مدتی است که فعالان و متخصصان منابع طبیعی از فعل و انفعالاتی که در سازمان منابع طبیعی اتفاق می‌افتد و ابلاغیه‌ها و بخشنامه‌هایی که توسط ریاست جدید سازمان صادر می‌شود، ابراز نگرانی شدید کرده و افق‌های روشنی را در برابر عرصه‌های طبیعی و جنگلی کشور به ویژه استانهای شمالی نمی‌بینند. ۲۵ مهرماه امسال، عباسعلی نوبخت […]

مدتی است که فعالان و متخصصان منابع طبیعی از فعل و انفعالاتی که در سازمان منابع طبیعی اتفاق می‌افتد و ابلاغیه‌ها و بخشنامه‌هایی که توسط ریاست جدید سازمان صادر می‌شود، ابراز نگرانی شدید کرده و افق‌های روشنی را در برابر عرصه‌های طبیعی و جنگلی کشور به ویژه استانهای شمالی نمی‌بینند.
۲۵ مهرماه امسال، عباسعلی نوبخت با حکم وزیر جهاد کشاورزی به عنوان معاون وزیر جهاد کشاورزی و رییس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور منصوب شد.
نوبخت، دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی منابع طبیعی – جنگلداری است و از سِمَت‌های قبلی وی می‌توان به معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران اشاره کرد.
انتصاب عباسعلی نوبخت به سِمتِ ریاست سازمان جنگلهای کشور از سوی وزیر جهاد کشاورزی، به دلیلِ سوابق اجرایی زیاد و همچنین موضع‌گیری‌های نسبتا روشن و شفافی که در حوزه منابع طبیعی داشت تا حدودی مورد اقبالِ فعالان و دلسوزان و متخصصان امر در این بخش قرار گرفت اما این خوش بینی یا بهتر است بگوییم خوش خیالی فعالان حوزه منابع طبیعی تنها پنج روز دوام داشت، زیرا نوبخت، در اول آبان ماه با صدورِ اولین (ابلاغیه) خود در قامتِ رییس سازمان جنگلها، آبِ پاکی را به روی دستِ همه فعالان و دلسوزان منابع طبیعی ریخت.

لزوم ساماندهی «طرح تنفس» برای حفظ جنگل
بر اساس نامه‌ای با امضای عباسعلی نوبخت «رییس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور» که در یکم آبان ماه، به ادارات کل منابع طبیعی استان‌های شمالی ابلاغ شد، به بهانه بازگشایی و مرمت جاده‌های جنگلی و به استنادِ نامه رئیس «سازمان مدیریت بحران کشور» مبنی بر جمع‌آوری درختان افتاده در داخل و حریم مسیل‌ها، دستور نشانه گذاری برای قطع درختان جنگلی اطراف جاده‌ها و حریم رودخانه‌ها در شمال کشور ابلاغ شد. این در حالی است که بر اساس «قانون تنفس جنگل» هرگونه بهره‌برداری تجاری و صنعتی از چوب جنگل‌های شمال کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه ممنوع بوده و دولت مجاز به تمدید قرارداد طرح‌های جنگلداری که مدت اجرای آن به اتمام رسیده نبوده است.
یک هفته بعد در هشتم آبان ماه، رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور اما از لزوم ساماندهی «طرح تنفس» برای حفظ جنگل و نیاز صنایع چوب گفت و افزود:« با اجرای طرح تنفس جنگل‌ها و رفعِ نیاز صنایع کشور به چوب، واردات چوب لازم و ضروری است اما می‌بایست این امر ساماندهی شود تا هم خیال صنایع از بابت تامین نیازشان راحت باشد و هم به جنگل‌های کشور آسیب نرسد.»
رییس سازمان حفاظت محیط زیست درباره پیشنهاد یکی از استادان دانشگاه تهران مبنی بر ایجاد «شورای راهبردی چوب» در کشور گفت:« برای این منظور باید کارگروهی متشکل از سازمان‌های حفاظت محیط زیست، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری و سازمان حفظ نباتات وزارت جهاد و نیز وزارت صمت، نمایندگانی از دانشگاه، پژوهشگاه و صنعت تشکیل شود و در خصوص ایجاد شورای راهبردی چوب تصمیم‌گیری و در نهایت با سازمان امور اداری و استخدامی کشور وارد مذاکره شوند.»
نامه‌ (ابلاغیه) پرشائبه با امضای عباسعلی نوبخت، رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور به ادارات کل منابع طبیعی استان‌های شمالی و با هدفِ ظاهریِ «مرمت و بازگشایی جاده‌های جنگلی» ابلاغ شد. این نامه به استنادِ نامه رئیس سازمان بحران کشور مبنی بر جمع‌آوری درختان افتاده در داخل و حریم مسیل‌ها نوشته شد. حتی در مهرماه خبر آمد که دوره‌های توجیهی برای اجرای این دستور سازمان منابع‌ طبیعی و آبخیزداری هم برای کارشناسان سه استان شمالی برگزار شده است.
داریوش عبادی عضو شبکه انجمن‌های زیست محیطی کشور اما در این باره گفت:« قطع درختان شکسته و افتاده، لایروبی رودخانه‌ها، تملک بستر توسط وزارت نیرو که بعد از تملک می‌توانند درخت بستر و حریم رودخانه‌ها را با عنوان درختان خطرآفرین قطع کنند و… مواردی بود که نشان می‌داد سازمان منابع طبیعی، کمر همت بسته تا تخریب جنگل‌ها را شروع کنند و اندک جنگل‌های باقی مانده را هم از بین ببرند.»
هادی کیادلیری، رئیس دانشکده منابع ‌طبیعی و محیط‌ زیست دانشگاه علوم و تحقیقات از جمله مخالفان این طرح بود که چندی پیش به سلامت نیوز گفت:«این نسخه دادن و دستورالعمل یکسان صادر کردن برای برداشت درختان داخل رودخانه، نوعی غارت درختان حاشیه رودخانه‌ها را به همراه خواهد داشت و با بهره‌برداری هیچ فرقی نمی‌کند. تا اقدامات مشخص نباشد، خود جاده هم به درد نمی‌خورد چه برسد به اینکه بخواهند جاده‌ها را با قطع درختان بازگشایی کنند.»

خروج ۳۱ هکتار جنگل از اکوسیستم با یک امضا
اندکی نگذشت که عباسعلی نوبخت در نامه دیگری و در تایید ابلاغیه‌ی یکم آبان ماه خود، مبنی بر موافقت با برداشت درختان شکسته – افتاده، اجازه برداشت از درختان جنگلی تا گستره ۷۰ متری عمقِ جاده‌های جنگلی شمال ایران را صادر کرد.
آن‌طور که «نقی شعبانیان» معاون امور جنگل سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری می‌گوید:« هنوز فرایند نشانه‌گذاری درختان شکسته و افتاده در دو سوی جاده‌های جنگلی کامل نشده اما برآوردها نشان می‌دهد که ۱۰۰ هزارمتر مکعب از این درختان نشانه‌گذاری خواهند شد. ۱۰۰ هزار متر مکعب نیاز چند روز کارخانجات چوب را تأمین می‌کند که به خاطرش باز هم فرایندهای بهره‌برداری جنگل از سر گرفته شود؟ اگر حجم هر درخت را چهارمتر مکعب بگیریم، طرحی که این روزها نوشته شده است، قرار است ۲۵ هزار درختی را که قامتش زیر بار فشارهای ناشی از دخالت‌های انسان شکسته است، از جنگل خارج کند تا خوراک کارخانه‌ها شوند.»
اگر هر هکتار جنگل ۸۰۰ درخت داشته باشد، با امضای رئیس سازمان منابع‌ طبیعی و آبخیزداری، معادل درختان موجود در کمی بیش از ۳۱ هکتار جنگل، با یک امضا از این اکوسیستم خارج می‌شوند. اما چرا باید به برداشت این درختان تن داد؟ دلیل تعیین عمق ۷۰ متری برای نشانه‌گذاری درختان شکسته و افتاده چیست؟

درختان شکسته افتاده بخشی از اجزای جنگل است
در همین راستا داریوش عبادی فعال منابع طبیعی و عضو شبکه انجمن‌های زیست محیطی و منابع طبیعی کشور، به «خبرشمال» می‌گوید:« از آقای دکتر نوبخت به عنوان متخصص امور جنگل و کسی که سالها سابقه معاونت سازمان جنگلها را در کارنامه کاری خود داشت و همواره بر تنفس و عدم بهره‌برداری از جنگل تاکید داشت و از قضا به سبب همین نگرش، از حمایتِ تمامی تشکلهای مردمی و فعالان منابع طبیعی و اساتید دانشگاه و محققین برخوردار بود جداً بیش از اینها انتظار می‌رفت. نگرش مثبت ایشان در خصوص حفاظت از جنگلها متاسفانه به سرعت پس از نشستن بر کرسی ریاست سازمان، دچار دگرگونی شده و اکنون، درست نقطه مقابل عقاید سابق‌شان حرکت می‌کنند.»
عبادی با بیان اینکه دکتر نوبخت، قبل از این خود، منتقد عملکرد رییس سازمان بوده اما حالا در همان مسیر قدم برداشته است، می‌افزاید:«پرسش اولیه ما این است، چرا در زمانِ معاونت‌شان، وقتی طرح جنگلداری با آن همه اگر و اما، تعطیل شد بسرعت یک طرح جایگزین حفاظتی و مدیریتی برای حفظ و صیانت از جنگل تهیه و تصویب نشد؟!»
این فعال محیط زیست و منابع طبیعی، ادامه داد:« متاسفانه ایشان طی این سالها طرح را راکد گذاشتند و در نتیجه به سبب عدم مدیریت و حفاظت درست، جنگلهای شمال مورد تاخت و تاز قاچاقچیان چوب قرار گرفت. اکنون براساس آمارهایی که ادارات منابع طبیعی استان‌های شمالی ارائه کرده‌اند متوجه می‌شویم که قاچاقچیان به راحتی در این سالها جولان داده‌اند.»
عبادی تاکید کرد:« متاسفانه ایشان حتی حالا هم که به ریاست سازمان منصوب شده‌اند، به دنبال حفظ و صیانت از جنگلها نیستند و به عکس، با صدور بخشنامه‌هایی، در حالِ هموار کردن مسیرِ بهره‌برداری از جنگل هستند و به این ترتیب کم کم پای پیمانکاران و بهره‌برداران چوب به جنگل‌ها باز خواهد شد. آن هم با دستاویز قرار دادن اینکه می‌خواهیم حریم جاده‌های جنگلی و بستر رودخانه‌ها را از درختان شکسته افتاده پاک کنیم!»
وی در بخشِ دیگری از سخنانش با موردِ خطاب قرار دادن نوبخت، گفت:« این موضوع، برای تمامی کارشناسان، اساتید دانشگاه و فعالان محیط زیست جای سوال است که آقای دکتر نوبخت، آیا شما به واقع دغدغه مدیریت و حفاظت از جنگلها را دارید؟ از نظر شما تمامیِ مشکلات این حوزه با جمع‌آوری درختانِ شکسته افتاده حل خواهد شد؟ آیا اینهمه مکافات و مصایبی که در عرصه‌‌های جنگلی و به طور کلی عرصه‌های طبیعی کشور وجود دارد را نمی‌بینید و ندیدید که برای آنها راه چاره‌ای بیندیشید؟»
لازم به ذکر است که از نظر فنی و کارشناسی، وجودِ درختانِ شکسته – افتاده یا ریشه‌کن‌شده در جنگل به عنوان اجزای اکوسیستم و بیوماس جنگل، بخشی از جنگل است که باید پوسیده شده و به خاک (چرخه اکولوژیک) حیات بازگردد.
به گفته عبادی، برداشت و حذف درختان شکسته افتاده به هیچ وجه جایگاه کارشناسی یا فنی ندارد. گرچه که از گذشته تا حال، بخشِ کوچکی از بدنه دانشگاهی همصدا با قاچاقچیان جنگل معتقد بودند که این درختان باید از جنگل جمع آوری شوند، حتی در قالب پرورش جنگل! اما همه ما می‌دانیم که اینها همه دستاویز و بهانه‌ای است برای ورود و در نهایت غارتِ جنگل.

باید به دنبال افزایش سرانه جنگل و کاهش دخالت در عرصه‌های طبیعی باشیم
عبادی به سخنانش اینطور ادامه داد:« ما در شرایطی هستیم که جنگلهای ما بشدت تُنُک شده‌ و رو به کاهش گذاشته و بسیاری از گونه‌های بومی جنگلی ما هم در حال انقراض است. بنابراین در چنین شرایطی چیزی به نام تجارت و صنعت چوب اساسا معنا ندارد. امروز ارزش اصلی جنگل، شاملِ ارزش‌های زیستی و اکولوژیک از جمله (حفظ آب، خاک، حیات وحش) است و بسیاری از کشورهای دنیا هم امروزه با توجه به این نگرش، از رویکرد اقتصادی به جنگل دست کشیده و رویکرد اکولوژیک را جایگزین کرده‌اند.»
بنا به اظهاراتِ این فعال محیط زیست و منابع طبیعی، ما با پدیده گرمایش زمین روبرو هستیم و نیاز داریم که جنگل‌های ما حفظ شود. البته که باید در فکر افزایش سرانه جنگل و کاهشِ دخالت‌ها در جنگل باشیم. زیرا همین دخالت‌های نادرست باعث شد تا جنگل‌های ما طی ۴۰ ، ۵۰ سال گذشته وضعیت‌شان رو به وخامت گذارد. بنابر همین اصل هم، امروز بخش وسیعی از بدنه دانشگاهی و علمی و تخصصی ما هیچ اعتمادی به این دخالت‌های کارشناسی و فنی ندارند.

سیاست را واردِ عرصه‌های طبیعی نکنید
وی تصریح کرد:« مشکل دیگر ما هم این است که مدیران اجرایی ما به شدت سیاست زده هستند. باورهای فنی، علمی و کارشناسی و زیست‌محیطی‌شان بسیار ضعیف بوده و قابل اعتماد نیستند و حالا با این عملکرد و سیاست‌های نادرستی که آقای نوبخت اعمال کرده‌اند، همین حداقل اعتماد ما هم از بین رفت.»
عبادی گفت:« امیدواریم که جناب دکتر نوبخت هرچه سریع‌تر، بر عملکرد خود تجدید نظر کنند و از نظرات کارشناسی همه متخصصان و دغدغه‌مندان این عرصه استفاده کنند و نگذارند همین اندک عرصه‌های سبز باقیمانده نیز از بین برود و به تاریخ بپیوندد. ما از ایشان تقاضا داریم که فقط به حرف کسانی که به دنبال آن بودند تا هرچه زودتر اره موتوری‌هایشان را از انبارها و چوب‌کِش‌هایشان را از پارکینگ‌های خود بیرون بکشند گوش ندهند و در این مسیر به حرفِ همه بخش‌های فعال در این حوزه گوش فرادهند. ما معتقدیم که هنوز هم دیر نشده و آقای دکتر نوبخت می‌توانند در این باره با تغییر رویکرد همدلانه با بدنه اصلی جامعه دانشگاهی و بخش وسیعی از فعالان و دلسوزان این بخش، عرصه را برای ترکتازی‌های غارتگران جنگل تنگ و تنگ‌تر کنند.»

دو آرزوی دیرینه
وی گفت:« همه ما فعالان و متخصصان و دلسوزان منابع طبیعی دو آرزو بیشتر نداریم. اول آنکه سازمان منابع طبیعی به یک وزارتخانه قدرتمند تبدیل شود و دوم آنکه مدیری در راس این وزارتخانه باشد که علاوه بر دارا بودن تخصص و دغدغه‌ در این حوزه به دانش روز دنیا نیز مجهز باشد و از رویکردها و نگرش‌های سیاسی در این بخش بشدت دوری کند و به هیچ وجه وصل به اربابان قدرت‌ و مافیاهای سیاه نباشد و فقط و فقط دغدغه حفظ و صیانت از جنگل را داشته باشد و در نهایت امر اینکه از مدیریت بر منابع طبیعی به عنوان پله‌ای برای ترقی خود استفاده نکند.»
عبادی افزود:«شخصِ آقای نوبخت کسی است که به عنوان مصداق این امر می‌توان از آن یاد کرد چه آنکه ایشان توانسته با موضع‌‌‌گیری‌های متفاوت و سینوسی در این بخش، در طول مسیر مدیریتی از یک مدیر شهرستانی خود را بالا کشیده و اینطور به نظر می‌رسد که بسیار هم علاقه‌مند است که در قامت یک وزیر ظهور کند و شاید این بار با قربانی کردنِ جنگلها بتواند به آرزوی دیرینه خود دست یابد.»