوابق اجرایی باشد و اگر دولت چهاردهم، نتواند به این مطالبه بانوان ارجمند، در عمل توجه کند، به شعار راهبردی خود یعنی وفاق ملی پشت کرده است و ممکن است به اهداف تعیین شده نرسد.