سه هفته قبل از رییس‌جمهوری خبری در رسانه‌ها منتشر شد که بابت تأخیر در تکمیل پروژه رباله‌سوز ساری گلایه کرد و خواستار تسریع در اجرای این پروژه شد. در پی این خبر، برخی مدیران استانی نیز حرف از پیگیری دغدغه رییس‌جمهوری زدند و قول دادند این پروژه تا دهه فجر به افتتاح خواهد رسید.

سرویس سیاسی
سه هفته قبل از رییس‌جمهوری خبری در رسانه‌ها منتشر شد که بابت تأخیر در تکمیل پروژه رباله‌سوز ساری گلایه کرد و خواستار تسریع در اجرای این پروژه شد.
در پی این خبر، برخی مدیران استانی نیز حرف از پیگیری دغدغه رییس‌جمهوری زدند و قول دادند این پروژه تا دهه فجر به افتتاح خواهد رسید.
پس از آن نیز رییس‌جمهوری یک ضرب‌الأجل ۱۵ روزه صادر کرد تا محل دفن و دپوی زباله در عمارت آمل، تعیین تکلیف شود و باز برخی از مدیران توصیه کردند تا به زودی زمینی دیگر تعیین شود و مجوزهای لازم صادر شود و به این شکل عزم خود را جزم کردند تا توصیه رییس‌جمهوری برزمین نماند. اما حقیقتاً از منظر کارشناسی، چه تفاوتی بین دفن و دپوی زباله در عمارت یا نقطه‌ای دیگر وجود دارد ؟
به‌نظر می‌رسد نگاه به مدیریت پسماند در مازندران همچنان نگاه سنتی و غیربهداشتی و فاجعه‌بار است و کسی در استان قصدی ندارد برای چنین موضوعاتی که لازم است برابر آخرین استانداردهای علمی و بهداشتی، تدبیر شوند کاری ماندگار انجام دهد و گامی ریشه‌ای بردارد.
روز گذشته و در نامه وزارت نفت درخصوص ابطال مجوز اولیه شرکت پتروشیمی گهر مازندران به موضوع ناترازی گازی اشاره شد به عبارت روشن، وزارت نفت خیلی صریح نوشت که تولید گاز در کشور به اندازه‌ای نیست که بتوانیم گاز مورد نیاز این مرکز تولیدی را تأمین کنیم و امروز سوال ما از فرماندار، استاندار و مدیران شهرداری این است که کارخانه زباله‌سوز ساری و نوشهر قرار است با چه سوختی فعالیت کنند آن هم در شهرهایی که روزانه ده‌ها تُن زباله تولید می‌کند ؟
بارها نوشتیم که مدیریت پسماند باید از منازل مردم و با مشارکت همه آغاز شود و با تفکیک پنج آیتم اصلی موجود در زباله‌های خانگی شامل «کاغذ و عناصر سلولزی»، «انواع شیشه»، «انواع پلاستیک»، «انواع فلزات»و «زباله تر» می‌توان مقدار زباله‌ها را تا سی درصد این مقدار کاهش داد و چهار آیتم اول را به مسیر بازیافت سوق داد تا به چرخه مصرف بازگردند و از این مسیر کار اقتصادی صورت گیرد به تولید ثروت برسیم و استفاده از درختان و معادن نیز تا هر درصدی که ممکن است، کم شود. برابر نامه وزارت نفت درخصوص ناترازی گازی و پیشی‌گرفتن مصرف گاز از تولید در چندین ماه از سال، روشن است که احتمالاً برای سوزاندن زباله در سایت زباله‌سوز ساری و نوشهر گزینه‌ای جز مازوت نمی‌ماند آن هم مازوتی که برابر بسیاری از نظرات کارشناسی، استاندارد نیست و درصد بالایی گوگرد دارد. البته بسیار بعید می‌دانیم مدیرانی که از دریچه دیروز به امروز نگاه می‌کنند متوجه این نکته ساده باشند که سوزاندن زباله خیس نیاز به حجم بالایی از مازوت دارد و سوزاندن پلاستیک موجود در زباله‌های تفکیک‌نشده نیز خود آلاینده‌ای بسیار خطرناک آزاد در هوا می‌کنند به نام «دی‌اُکسین» که برای همه گونه‌های زیستی بسیار خطرناک است و احتمالاً موجی از سرطان ریه را با خود به همراه خواهد داشت.
بارها نوشتیم و مدیران بارها خود را عقل‌کل فرض کردند و به نوشته‌های ما بی‌توجه بودند اما لازم است برای افکار عمومی بنویسیم که زباله اگر در منازل تفکیک شود و اگر اراده‌ای برای آگاهی‌بخشی در جامعه وجود داشته باشد، می‌تواند به تولید ثروت منجر گردد و به همین دلیل در همه دنیا به زباله، «طلای کثیف» می‌گویند و برخی کشورهای اروپایی که امکان و زیرساخت‌های بازیافت دارند از دیگر کشورها، زباله وارد می‌کنند. سوال ما از استاندار مازندران و فرماندار ساری نیست که پیشتر نوشتیم و پاسخی ندادند بلکه سوال ما از اداره‌کل محیط‌زیست مازندران و فعالان این حوزه است که از نظر سطح آلودگی، چه تفاوتی بین دفن و دپوی زباله در انجیل‌سی بابل، عمارت آمل، پشتکوه ساری و حاشیه ساحل در برخی شهرهای مازندران با آتش زدن آن با حجم بالای مازوت در زباله‌سوز ساری و نوشهر وجود دارد؟