سرویس سیاسی در میانه اخبار نگران‌کننده‌ای که رزقِ روز ما شده است از گرانی دلار و کمبود برخی داروهای بیماران خاص و وضعیت ناگوار فعالان صنعتی و محیط‌زیست بیمار در استان مازندران، همین یک خبر را کم داشتیم که ببینیم برخی چهره‌های مبهم و مجهوالهویه از تفرقه‌ای که در میان سیاسیون مازندران ایجاد شد، استفاده […]

سرویس سیاسی

در میانه اخبار نگران‌کننده‌ای که رزقِ روز ما شده است از گرانی دلار و کمبود برخی داروهای بیماران خاص و وضعیت ناگوار فعالان صنعتی و محیط‌زیست بیمار در استان مازندران، همین یک خبر را کم داشتیم که ببینیم برخی چهره‌های مبهم و مجهوالهویه از تفرقه‌ای که در میان سیاسیون مازندران ایجاد شد، استفاده کردند و مشغول لابی‌گری ظریف هستند تا «مصطفی کواکبیان» نماینده اسبق سمنان و مدیرمسئول روزنامه مردمسالاری را به‌عنوان استاندار مازندران انتخاب کنند آن هم در شرایطی که اگر قرار باشد فردی چون ایشان استاندار مازندران باشد، در همین کوچه سیزده‌پیچ ساری ده مصطفی داریم که هرکدام توان یک دست‌شان بیش از توان مصطفی کواکبیان است و اساساً اگر قرار است کواکبیان استاندار مازندران باشد، چه نیازی به تغییر و تعویض «یوسف نوری» !
در تبیین بهتر و بیشتر تیپ شخصیتی مصطفی کواکبیان لازم است بگوییم سیاسیون و نمایندگان را می‌توان در یک تقسیم‌بندی اصلی دو گروه دانست، سیاسیون عملگرا و کارآمد که عموماً اهل نمایش‌های کلامی نیستند و شانتاژ رسانه‌ای را جایی نیاموخته‌اند.
این دسته از نمایندگان بیشتر منشأ خدمت هستند و تلاش دارند موجبات رضایت موکلان خود را فراهم ‌کنند اما دسته دوم نمایندگانی هستند که دستانی تهی دارند و درکی از مفهوم برنامه ندارند و درخصوص رضایت موکلان خود نیز کاملاً بی‌اعتنا هستند اما همزمان حنجره‌ای فراخ دارند و تنها یاد گرفته‌اند فریاد بزنند و گاه فکر می‌کنند صدای بلند یکی از لوازم بحث است و بر اقناع مخاطب موثر حتی اگر محتویات سخنان آنان به تعبیر قرآن «هباءً منثوراً» باشد و مصطفی کواکبیان یکی از این گونه‌ها است.
این‌که مصطفی کواکبیان در ادواری که نماینده مردم تهران و سمنان بود چه تحفه‌ای به آنان کرامت کرد، موضوع این بحث نیست چون در هر دو دوره دستاوردی جز «حرف» که باد هواست، نداشت.
این‌که نتوانست با بیش از دو دهه کار و فعالیت در رسانه، روزنامه مردمسالاری را دو پله ارتقا دهد و این روزنامه از نظر تأثیرگذاری و جریان‌سازی از انتها، رتبه اول را دارد نیز موضوع این تحلیل نیست. حرف و در حقیقت درد این است که ما در میان سیاسیون اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب و میانه در مازندران، به اندازه افرادی که به کواکبیان رأی دادند، مدیر و کارشناس صاحب تجربه داریم که می‌توانند استان را بهتر از مصطفی کواکبیان اداره کنند.
نکته بعدی این است که نمایندگان مازندران در دیداری که مردادماه گذشته با مسعود پزشکیان داشتند، از رییس‌جمهوری قول گرفتند استاندار بومی برای مازندران در نظر بگیرد چون مردم شریف این استان نسبت به استاندار غیربومی حساسیت دارند ضمن این‌که استانداران غیربومی و موفقی هم مانند محمد اسلامی در این استان خدمت کردند و بعدها در مدیریت ترفیع گرفتند اما درمجموع نگاه غالب درخصوص استاندار غیربومی مانند هر استان دیگری، منفی است.
نکته سوم که چیزی در حد فاجعه است این است که چند سال است سلسله سمنانیان چشم به منابع آبی مازندران دوخته‌اند و دست‌درازی‌هایی نیز به این منابع داشتند که انحراف آب چشمه‌روزیه در خطیرکوه که تقریباً به خشک شدن تلار انجامید یکی از این اقدامات است و تصمیم به انحراف آب رود «اسبه‌رو» که سرشاخه اصلی تجن است، طمع بزرگ آنان محسوب می‌شود و مصطفی کواکبیان در رأس حامیان این آب‌دزدی است.
کدام عقل سلیم می‌پذیرد که «قاچاقچی، گمرکچی بشود» و کواکبیان که همین دو سال قبل با ادبیاتی که شایسته خود ایشان است درخصوص ضرورت احداث سد فینسک و ضرورت انتقال آبی که مخصوص کشاورزی و شرب در مازندران است، به صنایع سمنان اختصاص یابد در میان مردم سمنان سخن می‌گفت، کلیددار مازندران بشود ؟
به سیاسیون، بزرگان، دلسوزان و همچنین نمایندگان استان مازندران هشدار می‌دهیم از خواب خرگوشی بیدار شوند، از تفرقه و واگرایی پرهیز کنند و اجازه ندهند چنین فردی که در عمل ناکارآمد و در سخن پُرگو و بیهوده‌گو است، به خود اجازه بدهد که به استانداری مازندران فکر کند.