«جواد طالبی» در چهل و نهمین جلسه شورای شهر دوره ششم مرکز استان مازندران، برای چندمین بار استیضاح شد و این بار استیضاحکنندگان قدری هوشمندی به خرج دادند و از قبل در مکانی خاص، آرای یاران خود را چند بار شمردند و در نهایت به صحن شورا آمدند و موفق شدند ۶ بر سه به […]
«جواد طالبی» در چهل و نهمین جلسه شورای شهر دوره ششم مرکز استان مازندران، برای چندمین بار استیضاح شد و این بار استیضاحکنندگان قدری هوشمندی به خرج دادند و از قبل در مکانی خاص، آرای یاران خود را چند بار شمردند و در نهایت به صحن شورا آمدند و موفق شدند ۶ بر سه به هدف خود برسند و «مصطفی احمدی فولادی» که حدود یکسال قبل نیز انتخاب کرده بودند اما گویا مصوبه شورای شهر، بنا به دلائلی در کمیته انطباق فرمانداری باطل شده بود را به عنوان سرپرست شهرداری ساری برگزینند.
شورای شهر برابر قانون حق دارد شهردار را استیضاح و عزل کند و اساساً وظیفه نخست شورا، همین است اما مروری به عملکرد شورای شهر دوره ششم در مواجهه با این مسئولیت بهخوبی نشان میدهد ما با اکثریتی طرف هستیم که کمترین اطلاعات و آگاهی از وظایف و تکالیف خود دارند اما سرشار از ادعا و توهّم هستند، کمترین آشنایی با قانون دارند و از همه مهمتر هیچ تعهدی به شعارهای خود در دوران تبلیغات انتخابات ندارند. شورای ششم در پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ و در نخستین جلسه خود طی یک اقدام نمایشی و شتابزده «جواد طالبی» را عزل و «محمد حسین قبادی» را بهعنوان سرپرست شهرداری ساری معرفی کرد، کسی کرد که همین شورا تنها دو روز بعد و در صبح شنبه، با ورود برخی نهادها ناچار شد وی را بیصدا عزل کند و چند روز بعد، مجدداً «جواد طالبی» را به عمارت بازگرداند و همین شروع افتضاح شورای ششم، به ما نوید داده بود که با اکثریتی مواجه هستیم که اول، عمل میکنند و پس از آن اگر لازم دیدند، کمی فکر میکنند.
چند هفته زمان برد تا همه دریافتند این اکثریت همچنین به «واکنشهای هیجانی» و زدو خوردهای کلامی خو گرفته و کمتر جلسه شورا بود که بدون تنشهایی از این جنس به پایان برسد و این برای مرکز استان و شهری که سابقه دو هزار سال تاریخ و فرهنگ دارد، مایه شرمساری است. در ادامه نیز چندین بار تلاش کردند «جواد طالبی» را استیضاح و عزل کنند اما این اندازه باهوش نبودند که آرای موافق را چند بار با دقت بشمارند و هربار با یک تا دو رأی اختلاف، از عزل شهردار ناکام ماندند. نکته دیگری که بخش اعظمی از افکار عمومی از آن اگاهی پیدا کردند این بود که غالب اعضای شورا و حتی همه ۹ نفر، هیچ طرحی برای ارتقای کیفیت در حوزه مدیریت شهری ندارند و همچنین همه متوجه شدند یکی از شعارهایی که اعضای پارلمان شهری مرکز استان در دوران تبلیغات انتخابات ۱۴۰۰ داده بودند و بر افزایش منابع درآمد پایدار شهری تأکید داشتند نیز شوخی بود و درحقیقت با این فریب بزرگ، موفق شده بودند آرای شهروندان را به سمت خود جلب کنند. اما اوضاع شهرداری ساری خوب نیست و اگر بگوییم «شهرداریمان درد میکند» خیلی سخنی شاعرانه یا بدبینانه نگفتیم بهویژه اینکه این دستگاه، طی ۷ سال اخیر و به برکت ویژهخواران ادوار قبلی، بسیار عیالوار و پرهزینه شده و سطح درآمد آن نیز طی سه سال اخیر افت کرده و حقوق پرسنل را با چندماه تأخیر میپردازد و نگرانی ما این است که اگر این چندماه به سال برسد، چه تنش اجتماعی و امنیتی مرکز استان را فرا خواهد گرفت؟ آنچه که در دیدرس افکار عمومی است و اخبارش به سطح میرسد، تنها گوشهای از سیاهیهای عمارت شهرداری است که عمق آن، کمتر دیده میشود و ما لازم دانستیم به فرماندار مرکز استان و استاندار توجه و حتی هشدار بدهیم که از دست این ۹ عضو شورا که چیزی جز ادعا ندارند، کاری برای رفع و تدبیر مشکل، بر نمیآید و «نوبخت» و «حسینیپور» از هماکنون باید طرحی ویژه برای مدیریت بر مشکلات انباشتهشده در عمارت شهرداری ساری در جیب داشته باشند.
آخرین نکته نیز نحوه مدیریت «مصطفی احمدی فولادی» است که امیدواریم هوشمندانه و با کمک خواستن از نخبگان و افراد باتجربه در حوزه مدیریت شهری باشد نه مدیران میانی که عمدتاً جوان، بیاطلاع، پرمدعا و بینزاکت هستند، و به دنبال یافتن منابع جدید درآمدی برود و برای این بخش طرحی مشخص داشته باشد و در این مسیر، کمترین توقع کمک از اعضای شورا نداشته باشد چون اکثریتِ این ۹ نفر جز دردسر و مشکل و تنش چیزی بلد نیستند و ما تردیدی نداریم بهزودی با «مصطفی احمدی فولادی» نیز وارد فاز جدال و استیضاح خواهند شد.


























